سینماگر

دانلود پایان نامه

روشنفکرانه در جهت ترک وابستگی به این مخاطب عام وجود دارد، اما نباید تصور کرد که این حرکت لزوما در هر جهتی که سیر کند، مطلوب است؛ هنر به این مفهوم امری است جدا از مردم و صرفا مربوط به هنرمندان و روشنفکران، و این انحراف اگر از وابستگی به آن مخاطب عام بدتر نباشد، مسلما بهتر نیست. “هنر برای مردم” و “هنر برای هنر” دو وجه از یک ابتذال واحد است.” (آوینی، ۱۳۷۵: ۶۴-۶۵)
سینما ذاتاً این ظرفیت را دارد که هر پیامی را به مخاطب خود منتقل کند. این ابزار اگر در دست اهلش باشد قطعا به نتیجه مطلوب خواهد رسید. بله، سینما جز یک ابزار در دست خالق خود، چیز دیگری نیست. اینجاست که برای شخص سینماگر در راه رسیدن به سینمای دینی نقش اصلی را قائلیم. سینما همچون ضبط صوتی در دست سینماگر است که هر چه را بخواهد با آن ضبط می کند تا به نمایش در آورد.

۴-۱-۱ ابتناء تعریف سینمای دینی بر تعریف دین
هر تعریفی که از دین ارائه کنیم مفهوم سینمای دینی هم با آن تغییر می کند. از دین تعابیر و برداشت های متفاوتی صورت گرفته است که در بسیاری از موارد با تعریف دین در شریعت اسلامی سازگار نیست. پس باید گفت که مراد از دین در مبحث ما نه دین به معنای اعم، که دین مبین اسلام و مذهب تشیع است. پس بهتر است که وقتی اصطلاح سینمای دینی را به کار می بریم مشخص باشد که مقصودمان سینمای اسلامی است.
همانطور که عمل یک فرد می تواند مومنانه و مومنانه تر باشد، یک فیلم هم بمانند دیگر آثار هنری می تواند اسلامی و اسلامی تر باشد. در واقع در قرب و بُعد یک فیلم نسبت به دین، این صفت تغییر می کند. هرچه یک فیلم به اصول اسلامی که همان احکام، فلسفه و اخلاق اسلامی است نزدیک تر باشد، اسلامی تر خواهد بود. عکس این قضیه هم صادق است؛ یعنی در فیلم هایی که مورد تایید دین نمی باشند، به نسبت قرب و بُعدشان به اصول اسلامی، قرب و بُعدشان از هنر اسلامی هم مشخص می شود. این معیار هم به دست عرف متشرع است. عرف متشرع می تواند تشخیص دهد که یک فیلم تا چه اندازه به دین و اصول آن نزدیک است.
حقوقی که اسلام از آن دم می زند حقوقی جهان شمول و مطابق با فطرت اولیه انسان است. بنابراین یک ظرفیت عظیم پیش روی سینماگر دین مدار است که با تمسک به آن می تواند برای نفوذ در مخاطبِ جهانی قدم بردارد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منابع مقاله درباره وظیفه شناسی و وابستگی

باید نگاهمان را به سینمای دینی گسترش دهیم و بسته به این مقوله نگاه نکنیم؛ همچنان که سال های اخیر یک نگاه غلط در این حوزه صورت گرفته است و سینمای دینی را محدود کرده است. باید به سینمای دینی همچون خود دین همه شمول بیندیشیم. دینی که برای تمامی شئون زندگی انسان برنامه دارد، هنر و سینمای برخواسته از آن هم می تواند، که بلکه باید همه شمول بیندیشد. سینمایی که از بنیان خانواده، اخلاق انسانی-اسلامی و محبت و دوست داشتنِ مخلوقات سخن می گوید این سینما دینی است. “سینمای دینی سینمایی است که بشر را از غفلت برهاند و او را به خود، به هستی خود و در نهایت “هستی بخش” متوجه کند.” (اسفندیاری، ۱۳۸۳: ۱۲۱)
اگر به این معنا به سینمای دینی نگاه کردیم دستیابی به آن دور از دسترس نخواهد بود. البته پرداخت به چنین موضوعاتی باید به گونه ای باشد که مخاطب را به منبع این محسنات سوق دهد. سینمایی که فقط دو سه صفت خوب را مطرح می کند و از کنار آن می گذرد، مرتکب نوعی بی تفاوتی به دین شده است. در سینمای مورد نظر دین علاوه بر پرداخت به نیکی ها باید سر منشا آن، که دین الهی است هم مطرح شود؛ باید مخاطب، شیرفهم شود که مبدا و مقصد کجاست. در منطق دین، همه صفات و افعال حسنه به این منظور انجام می گیرد که در نهایت انسان را متوجه حضرت حق کند.
برای رسیدن به سینمای دینی باید دست به دامن سینماگر دین مدار شد. سینماگری که با مفاهیم اسلامی آشنا نیست یا آشنا هست ولی به آن یقین قلبی ندارد نمی تواند آن مفاهیم را در فیلم انعکاس دهد. زیرا که فیلم بمانند هر هنر دیگری برآمده از درون صاحب خویش

دیدگاهتان را بنویسید