متنبی

دانلود پایان نامه

ظلمها

و ای جانی کو کند مکر و دها

گفت پیغمبر:خُنُک آنراکه او

شدزدنیا ماند از او فعل نکو

مُرد محسن،لیک احسانش نمرد

نزدیزدان دین و احسان نیست خُرد

(مولوی،۱۳۷۸، دفتر۴: ۵۸۹)
هر دو شاعر در زندگی احسان و نیکی را لازم میدانند؛ چراکه نهتنها بر روحیهی خود فرد تأثیر داردو باعث بزرگی و عزت او میشود بلکه جاودان بودن نیکی را تا ابد نیز دربردارد؛ اما دیدگاه این دو شاعر بزرگ حکمت این است که احسان کردن نباید با منت و آزار همراه باشد؛ زیرا هم ارزش کار نیک خود را زیر سؤال میبرد و نیز اینکه خوبی و احسان او به بدی و گناه تبدیل میشود.
&&&&&
۱۰-بخشش و لطف بیچشمداشت از جهانبینی متنبی
شاعر عرب در اینمورد به این زیبایی سروده است:
لَو کَفَرَ العَالَمُون نِعمَتَهُ

لَمَا عَدَت نَفسُهُ سَجَایاهَا

کَاالشَّمسِ لَا تَبتَغِی بِمَا صَنَعَت

مَنفَعَهً عِندَهُم وَ لَاجَاهَا

(متنبی، ۱۴۰۷،ج۴: ۴۱۵)
” اگر بخشش عضدالدوله با کفران نعمت و انکار آن از سوی همه مردم روبرو شود، نفس با کرامت او از خوبیهایش روینمیگرداند، بسان خورشید که به دلیل نورافشانی که میکند نه سود و جاه و مقامی در عوض کارش خواستار است”.
ابوالطیب بخشش ممدوحاش را به کاری که خورشید انجام میدهد و آن روشنایی و نور است برای همگان، تشبیه میکند و ارزش والای عضدالدوله را در سخاوت نمایش میدهد.
&&&&&
۱۰-بخشش و لطف بیچشمداشت از جهانبینی مولانا
دید درگاهی پُرازأنعامها

اهل حاجت گستردیده دامها

دمبهدم هر سوی حاجتی

یافته زان در عطاوخلعتی

بهر گبر و مؤمن و زیباوزشت

همچوخورشیدو مطر،نیچون بهشت

(مولوی،۱۳۷۸،دفتر۱: ۱۱۹)
در شرح مثنوی شریف اشاره شده که مولانا در بیت سوم در وصف انعام الخلافه، آنرا به خورشید و باران مانند کرده است و ” خورشید بر آبادیها و ویرانهها میآید و بیدریغ نور میپاشد”، چنانکه متنبی در ستایش عضدالدوله گفته است. (ر.ک:فروزانفر،۱۳۸۰،ج۲: ۱۱۴۱)
هر دو شاعر نظر به این دارند که بخشش و لطف زمانی، در نزد آفریدگار ارزش دارد که بدون چشمداشت و انتظاری از کسی این کار صورت بگیرد بهمانند لطف بیدریغ خورشید و باران که همگان را در برمیگیرد.
&&&&&
۱۱-مشورت از جهانبینی متنبی
شاعر عرب دربارهی موضوع مشورت چنین میسراید:
قَدیصِیبُ الفَتَی المُشِیرُ وَ لَم یَجهَد

وَ یُشوِی۲۲ الصَّوَابَ بَعدَ اجتِهَادِ

(متنبی، ۱۴۰۷،ج۲: ۱۳۲)
” گاهی مشورت کننده در حالیکه تلاش نکرده است به هدفش میرسد و گاهی پس از تلاش بسیار به هدفش نمیرسد”.
متنبی بر این باور است که مشورت کار انسان را جلو میاندازد؛ چراکه هم او از طریق مشاوره باتجربه میشود و هم از تلاشهای بیهوده دست میکشد.
&&&&&
۱۱-مشورت از جهانبینی مولانا
جلالالدین دربارهی لزوم مشورت میگوید:
مشورت در کارها واجب شود

تا پشیمانی درآخِرکم بُوَد

(مولوی،۱۳۷۸،دفتر۲: ۲۶۴)
ورچه عقلت هست با عقلِ دگر

یارباش و مشورت کن ای پدر!

(مولوی،۱۳۷۸،دفتر۶: ۵۹۱)
امرهم شوری برای این بوَد

کزتَشاور،سهو وکژ کمتررود

(همان: ۹۹۸)
مشاوره وسیلهای است برای جلوگیری از خودکامگی و نیز در حدیثی آمده که پیامبر بیش از همه در کارها با دیگران مشورت میکرد. (ر.ک:طبرسی،۱۳۵۲: ۳۳؛ زمخشری،۱۹۴۷: ۴۳۲)
هر دو آنها مشورت را امر ضروری در پیشرفت کارها و بهتر رسیدن به هدف و یکی از اصول اخلاقی و اجتماعی میدانند.
&&&&&
۱۲-لبخند آغازگر دشمنی از جهانبینی متنبی
متنبی لبخند شیر را اینگونه با زبان شعر سروده است:
إِذَا نَظَرتَ نُیوبَ اللَّیثِ بَارِزَهً

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منابع تحقیق درباره عبدالکریم سروش و نظریه انتخاب

فَلَا تَظُنَّنَّ أَنَّ اللَّیثَ مُبتَسِمُ

(متنبی، ۱۴۰۷،ج۴: ۸۵)
” زمانیکه دندانهای شیر را آشکار و روشن میبینی، گمان نکن که شیر لبخند میزند”.
شاعر لبخند شیر را دوستانه و از روی خوبی نمیداند، بلکه آنرا جرقهای برای دریدن میداند.
&&&&&
۱۲-لبخند آغازگر دشمنی از جهانبینی مولانا
مولوی نیز با الهام از متنبی میگوید:
شیربا این فکر میزد خنده فاش

بر تبسّمهای شیر ایمن مباش

(مولوی،۱۳۷۸،دفتر۱: ۱۳۲)
در شرح مثنوی معنوی در ذیل بیت مولوی، بیت بالا از متنبی آمده است. (ر.ک:شهیدی،۱۳۸۰،ج۴: ۹)
“مولوی این تمثیل را از متنبی گرفته و میگوید از تبسمهای شیر ایمن مباش، تبسم شیر لبخند دوستی نیست، بلکه مقدمهی دریدن آدمی است”. (سروش،۱۳۷۹: ۱۹)
جلالالدین مانند متنبی در تأیید سرودهاش این لبخند شیر را دام و فریبی بیش نمیداند، هر دو شاعر حکیم، این تبسم شیر را شروع یک جنگ و دشمنی میپندارند و این نشان از این است که هر لبخند از روی محبت و صلح نیست.
&&&&&
۱۳-عدل و انصاف از جهانبینی متنبی
متنبی سالهای بسیار در دربار سیفالدوله بود و در این مدت از حسادت حسودان در امان نبود تا جایی که رابطه شاعر با سیفالدوله تیره شد. متنبی قصیدهای شکوهآمیز سرود و در آن سیفالدوله را مخاطب قرار داد. وی در این قصیده از ممدوحش میخواهد که به او ظلم نکند و با عدل و انصاف با او رفتار کند.
ابوالطیب اینگونه سیفالدوله را به عدالت در مورد خود فرامیخواند:
یا أَعدَلَ النَّاسِ إِلَّا فِی مُعَامِلَتِی

فِیکَ الخِصَامُ وَ أَنتَ الخَصمُ وَ الحَکَمُ

(متنبی، ۱۴۰۷،ج۲: ۸۳)
” ای دادگرترین م
ردم مگر در رفتار من، دشمنی من با تو است در حالیکه تو هم دشمن من هستی و هم نسبت به من داوری میکنی”.
شاعر میگوید وقتی کسی با من دشمنی و ستم کند؛ چگونه میتواند نسبت به من عدالت داشته و انصاف ورزد.
شاعر پرآوازه عرب در جای دیگر اینچنین میسراید:
وَوَضعُ النَّدَی فِی مَوضِعِ السَّیفِ بِالعُلَا

مُضِرٌّ کَوَضعِ السَّیفِ فِی مَوضِعِ النِّدَی

(متنبی،۱۴۰۷،ج۲: ۱۱)
” بخشش را بهجای شمشیر زدن و جنگ، بسان نهادن شمشیر در جای بخشش است، که اینکار به بزرگ منشی و کرامت آسیب وارد میکند”.
این بیت از ابوالطیب در امثال سائره و ارسالالمثل میباشد. (ر.ک: صاحببن عباد،۱۳۵۶: ۴۸؛ ثعالبی،۱۹۸۳: ۲۵۱)
&&&&&
۱۳-عدل و انصاف از جهانبینی مولانا

دیدگاهتان را بنویسید