محتوای برنامه درسی و فعالیت های یادگیری


Widget not in any sidebars

شیوه دیگری برای انتخاب محتوای برنامه درسی به وسیله یک مربی آلمانی به نام “مارتین واگن شین” در سال 1970، عرضه شده است. نظر او بر این است که مطالعه عمقی چند عامل برگزیده از محتوای برنامه درسی، برای دانش آموز مفیدتر از مطالعه سطحی مطالب بسیاری است که در کتاب درسی گنجانده می شود. این مربی کوشیده است به وسیله نمودار انواع شیوه های انتخاب محتوای برنامه درسی را ترسیم کند(مشایخ، 1381، ص46).
4) ضوابط عملی برای انتخاب محتوا:
علاوه بر این که انتخاب محتوا از طریق مشخص کردن عوامل ساختی، مطالب اساسی و یا گزینش نمونه انجام می گیرد در امر انتخاب محتوا باید همچنین ضوابط عملی دیگری به شرح زیر مورد نظر قرار گیرد:
پایه ای برای آموزش مداوم ( آموزشهای بعدی): داوه(1969) تأکید می کند که انتخاب محتوا باید آنچنان انجام گیرد که یادگیریهای بعدی، آموزش مداوم را چه در چهارچوب نظام آموزش رسمی و یا غیر رسمی میسر سازد.
ارتباط با مسائل روز: هنگام انتخاب محتوا باید به موضوعها و مسائلی که برا یجامعه حائز اهمیت است، ارجحیت داده شود.
میراث فرهنگی: برنامه درسی باید مطالب مربوط به میراث فرهنگی جامعه را در بر داشته باشد. این مطالب همچنین می تواند شامل آن رشته از وقایع تاریخی باشد که هر چند از نظر رشته تخصصی فاقد اهمیت خاصی است، ولی از نظر فولکول ملی یا محلی که در ادبیات، هنر و سخنرانیهای عمومی نیز از آنها یاد می شود) مهم تلقی شود. وقایعی از این نوع می تواند به گونه ای تنظیم شود که در درس تاریخ مورد نظر قرار گیرد.
فرصت مناسب برای فعالیت های یادگیری چندگانه: بهتر است برنامه های درسی بر انواع فعالیتهای یادگیری اعم از فعالیتهای کلاس درس و خارج از آن( یادگیری انفرادی) تأکید داشته باشد مانند آزمایش کردن تجزیه و تحلیل تصویرها، نه این که صرفاً به فعالیت یادگیری کلاس منحصرباشد. فعالیتهای یادگیری که در آن از حواس مختلف استفاده می شود باعث افزایش انگیزه و توانایی یادگیرنده می شود.( مشایخ، 1381، ص 46).
معیارها و اصول انتخاب محتوا:
1- اهمیت: محتوای انتخاب شده باید از درجه بالای اهمیت برخوردار باشد. مفاهیم، اصول و تعمیم های اساسی به منظور تحقق هدفهای برنامه درسی در محتوا طرح شوند. همچنین محتوا باید باعث رشد تواناییها، مهارتها و گرایشهای دانش آموزان شود. با این که برنامه ریزان درسی، اهمیت در انتخاب محتوا را مهم و اساسی می دانند، بین آنان توافقی وجود ندارد که معیار اهمیت محتوا چیست؟ کسانی که به موضوع و رشته علمی اهمیت می دهند، اعتقاد دارند که حد دانشی که به فراگیران انتقال می یابد، معیار اهمیت در محتواست. آنانی که از طرح های دانش آموز مدار حمایت می کنند می گویند که هر قدر محتوا تجربیات معنا دار برای یادگیرنده فراهم کند به همان اندازه بهتر است. (ملکی، 1383، ص 83)
به طور کلی قضاوت افراد در مورد اهمیت محتوا به دیدگاه آنها در مورد برنامه درسی مربوط می شود. ما مطابق دیدگاه اعتقادی- فرهنگی خود محتوایی را با اهمیت می دانیم که به ابعاد اساسی یادگیرنده توجه کند و آموزش آن گرایشهای فطری فرد را پرورش دهد. اگر محتوا جنبه عقلی را رشد دهد ولی از رشد بعد معنوی و عبادی غفلت شود یا بعد اجتماعی را پرورش دهد ولی بعد عاطفی غفلت کند محتوای مناسبی نیست. انسانها تک بعدی حاصل تربیتهای یک بعدی هستند و انسانهای جامع از طریق محتوای جامع تربیت می شوند.
2- اعتبار: انفجار اطلاعات در عصر حاضر باعث شده که محتوا خیلی سریع صحت و اعتبار خود را از دست دهد. باید مفاهیم، اصول و تعمیم هایی که از نظر علمی صحیح و معتبر هستند، انتخاب شدند سپس به طور مرتب اعتبار بررسی و بازبینی می شود.
3- علاقه: معیار دیگر انتخاب محتوا علاقه فراگیر است. از نظر حامیان طرحهای فراگیر مدار این یک معیار اساسی و کلیدی است. اینان معتقدند اگر دانش برای زندگی فراگیر معنادار باشد از وجود خود فراگیر می جوشد.
4- سودمندی: سودمندی به کاربرد مفید محتوا مربوط می شود. این که چه چیزی سودمند دانسته شود به دیدگاه فلسفی و طرح برنامه درسی مربوط می شود. سودمندی در نظر معتقدان به طرح برنامه درسی” موضوع محور” این است که تا چه حدی برنامه درسی بتواند دانشی را که در شغل آینده و فعالیتهای دیگر بزرگسالان کاربرد دارد به فراگیر بیاموزد. (ملکی، 1383، ص 84)
از نظر طرفداران طرح” فراگیر مدار” محتوایی که بتواند فرد را در به دست آوردن یک درک صحیح از هویت خود و کسب معنا در زندگی کمک کند سودمندی بیشتری دارد.
آنانی که از طرح ” مسئله- محتوا” حمایت می کنند می گویند، محتوایی سودمند است که در غلبه به مشکلات اجتماعی و سیاسی کاربرد داشته باشد.
5- قابلیت یادگیری: آیا می توان بدون توجه به این معیار بدیهی محتوا را انتخاب کرد؟ قطعاً بدون توجه به این معیار محتوای مناسب قابل انتخاب نیست. اگر محتوا قابل یادگیری نباشد یا دانش آموز با تکرار آن صرفاً حفظ می کند و به حافظه می سپارد در این حالت بلافاصله پس از امتحانات از ذهن او پاک می شود یا این که موجب سرخوردگی دانش آموز می شود و اعتماد به نفس او را ضعیف می کند. قابلیت یادگیری به سازماندهی محتوا مربوط است یعنی گاهی محتوای انتخاب شده به علت عدم تناسب با ویژگیها و تجربیات فراگیر مشکل است و گاهی به علت سازماندهی نامناسب محتوا یادگیری مؤثر انجام نمی پذیرد. از هر دو بعد باید هماهنگی و تناسب را حفظ کرد.
6- انعطاف پذیری: برنامه ریزان درسی باید محتوا را با توجه به زمان تخصیص یافته، منابع قابل دسترسی، فضای سیاسی، جامعه، قوانین موجود و مقدار بودجه اختصاص یافته انتخاب کنند. ممکن است بعضی تصور کنند که در انتخاب محتوا اختیار کامل دارند، اما عملاً با محدودیتهایی مواجه می شوند، برای مثال روزهایی که برای آموزش در اختیار دارند آموزش را محدود می نماید. همچنین عواملی مانند اندازه کلاس درس و کارکنان مدرسه نیز چنین نقشی در ایجاد محدودیت دارند. انتخاب محتوا باید با توجه به زمینه ای که در عالم واقع وجود دارد، انجام پذیرد. این زمینه معمولاً با مسائل سیاسی و اقتصادی گره می خورد(ملکی، 1383،ص 85)
7- توجه به ساختار دانش: برای انتخاب محتوا نخست باید ساختار رشته درسی مورد دقت نظر قرار گیرد. برای این منظور:
– مجموعه مفاهیم اساسی برای توصیف مسایل و پدیده ها در چهارچوب یک ماده درسی باید مشخص شود.
– شیوه ای که دانش اندوخته شده در آن ماده درسی سازمان یافته معین گردد.
– مجموعه روشها و قواعد اساسی که در یک ماده درسی شواهد لازم رافراهم می آورد. یعنی روش خاص بررسیهای علمی در آن مشخص شود.
8- توجه کامل به حفظ و اشاعه میراث فرهنگی و نظام ارزشی
9- ایجاد و تقویت پایه علمی برای آموزش مداوم و خود راهبری
10- ارتباط با زندگی و تجربیات روزمره و سایل روز.
11- ایجاد فرصت مناسب برای فعالیتها و مهارتهای یادگیری چندگانه(ملکی، 1382، ص 153).
تهیه و تنظیم محتوای آموزشی
یکی از اصول مهمی که باید در طراحی آموزشی مورد توجه قرار گیرد، تهیه و تنظیم محتوای آموزشی است، زیرا هنگام طراحی آموزشی باید درباره مطالب مشخصی که در برنامه گنجاند. خواهد شد، تصمیم گرفته شود. در ابتدا، ممکن است در این زمینه دو سؤال زیر مطرح شود: