عملکرد کارکنان و ساختار سازمانی

دانلود پایان نامه

آنچه در سازماندهی حائز اهمیت زیادی است عبارت از ملحوظ داشتن مجموعه ی عوامل مربوط نظیر: اهداف سازمانی، کارکنان از نظر مشخصات تخصصی و تجربی، پراکندگی جغرافیایی سازمانی و منابع مادی است. همه ی عوامل مدکور باید به صورتی در سازماندهی در صدد بیان این نکته هستند که عوامل متعددی در سازماندهی دخیل بوده و می تواند آن را به حالت های مختلفی در آورد که در عین حال تعیین اثربخشی آنها به سادگی میسر نیست، بنابراین باید به عامل«منطقی» یا «معقول» بودن اقدامات توجه نمود. شاید بتوان عبارت کلی ولی ساده زیر را به عنوان هسته مفهوم سازماندهی در نظر گرفت:


تقسیم کارها به اجزای مناسب و واگذاری آنها به افراد مناسب در قالب تشکیلات سازمانی مناسب به نحوی که اهداف سازمان با بیشترین اثربخشی حاصل آید.
رهبری:
رهبری مفهوم وسیع و پیچیده ای است که نویسندگان مختلف تعاریف متعددی از آن ارائه داده اند. با این همه، اکثر تعاریف ارائه شده شامل «عمل تأثیر گذاری و نفوذ در رفتار دیگران توسط رهبر» می باشد. بر این اساس رهبر کسی است که بر افراد نفوذ داشته و توسط آنان مقاصد مشترکی را دنبال می کند.
رهبری علاوه بر مفهوم فوق، متضمن کارکردهای دیگری نظیر هدایت و انگیزش می باشد که با توجه به اهمیت آنها بعضی از نویسندگان آنها را به عنوان کارکردهای جداگانه مطرح کرده اند. ولی منظور از رهبری در مؤسسات آموزشی به گور کلی عبارت از مجموعه اقداماتی است که توسط مدیر برای هدایت رفتار کارکنان از طریق نفوذ در آنان در جهت ارضای نیازهای فردی و سازمانی انجام می گیرد که عموماً با تأکید بر روابط شخصی مدیر با کارکنان انجام می پذیرد.
رهبری شامل موارد زیر می باشد:
1ـ شناخت کارکنان به عنوان انسان
2ـ شناخت کارکنان به عنوان انسانهای منحصر به فرد همراه با ویژگی های مخصوص به خود
3ـ برقراری رابطه ی شخصی و عاطفی با کارکنان همراه با اعتماد و اطمینان متقابل
4ـ سعی در برآوردن نیازهای سازمان و نیازهای فردی کارکنان
5ـ برخورداری از خصوصیات لازم برای رهبری
همچنان که از موارد فوق پیداست، رهبری یک مفهوم شخصی است در حالی که مدیریت یک مفهوم سازمانی است، یعنی رهبری با تکیه بر روابط شخصی و عاطفی خود با کارکنان، که از شناخت دقیق وی از آنها نشأت می گیرد و نیز با توجه ویژه به نیازهای کارکنان، اهداف سازمانی را از طریق ارضای نیازهای آنها دنبال می کند. البته نیازهای افراد می تواند دربرگیرنده ی نیازهای سازمان نیز باشد. به عبارت دیگر این موضوع در شکل عالی خود می تواند چنین باشد که کارکنان اهداف سازمان را جزء اهداف خود تلقی کرده و بین نیازهای آنان و سازمان وحدت وجود داشته باشد، از این جهت توجه به ارضای نیلزهای فردی همان توجه به نیازهای سازمانی خواهد بود.
کنترل
کنترل که بعضی از نویسندگان به عنوان «نظارت» از آن یاد می کنند عبارت است از مطابقت مراحل مختلف عملیات با اهداف از پیش تعیین شده و حصول اطمینان از پیشرفت مطلوب امور می باشد.
کنترل به تعریف فوق شامل دو بعد می باشد:
ـ کنترل کارکنان
ـ کنترل عملیات
کنترل کارکنان مستلزم وجود یک ساختار سازمانی منظمی است که چرخش امور توسط کارکنان را امکان پذیر کرده و تنگناهای مربوط به حداقل برسد و کنترل عملیات مستلزم بررسی آگاهانه کمیت و کیفیت عملکرد کارکنان می باشد، بدین ترتیب کنترل شامل موارد زیر می باشد:
1ـ اندازه گیری
2ـ تعیین معیارها
3ـ ارزشیابی
4ـ روش ها، رویدادها و سستم های کنترل
اعمال کنترل در سازمان عموماً از طریق ساختار سازمانی، خط مشی ها، اهداف، مقاصد، بودجه و نیز قواعد و مقررات انجام می گیرد، هیچ یک از سازوکارهای فوق به تنهایی نمی تواند موجب کنترل اثربخش در سازمان گردد.
بنابراین کنترل اثربخش غالباً در گرو استفاده ترکیبی از آنها می باشد.
نکته مهم عبارت از این است که هر چه کنترل به صورت سیستمی و در قالب سازمان به پیش برده شود، نسبت به کنترلی که از جانب مدیر اعمال می شود، توفیق بیشتری خواهد داشت.
در پایان بحث فراگرد مدیریت، مختصری در مورد هماهنگی که حتی به نظر برخی از متفکران مدیریت یکی از کارکردهای مستقل فراگرد مدیریت می باشد، توضیح داده شود. هماهنگی یعنی همسو و هم جهت کردن فعالیت های پراکنده ی سازمان در جهت اهداف از پیش تعیین شده. در هر سازمانی فعالیت های زیادی صورت می گیرد که ظاهراً ارتباط و یا وجه اشتراک زیادی با همدیگر ندارند. با وجود این همه آنها برای برآوردن اهداف سازمان ضرورت دارند، به شرایطی که این فعالیت های پراکنده نه تنها مانع یکدیگر نباشند بلکه همدیگر را تسهیل کنند و لازمه این امر، تلاش آگاهانه به منطور برقراری همسویی یعنی هماهنگی در بین آنهاست(علاقه بند،1374 :74).