محتوای برنامه های درسی و تاریخچه تحلیل محتوا

14- نظریه وبر (1990 ) :تحلیل محتوا می تواند یک تکنیک مفید برای این باشد که به ما اجازه دهد تا تمرکز روی توجهات شخصی ،گروهی و نظام یافته اجتماعی را شناسایی کرده و توضیح دهیم .
تاریخچه تحلیل محتوا
Widget not in any sidebars

– پیدایش و گسترش روش تحلیل محتوا:
– تحلیل محتوا دربدو امرفقط به عنوان فنی به منظور توصیف پیام های ارتباطی شناخته می شد( برلسون و لازارسفلد 1984) در راستای تکامل روش شناسی تحلیل محتوا نیز به یک روش جمع آوری اطلاعات در علوم اجتماعی توسعه یافت.
تجزیه و تحلیل محتوای فنون مختلف به زمانی نسبتاً دور بر می گیرد. مرتن(1982) و شاگردانش معتقدند که این روش در یونان باستان بعدها درقرن هفتم میلادی درفلسطین( برای استخراج تورات) بکار برده شده است. خصوصاً در ایران تجزیه و تحلیل متون- یعنی جزء جزء کردن و یافتن ارتباط بین متون و نظم فارسی از گذشته های دور رواج داشته است. در این راه شیوه ها و ضوابط نسبتاً قابل اعتمادی بکار گرفته شده است. با پیدایش روزنامه، فصل جدیدی در تکامل این روش گشوده شد و تحلیل و ارزیابی متن روزنامه ها آغاز گشت.
انگیزه اصلی ابداع این روش، بررسی نحوه تبلیغات آلمان درهنگام جنگ جهانی دوم و میزان تأثیرگذاری آن بر روی جامعه آمریکا بود. برخی از محافل آمریکایی بر سر آنکه تعدادی از روزنامه ها مطالبی به نفع آلمان و بر ضد آمریکا می نویسند، به جدال برخواسته بودند وعده ای معتقد بودند که مثلا روزنامه The true American مطالبش درجهت منافع آلمان است و عده ای دیگر این مسأله را نفی می کردند، تا آنکه کار به دادگاه کشید و در آنجا نیز به ضوابط عینی، ملموس و قابل سنجش نمایان شد. بدین منظور آقای لاسول (1949) در پی ابداع روشی بر آمد که دارای چنان ضوابط نسبتاً عینی باشد. او از این طریق نشان داد که بین ماههای مارس تا دسامبر 1943 روزنامه فوق الذکر، چند بار جملات و اصطلاحاتی به کار برده است، که برعلیه آمریکا بوده است. کار آقای لاسول نقطه عطفی در راه کاربرد این روش بود که به تدریج در کشورهای دیگر و

Harord Lasswell -1
در زمینه های گوناگون( نظیر تحلیل نامه ها، فیلم ها خبرهاو برنامه های رادیو و تلوزیون و غیره) مورد استفاده قرار گرفت و تکامل یافت.( رفیع پور ، نوریان، 1381،ص12).
چگونگی تعیین محتوا در مواد درسی:
پس از تعیین هدف، محتوای برنامه درسی انتخاب می شود. نخستین گام برای ایجاد امکان جهت تحقق هدف انتخاب محتوای آموزشی مناسب و مطلوب است. چون هدفها به وسیله محتوا تأمین می شوندف توجه به انتخاب محتوا همیشه به عنوان یک عنصر مهم برنامه درسی مد نظر بوده است. محتوا، وسیله ای برای تحقق اهداف به شمار می رود به همین دلیل ضروری است ویژگیهای آن با اهداف مورد انتظار تناسب داشته باشد. یکی از حیطه های هدف برنامه درسی، دانش و اطلاعات است، محتوا هم باید دارای دانش و اطلاعات باشد. هدف دارای حیطه مهارتهای ذهنی است. محتوا باید به وسیله فعالیتهای مناسب مهارتهای مورد انتظار را تقویت کند. هدف حیطه شناختی دارد. محتوا باید مفاهیم و اصولی را در بر گیرد که یادگیری آنها انتظارات شناختی هدفها را تحقق بخشد. همچنین ارزشها، نگرشها و گرایشها بعد دیگر هدف است. قاعدتاض در محتوا نیز باید زمینه برای ایجاد و تقویت این بعد هدف پیش بینی شود. بنابراین محتوا زمانی جامعیت دارد که همه افراد عناصر را در بر می گیرد و امکان یا فرصتی برای فعالیت دانش آموز فراهم نشود یادگیری مؤثر اتفاق نمی افتد و مهارتهای ذهنی، عملی و طرز تلقی ها دو او شکل نمی گیرد. با توجه به نکات مذکور می توان گفت” محتوا عبارت از مجموعه مفاهیم، اصول، مهارتها، ارزشها و گرایشهایی که از سوی برنامه ریزان و به قصد تحقق اهداف انتخاب و سازماندهی می شود.” (ملکی، 1383، ص 82)
محتوای برنامه درسی به وسیله بزرگسالان انتخاب می شود. چون تجربیات، تصورات و ساختار ذهنی بزرگسالان به کودک تفاوت دارد، بزرگسالان در تهیه محتوای برنامه درسی برداشتهای خود را محور انتخاب محتوا قرار می دهند. دیویی خاطر نشان می سازد که تجربه نابالغ یادگیرنده با تجربه بزرگسالان تفاوت دارد به گونه ای که محتوای یکسان را به شیوه ای کاملاً متفاوت می بینند. برنامه ریزی درسی که از فاصله بین بزرگسالان و کودک آگاهی ندارد محتوا را بر اساس تجربیات وسیع خود انتخاب می کند و در نتیجه یادگیری آن برای دانش آموز مشکل می شود و در صورت یادگیری نیز برای او مفید و مؤثر نخواهد بود.
یک کودک معمولی به جغرافیا که صرفاً با نیات جغرافیدانان نوشته می شود علاقه مند نیست. ارائه درس جغرافیا از طریق یاد دادن مطالبی درباره کره، قطبها، قاره ها، اقیانوسها، دریاها و غیره اطلاعاتی است که باید یاد گرفته شوند و ممکن است دانش آموز به بهترین نحو پاسخ دهد، ولی داده های و اصطلاحات علمی است که در درس سازماندهی شده است.
بنابراین نباید تعجب کرد که چرا یادگیریهای دانش آموزان در مدرسه تأثیر کمتری در شخصیت و رفتار آنها می گذارد. انتخاب محتوا بر اساس برداشت برنامه ریزان و تولید کنندگان مواد آموزشی و بدون توجه به تجارب یادگیرنده باعث می شود که مثلاً در درس دستور زبان انگلیسی دانش آموز در سر تا سر مدرسه خود دستور زبان بخواند و امتحانات لازم را نیز بگذراند و در نهایت بدون دانستن دستور زبان انگلیسی از دبیرستان فارغ التحصیل شود.( ملکی، 1383، ص 83)
انتخاب محتوای برنامه درسی:
هدفهای رفتاری از نظر کلی بودن ممکن است متفاوت باشند. اصطلاح “محتوای برنامه درسی” نه تنها به قسمتهای قطعه های سازمان یافته ای که به گونه ای منظم یک رشته علمی تشکیل می دهند اطلاق می شود،بلکه شامل و قایع و پدیده هایی که به نحوی با رشته های مختلف علمی ارتباط دارند نیز هست.
هنگام برنامه ریزی درسی، باید درباره مطالب مشخصی که در برنامه گنجانده خواهد شد، تصمیم گرفته شده، چگونه این گزینش باید انجام گیرد؟ چه اصولی در این تصمیم گیری باید رعایت شود به این سؤالها در مورد برنامه درسی موضوعات ” میان رشته ای” و ” تک رشته ای” مطرح است. در مورد دروس ” میان رشته ای” میزان علاقه دانش آموز مهم ترین ضابطه، برای انتخاب محتوا است. ولی در مورد دروس تک رشته ای از ضابطه های دیگری برای انتخاب محتوا باید استفاده کرد. برای مثال در مورد درس فیزیک، قسمت های مهم این رشته باید انتخاب شود و نمی توان تنها بر علاقه دانش آموز متکی بود(مشایخ، 1381، ص 44).
شیوه های انتخاب محتوا:
1) ساختار رشته درسی:
از مفهوم ساختار رشته درسی معمولاً برای انتخاب محتوای برنامه درسی استفاده شده است. ساختار رشته درسی یعنی چه؟ شوآب(1973) برای توصیف ساختار رشته درسی، سه مجموعه مشخصه تمایز، ولی مرتبط به هم را مورد نظر قرار می دهد:
شیوه ای که دانش اندوخته شده دررشته های درسی بر آن اساس، سازمان یافته است.
مجموعه مفاهیم اساسی که برای توصیف انواع پدیده ها در چارچوب یک رشته درسی (ماده درسی) به کار برده می شود. دانشی که در یک رشته اندوخته شده است، به وسیله این مفاهیم بیان می شود.
مجموعه روشها و قواعد اساسی مختص به یک رشته درسی که در چهار چوب آن رشته شواهد لازم را فراهم می کند، به عبارت دیگر روش خاص بررسیهای علمی در آن رشته است، از آنجا که هر رشته ای در جستجوی دانش ویژه ای است. بدیهی است که از متدولوژی و ضوابط خاصی برای پی بردن به صحت و سقم یافته های آن استفاده می شود.
عقاید شوآب تأثیر بسیاری بر فرایند انتخاب محتوای برنامه های درسی گذشته است، بر مبنای نظریه های او برنامه ریزان و برنامه نویسان درسی ابتدا باید عوامل مربوط به ساختار رشته های مختلف درسی را مشخص کرد. و سپس محتوای مربوط به هر یک از این عوامل را انتخاب کنند(مشایخ، 1381، ص45).
2) مطالب اساسی یا مفاهیم کلیدی
تهیه فهرستی از مطالب اساسی می تواند وسیله دیگری برای انتخاب محتوای یک رشته درسی یا ماده درسی به حساب آید. همان طور که شوآب اظهار داشته است، ساختار اساسی هر رشته حاوی قسمت عمده دانش مربوط به آن رشته است. از این رو، در بسیاری از رشته ها، به ویژه در رشته های هنری، تعریف ساختار اساسی بسیار مشکل است و آنچه را که می توان بیان کرد عبارت از این است که بعضی عقاید بهتر از بعضی دیگر است. مفاهیم مهمتر می تواند به صورت رهنمودی برای مشخص کردن دانش مربوط به یک رشته مورد استفاده قرار گیرد. در بعضی از رشته ها فقط می توان اساسی ترین مطالب را مشخص کرد(مشایخ، 1381، ص 46).
3)شیوه عرضه نمونه ای از مطالب