سازمان بهداشت جهانی و استقلال مالی

دانلود پایان نامه

عامل دیگر وجود جنگ بین قبایل و نزاع بین افراد است که سبب تداوم این سنت در بین مردم قبیله میشود. در پایان هر جنگ، مردانی که جان به سلامت بردهاند، زنان شوهر مرده را به همسری خود در میآورند تا تعداد آنها رو به فزونی نرود و در اثر زاد و ولد بتوانند نیروی انسانی بیشتری برای حفظ قبیله خود به وجود آورند. در قبایلی که از اعتقادات بومی خود پیروی میکنند مرگ پدر خانواده، به پسر بزرگتر خانواده این اجازه را میدهد که جوانترین زن پدرش را به عنوان همسر به خانه خود آورد. در صورت مرگ برادر، برادر دیگر علاوه بر دارایی، همسران او را نیز در اختیار خود خواهد داشت. وجود چند همسر برای مرد، راه جادو و جنبل را به خانواده باز میکند. هر زن تلاش می کند با پیروی از نسخهی جادوگر قبیله و استفاده از طلسم و جادو توجه شوهر را به خود و فرزندانش معطوف نماید و از اهمیت همسران دیگر نزد شوهر بکاهد (بروکس،1934).
گاهی هم این امر در اثر ورود ادیان مختلف دچار تغییر و تحول و دگرگونی گشته است با ورود مسیحیت به آفریقا و پذیرش این مذهب توسط برخی قبایل، مردان به جای داشتن چند زن به یک همسر اکتفا کردند و در عوض با ورود اسلام و پذیرش آن از طرف برخی دیگر از قبایل نه تنها مردان از چند همسری دور نشدند بلکه مردان گرویده به این مذهب چند همسری را حقِ خود میداستند، حقی که خداوند به آنان اعطا کرده است. در چند همسری اسلامی محدودیتهایی نسبت به روش مشابه قبیلهای وجود دارد اما اصل چند همسری همچنان به قوت خود پا برجاست (دانگور،2001).
مالی،کشوریست در غرب آفریقا،که ۹۰ درصد مردمش را مسلمانان سنی تشکیل میدهند. ۴۳ درصد زنان این کشور با هووهای خود زندگی میکنند. به عبارت دیگر تقریبا نیمی از زنان ازدواج کرده این کشور شوهران خود را با زنان دیگری شریک میباشند. در باور این دسته از زنان، سنت چند همسری از طرف مادر و مادر بزرگهای آنان پذیرفته شده است و دلیلی ندارد که آنان از پذیرش آن سر باز زنند، به خصوص که دین اسلام هم داشتن چند همسر را برای مرد مجاز دانسته است (همان،2001).
در سالهای اخیر با روند رو به افزایش دختران فارغ التحصیل از دانشگاه و کسب استقلال مالی از سوی دیگر، زنان جوان، سنتهایی چون چند همسری را به چالش میکشند. کم نیستند مردان سنتیای که نسبت به این دسته از زنان روی خوش نشان نمیدهند، زنان بی سواد را بر باسوادها ترجیح میدهند و دختران خود را از تحصیل باز میدارند. همسر “ونگری مآتای” اولین زن دارنده درجه ی دکترا در شرق آفریقا و تنها برنده زن جایزه صلح نوبل در قاره آفریقا، علت طلاق همسرش را “تفکر قوی” او اعلام نمود. او در دادگاه اعلام کرد که نمیتواند زنش را کنترل کند به همین خاطر او را طلاق میدهد. گاهی رهبران کشورهای آفریقایی برای جلب توجه و حمایت قشر سنتی جامعه به سنت چند همسری رو میآورند. چارلز تیلور رئیس جمهور سابق لیبریا یکی از آنان بود. بعد از اعلام ازدواج تیلور با همسر چهارمش برخی از زنان لیبریایی این اقدام ریس جمهور را مورد سرزنش قرار داده و اقدام ریس جمهور را عاملی دانستند برای تشویق مردان جامعه به پیروی از سنت چند همسری. روی کار آمدن خانم سرلیف به ریاست جمهوری این کشور از حضور زنان روشنفکر و قدرتمند در این کشور حکایت میکند. خانم سرلیف اولین ریس جمهور زن در قاره آفریقاست (برش،2001).
اطلاعات به دست آمده از پژوهشهای سالهای 1992 تا 1998 نشان داد که نیمی از زنان مزدوج 15 تا 49 ساله کشورهای بنین (50 درصد)، بورکینافاسو (51 درصد)، گینه (50 درصد)، و بیش از یک سوم زنان مزدوج سنین یاده شده در 9 کشور آفریقایی؛ یعنی کامرون، چاد، ساحل عاج، لیبریا، سنگال، مالی، توگو، نیجر و نیجریه با موضوع چند زنی همسرشان مواجهاند. هم چنین در هفت کشور، یعنی جمهوری آفریقای مرکزی، جزایر کومورو، غنا، موزامبیا، مالاوی، اوگاندا و تانزانیا بین 20 تا 30 درصد و در هفت کشور نیز زیر 20 درصد این امر رواج دارد (رفیعی،1386).
درصد بالای چند زنی در کشورهای آفریقایی ناشی از رویکرد بسیار شدید سنتی بازمانده از عرف جوامع آفریقای نسبت به زن و نهاد خانواده است. در ذهن آفریقاییان، عرف و عادت به نظم اساطیری جهان مربوط است؛ اطاعت از عرف ادای احترام در برابر گذشتگان است و ازدواج مبتنی بر عرف بیش از آن که وحدتی بین دو موجود باشد اتحادی بین دو خانواده است. بر این اساس خانواده های آفریقایی گروهی متفاوت از خانواده های شرقی یا غربی را تشکیل میدهد. غالبا عرفها، حتی هنگامی که با ایمان و عقیده ی تازه تناقض داشته باشد همچنان متداول و معمول میماند و این امر هم در مورد کشورهای مسیحی شده و هم در مورد کشورهای مسلمان شده صدق میکند (اندرسون،2000).
3-12- چند همسری در آمریکا
پدیده چند همسری معمولا ًدر کشورهای خاورمیانه رایج است و در فرهنگ غربی تمایل چندانی به چند همسری مشاهده نمیشود (اندرسون،1957). در خصوص کشور آمریکا چندهمسری در واقع میراث اعتقادات بنیادگرایانه کلیسای مورمونها در تاریخ این کشور است. با این وجود این کلیسا رسما ً سنت چندهمسری را پس از پیوستن به دیگر ایالتهای آمریکا در سال 1890 کنار گذاشت. چندهمسری با آداب مسیحیت پروتستان در آمریکا در تناقض است. تخمین زده میشود در حدود 38 هزار نفر بنیادگرا در ایالات متحده به چندهمسری اعتقاد دارند و یا طبق آن عمل میکنند. مورمونها و طرفداران چندهمسری معمولا در ایالات غربی این کشور مثل یوتا زندگی میکنند. چندهمسری در ایالت یوتا غیرقانونی است. به همین علت جمعی از طرفداران آن مجبور شدند پس از حاضر شدن در یک برنامه تلویزیونی در سال 2011 که منجر به تعقیب قضایی آنها شد، به لاس وگاس و پس از آن به نوادا فرار کنند (ارینگتون،1979). یکی از این طرفداران بردی ویلیامز از اهالی شهر سالت لیک در ایالت یوتا است و دارای پنج همسر و 24 فرزند است. این خانواده عجیب که قبلا ًاز پیروان کلیسای مورمون در آمریکا بودهاند، در اواسط دهه 2000 میلادی به تغییر مذهب روی آورده و هم اکنون فرزندان خانواده که سنینی بین 2 تا 20 سال دارند تحت آموزشهای بودایی قرار گرفتهاند و موضوع مورد جالب این است که دو تن از همسران بردی با یکدیگر دختر خاله هستند و همه آنها حداقل به مدت 14 سال است که با بردی زندگی میکنند. تمامی اعضای خانواده در دو ساختمان دو طبقه بزرگ شامل چند واحد و در محوطهای مشترک ساکن هستند. هر پنج همسر آقای ویلیامز در تهیه غذا برای 30 نفر اعضاء خانواده مشارکت دارند. آقای ویلیامز و همسرانش خود را خانوادهای “شاد، مستقل و مترقی” میدانند (کان نون،1983).
اصل ازدواج گروهی با نهان کاری بسیار زیادی به مورمونها ابلاغ شد. در اوایل دههی 1840 بنیان گزار و نخستین پیامبر کلیسای مورمونی، جوزف اسمیت، سنت چند همسری را ترویج داد. اسمیت بیان کرد که در این “عهد تازه و ابدی با خدا”، باید زنان متعددی گرفته شود تا قدرت مومنین چند برابر شده و زمین را پر کنند. ژورف اسمیت، بنیانگذار فرقه مورمونهاست. او در سال ۱۸۲۰ زمانی که ۱۵ ساله بود، به گفته خود رویایی از جانب خدا دریافت کرد که در آن به او گفته شد همه کلیساها در اشتباهند و او نباید به هیچ کدام بپیوندد. ژورف مجددا در ۱۸ سالگی رویایی دیگر دریافت کرد که در آن از جانب فرشتهای به نام مورونی به او ماموریتی عظیم داده شد تا به دنبال الواح طلایی و لوحههای قدیمی بگردد. سرانجام در سال ۱۸۳۰ پس از به دست آوردن این الواح و ترجمه آنها این کتاب ها به عنوان کتابهای مورمونها انتشار یافت. اگر چه ژورف اسمیت از شرایط تحصیلی خوبی برخوردار نبود، اما به گفته خود با پیدا کردن عینک مخصوص در کنار الواح طلایی و گذراندان سه سال در خلوت و در پس پرده موفق به ترجمه متون شد و در انتها الواح طلایی را به فرشته باز پس داد. اسمیت به عنوان بانی این فرقه در سال ۱۸۴۳ تعدد زوجات را متداول کرد و این عمل او باعث عدم محبوبیت مورمون ها از جانب روزنامه نگاران و سازمان های دیگر شد. اسمیت و برادرش، هیرام پس از سه روز بازداشت از طرف حکومت ایالتی ایلینویز در سال ۱۸۴۴ توسط افرادی مسلح که به زندان نفوذ کردند،کشته شدند. بدین شکل اسمیت به عنوان اولین پیامبر و شهید این فرقه نام گرفت. گفته شده که اسمیت در هنگام مرگ دارای ۴۸ همسر بود. پس از این که اوباشان ضد مورمون در ایلینویز، جوزف اسمیت را ترور کردند، بریگام یانگ هدایت مومنین را در سفر حماسی ِ 2000 کیلومتری بطرف غرب بدست گرفت، تا اینکه به حوزهی آبریز “سالت لیک سیتی” در یوتای امروزی رسیدند. در آن جا بود که “عهد” بالاخره رسما و در انظار عمومی ابلاغ شد و همراه با آن، معلوم شد که حقّانیت مرد در برابر خدا، با اندازهی خانوادهاش تعیین میشود. بریگام خودش 55 زن گرفت که 57 بچه برایش آوردند. بعد از او جو جی ساپ در سن 80 سالگی، ریش سفید کلیسای بنیادگرای عیسی مسیح قدیسان متاخر شد، فرقهای جنجال برانگیز که پس از ممنوع کردن ازدواج گروهی در کلیسای مورمون از آنان جدا شد. وی در هیلدیل ایالت یوتا، تلاش کرده است تا وظیفه اش را در تشکیل خانوادهی آسمانیاش بخوبی انجام دهد. خانواری با 5 زن و 64 فرزند و 239 نواده و با 46 عروس و داماد. او میگوید: “من زندگی ِ متبرکی داشتهام که هیچ وقت حاضر نبودم آن را با چیز دیگری عوض کنم. در این جا در دههی 1920 و 1930، پس از این که رهبری کلیسای مورمون با شدت بیشتری، مصمم به پوست اندازی نسبت به گذشتهی چند همسری ِ خود شد و هر چه بیشتر مورد پذیرش جامعهی عادی آمریکا قرار گرفت، در دو طرف مرز یوتا، آریزونا عدهای خانوار چند همسرگرا برای خود خانه ساختند. در سال 1935 کلیسای مورمون به ساکنان این جماعت هشدار داد که: “یا ازدواج جمعی را رها کنید یا این که تکفیر میشوید. تمامی افراد عملا ً از این دستور سر پیچیدند. “جو” که عضو جماعت بود، ریش سفید خانواری با 46 فرزند و 239 نوه است. میگوید: “خانوادهی من به همون دلیل به “شورت کریک” آمدند که هر کس دیگری میآید، یعنی اطاعت از امر خدا، یعنی قانون چندزنی، یعنی تاسیس حاکمیت الهی. با وجود همهی سنگهایی که سر راه ما انداخته شده، باید بگم کارمون حرف نداشته و هیچ گاه از آن دست نخواهیم کشید. امروزه، “شورت کریک ” وطن ِتقریبا 6000 نفر است، این یعنی بزرگترین گروه جماعت که به صورت مشترک با یک دیگر زندگی میکنند. اعضای جماعت، زندگیای را که “جی ساپ” و سایر خانوادههای بنیانگزار تشکیل دادهاند، مطلوب و آرامش بخش میدانند، زندگیای که بر دلبستگیهای قدیمی و همبستگی ِهمسایگی اصرار دارد و کودکان در فضای خوش گوار و سالم بیتلویزیون و تنقلات خوری و بدون فشارهای اجتماعی رشد میکنند. از سوی دیگر، منتقدین، این جماعت را فرقهای منزوی میبینند که اعضایش با کنترل اجتماعی ِ خشک و بی تغییر، وفاداری پر دردسرشان را نسبت به یک مرد یعنی “وارن جفز” پیامبر به نمایش میگذارند. مردی که مدعی شد سخنگوی خدا بر روی زمین است. “جویس برودبنت”، زن خوش برخورد 44 ساله میگوید: “میدانم برای بیرونی ها عجیب بنظر میآید، ولی از روی تجربهام میگویم که خواهر همسران معمولا خیلی خوب با هم کنار میآیند. خب مطمئناً شما ممکنه به یکی بیشتر از اون یکی نزدیک و علاقمند بشی یا ممکنه یکیشون تو رو گهگاهی عصبی کنه، اما این در هر خانواده ای واقعیت داره که من هرگز به هیچ وجه رقابت و حسادتی بینشون حس نکردهام. “جویس” نمونهی نسبتا برجستهی این هماهنگی است. وی نه تنها ورود مارسیا، زن دیگر را به خانواده پذیرفته است، بلکه از این زن اضافی هیجان زده و خوشحال نیز شد. مارسیا که در دههی 1980 ازدواجی ناموفق را ترک کرده بود، خواهر تنی “جویس” نیز هست.”جویس” در حالی که با مارسیا و شوهرشان “هبر” در کنار هم نشستهاند، لبخندی میزند و میگوید: “من که میدانستم شوهرم مرد خوبی است، خواستم خواهرم هم، فرصت چشیدن همان لذت و خوشیِ مرا داشته باشد. زنان جوان مزرعهی کلیسا در پونی اسپرینگ، اغلب با همکاری یک دیگر کارهای مزرعه را انجام میدهند آنان علوفه ی درو شده را برزنت کشی میکنند و کاشت سبزیجات و چیدن میوهها از درخت میپردازند. آنت جی ساپ 19 ساله میگوید: “این کار سختیه، اما من دوسش دارم. من با دوستام هستم و دور از همه جای دنیا”. زنان برخلاف سبک محافظه کارانهی زندگیشان، رانندگی میکنند، تلفن همراه دارند و با کامپیوتر آشنا هستند. این روح جماعتگرا در خانهی چندهمسری سبب میشود با وجودی که چیدمانهای زندگی خانوارها متفاوت است ولی آنها با یک دیگر هماهنگ باشند. زنها ممکن است بازوهای مختلف ساختمان خانه را اشغال کنند یا کلبهی ویلایی”خانم بزرگ و مخصوص” خود را داشته باشند و مسئولیت اولیهی مراقبت از فرزندان خود را شخصا به عهده دارند، اّما ممکن است یک زن آشپزخانه را اداره کند، دومی بعنوان معلم مدرسه عمل کند (تمامی کودکان جماعت در هیلدیل و کلرادوسیتی، عملاً خانه آموزند) و سومی دوخت و دوزها را به عهده بگیرد. این تقسیم کار، همراه با احساس خواهری، از عهدهی کاهش حسادت نیز بر میآیند. زنان مایلند که میدان نفوذ خود را بر حسب ترجیح شخصی یا استعداد و توانایی ذاتی خود بکاوند و پیش ببرند. اما همهی زنان جماعت، در مورد ازدواج چند زنی تا این حّد خوشبین نیستند. “دوروتی اِماجیساپ” آدمی است فعال و سرزنده که در هیلدیل، عطاری درمان طبیعی دارد. دوروتی در حالی که در مغازهی پر از بطریها و شیشههای عرقجات دست ساز نشسته است داروهایی که خود آسیاب و مخلوط میکند میپذیرد وقتی که شوهرش زن گرفتن را شروع کرده بود، دست به مبارزه زد. او میگوید: راستش را بخوای، بیشتر زنان دوران سختی رو با این مسئله میگذرونن، چون کار سادهای نیست که مردی رو که عاشقش هستی، با دیگران قسمت کنی و شریک بشی. اما من پذیرفتم که این هم آزمایش الهی دیگری است که خدا جلوی آدم میذاره، آزمایش در برابر گناه حسادت و غرور فهمیدم برای این که زنی باشم خداپسند، لازمه که در این امتحان برنده بشم. خانم تریسی شارپ به همراه همسر و شش زن دیگر وی در یک مزرعه زندگی میکرد. او میگوید حسادت به شدت در میان این زنان رایج بود و این خانم 46 ساله نهایتا تصمیم گرفت در سال 2010 آن خانه را ترک کرده و به همراه فرزندانش به تنهایی در خانهای دیگر زندگی کند. او میگوید از اینکه شوهرش را با 6 زن دیگر تقسیم کرده بود مشکلی نداشته است. او عاشق همسر خود بوده و با تلاش فراوان در مزرعه و کار در کنار دیگران سعی داشت زندگیاش را حفظ کند. اما نهایتا انزوا، حسادت بیش از حد زنان به یکدیگر و تنهایی باعث شد او تصمیم بگیرد شوهرش را رها کند. این زن 46 ساله میگوید: این مرد مثل یک پادشاه بر زنان حکمرانی میکرد اما زنان به صورت مداوم در حال درگیری و مشاجره با یکدیگر بودند. آنچه که بنظر میآید کمکی است به پیروزی در این آزمون سخت، آگاهی از این است که نقش اولیهی زن در جماعت، داشتن و بزرگ کردن بچه های هر چه بیشتر است: تشکیل خانواری “آسمانی، الهی” که تا ابد با هم خواهند بود. این که با زنهایی برخورد کنی که 10، 12، یا 16 شکم زاییده باشند، چیز عجیبی در جماعت نیست جویس برودبنت مادر یازده فرزند است، و دوروتی اِما جیساپ مادر 13 فرزند است در نتیجهی همین باورهاست که به آسانی میفهمی چرا این گوشهی غربی آمریکا انفجار جمعیتی را دارد تجربه میکند. بیش از چهارصد نوزاد زایمان شده در کلینیک بهداشتی هیلدیل در طول سال، میانگین سن مومنین را تقریبا به زیر 14 سال رسانده است، در حالیکه همین رقم برای کل آمریکا 6/36 سال است. وحشتناک است. در هیلدیل و کلرادو سیتی، با آدمهای زیادی که شجره نامهشان را به تک و توکی از خاندانهای مهاجر پیشتاز میرسانند، میبینیم که نام های خانوادگی انگشت شماری بارها و بارها و نسل اندر نسل تکرار میشوند، این، یعنی آن روی سکه ی این باروری بالا، روی تاریک سکه: پزشکان آریزونا میگویند که نوع حاّدی از یک بیماری ناتوان کننده بنام “کمبود فیوماریز” بخاطر ازدواج های درون خویشی در این جماعت غالب شده است؛ بیماری ِ ناشی از یک ژن قبلا ً فروخفته که با این ازدواج ها خود را بارز کرده و نشان داده است (همان،1983).
3-12-1- نقش محوری زنان در دفاع از چند زنی
در مراسم روز بریگام یانگ، سازمان خیریهای در یوتا، با شوق و ذوق تلاش کرد تا خانهی امنی برای زنان هوو دار نیازمند پناهگاه تاسیس کند تا از دست این “بردگی ِ سفید” راحت شوند. اما در تعجب همگان آن پناهگاه، عملا ً خالی ماند و هیچ کس به آن رجوع نکرد. امروزه زنان جماعت در هیلدیل کلرادو سیتی فرصتهای بیش از اندازهای برای فرار دارند، تلفن موبایل دارند، اتومبیل میرانند، هیچ نگهبان مسلحی جلوی فرارشان را نمیگیرد اما با تمام این احوالات فرار نمیکنند بیشک، یک دلیل این است که با پرورش یافتن در این فرهنگ، از سایر مسائل کم خبر میمانند. رها کردن جماعت، به معنی پشت سر گذاشتن همه چیز است: پشت سر گذاشتن جماعت، حس امنیت خود و حتّی خانوادهی خود را از دست میدهند. “کارولین جیساپ” یکی از همسران مریل جیساپ که جماعت را ترک کرد، ورود به دنیای بیرون را شبیه به “گام نهادن به درون سیاره ای دیگر” میداند. کارولین ادامه میدهد: “خیلی دستپاچه بودم، چون اصلا ًهیچ تجربهای از زندگی مستقل نداشتم. بیشتر زنای جماعت، حتی قادر نیستند یه صورتحساب رو مرتب و تراز کنند، چه برسد به درخواست استخدام و یافتن کاری برای خود تا از طریق آن بتوانند گذران امورات کنند. واسه همین، تصور این که در دنیای بیرون، چطوری میخوای گلیمت رو از آب بیرون بکشی، به وحشت میاندازدت. بنظر میآید وسوسهای دیگر، زنان را به ماندن دلخوش میکند: وسوسهی قدرت است. زنهایی از جماعت که با آنها مصاحبه شد، بیش تر از مردان، دلشان میخواست سر زبان دار و جسور باشند، مردانی که بنظر میآمد بیشترشان از شدت کمرویی و ترسویی، دست و پا چلفتی و فلج شده بودند. این نکته زمانی معنی میدهد که فرد کم کم میفهمد آن زنان قرار است “چند برابر شده و سیاره ی زمین را از خود پر کنند”. وقتی که مردان در رقابتی اضطراری و تنگاتنگ با هم درگیر میشوند تا پیامبر، آنان را برای ازدواج شایسته بشناسد، طبیعی است که یک راه شایسته به حساب آمدن این است که زیاد جلوی چشم ها آفتابی نشوی، توی چشم نیای، تابلو نباشی. در نتیجه، آنچه که همهی تجملات و زرق و برق یک فرهنگ پدرسالار را با خود دارد، عملا ً حامل بسیاری از عناصر یک فرهنگ مادرسالار از آب درمیآید (کان نون،1937).
3-13- پیشینه تاریخی تعدد زوجات
تعدد زوجات تقریبأ یک پدیده تاریخی است، که هم پای حیات اجتماعی انسان قرار داشته است؛ گزارشهای تاریخی در این زمینه کم نیست. در دورههای مختلف تاریخی شواهد بیشتری درباره تعدد زوجات در دست است؛ مانند: وجود حرمسراهای مختلفی که از تشنگی عمومی جنس نر انسان برای تجربهی تنوع جنسی نتیجه میشود و وجودش گواهی است بر تغییرات اجتماعی به وجود آمده پس از پسا کشاورزی، دامپروری که تمرکز قدرت در دست تعداد اندکی مرد، به کاهش شدید خودمختاری زنان انجامید. تا بیش از دوران کشاورزی، دامپروری شرایط فرهنگی لازم که طی آن برخی از مردان بتوانند با انباشت قدرت سیاسی و ثروت، چند همسر اختیار کنند و از عهدهی آنها و فرزندان برآیند وجود نداشته است، در واقع، ظهور حرمسراها، از مشخصههای جوامعی نظامی، و شدیدا سلسله مراتبی از نوع کشاورزی دامپروری و دهقانی است که ساختار جامعه، معطوف به افزایش سریع جمعیت، گسترش قلمرو، و انباشت ثروت بوده است. بررسی تاریخی رفتار جنسی در جوامع گوناگون نشان میدهد که روابط جنسی هیچ گاه منحصر به رابطه بین یک زن و یک مرد باقی نمانده است، حال چه قانونمند، به شکل چندهمسری و چه به صورت غیر قانونمند در انتخاب آزادانه چند شریک جنسی. ساسیلدا جفا که در سال 1990 پژوهش سازمان بهداشت جهانی در مورد رفتار جنسی در میان ساکنان بخش های روستایی موزابیک را عهدهدار بود. دریافت که 140 مرد مورد تحقیق، مجموعا با 87 زن به عنوان همسر،252 زن دیگر به عنوان شریک جنسی بلند مدت و 226 زن دیگر به عنوان روابط گهگاهی، ارتباط جنسی داشتند که این به معنای به طور متوسط 4 رابطه جنسی همزمان به ازای هر مرد بود و این غیر از موارد گزارش نشدهی گهگاهی بود که بسیاری از این مردان احتمالا تجربه کرده بودند (اندرسون،1937). منشا پیدایش چند زنی را انسان شناسان هم زمان با شیخویت پدری دانستهاند و عقیده دارند که پس از اهلی شدن حیوانات مسئله چرای دامها مورد توجه قرار گرفت که در نتیجه، فرایند مالکیت زمین گسترش یافت. به طور کلی ازدواج چند همسری در جوامع جمعی، الگویی مرسوم به شمار میرود. در این جوامع نرخ باروری بالاست و فرزندان به عنوان منبع تامین کننده نیروی کار و ثروت، حامی منافع اقتصادی و اجتماعی والدین قلمداد میشوند. به همین دلیل تمایل به داشتن فرزند زیاد از طریق حمایت از ساختار چند همسری برای نظام خانواده انجام میگیرد.( محمدی،1387). با توجه به مفهوم کهن الگوی یونگ، که گرایش ارثی در پاسخ دادن به جهان به گونهای معین که شامل تصاویر نخستین(تصاویر ازلی) و بازنماییهایی از انرژی های غریزی در ناهشیار جمعی انسانهاست و به وسیله تکرار شدن در زندگی نسلهایی که به دنبال هم آمده اند، درون انسان تثبیت شده و در رویاها و خیال پردازیهای او آشکار میشوند به شکل آمادگی برای عمل کردن به شیوهای خاص در تمام انسان وجود دارد. چندهمسری را نیز به معنای تکامل شناختی آن میتوان یک کهن الگوی نافذ در تمام اقوام و تمدنها دانست (عارف نظری و مظاهری، 1384). مورگان در بررسی روند تکامل ساختار خانواده و به طور کلی سازمان اجتماعی فرضیهای را پیش کشید که بر اساس آن روابط جنسی با چند نفر به طور همزمان ویژگی دورههای ماقبل تاریخی بوده است. در آن دوران مردان به شکل چند همسر و زنان به شکل چند شوهر زندگی میکرده اند.چنین خانوادهای نه غیر طبیعی و نه خارق العاده تلقی میشده است. مورگان افزود: دشوار بتوان نشان داد که نوع دیگری از ساختار خانواده در دورههای ابتدایی وجود داشته است. در ادامه میگوید ظاهرا هیچ راه گریزی از این نتیجه گیری وجود ندارد که آمیزش جنسی با چند نفر به طور همزمان ویژگی دروههای ماقبل تاریخ بوده است (گردون،1996).
استدلال مورگان مبنی بر اینکه جوامع ماقبل تاریخ ازدواج گروهی را تجربه کردهاند(موقعیتی که اصطلاحا رمهی آغازین یا همه همسری نامید میشود) آنچنان اندیشهی داروین را تحت تاثیر قرار داد که وی گفت: « تقریبا مسلم است که آیین ازدواج به تدریج تحول یافته است و آمیزش با چند نفر به طور همزمان سابقا در تمام نقاط جهان به شدت مرسوم بوده است». داروین با تواضع و فروتنی مثال زدنی اش پذیرفت که هم اکنون هم قبایلی وجود دارند که در آنها همهی مردان و زنان قبیله همسر و شوهر یک دیگر هستند.» به دلیل آزادی جنسیای که داروین در دنیای اطرافش میدید، در سرگشتگی از اینکه آیا انسانهای اولیه هم چند همسر بوده اند یا نه نوشت:با توجه به اینکه عادات اجتماعی مرد همواره به همین شکل کنونی بوده است و اکثر موجودات وحشی چند همسر بودهاند، محتمل ترین نگرش این است که مردان کهن از ابتدا در جوامع کوچکی میزیستند که هر یک از آنان میتوانستند به میزان توان حمایتی خود جفت جنسی داشته باشند و همین امر حسادت جنسی آنان به یک دیگر را بر میانگیخت (همان،1996).
3-14- بررسی تاریخی تعدد زوجات در ایران
در حقیقت هر شناختی در توجه به بستر پیشینی به دست میآید. بستر پیشینی که منجر به رویداد یک پدیده توسط فرد میگردد، به تاریخ اجتماعی جهان وی نسبت داده میشود. لذا لازم است تعدد زوجات را ابتدا از این رهگذر جستجو نمود.
اگر در روم باستان، رابطه جنسی آزاد و گروهی شمرده میشد و در مراسم گوناگونی در طول سال بدون هیچ حد و مرزی مردان و زنان در این جشن ها شرکت میجستند و از روابط جنسی گروهی برخوردار بودند؛ در شرق و تمدن ایرانی روابط جنسی برون زناشویی، ناشایست شمرده میشد. لیکن چندهمسری امری رایج بود و مردان، گذشته از زنان عقدی، زنان غیر عقدی نیز میگرفتند. کنیزان زر خرید و زنان اسیر نیز بودند که چاکرزن خوانده میشدند.
کریستن سن در کتاب ایران در زمان ساسانیان میگوید: اصل تعدد زوجات اساس تشکیل خانواده، بشمار میرفت. در عمل، تعداد زنانی که مرد میتوانست داشته باشد به نسبت استطاعت او بود. ظاهرا مردمان کم بضاعت بطور کلی بیش از یک زن نداشتند. رئیس خانواده از حق ریاست دودمان بهرهمند بود. یکی از زنان سوگلی و صاحب حقوق کامله محسوب شده و او را زن پادشاییها (پادشاه زن)، یا زن ممتاز میخواندند. از او پست تر زنی بود که عنوان خدمتکاری داشت و او را زن خدمتکار، زنی چگاریها میگفتند. حقوق قانونی این دو نوع زوجه مختلف بود. ظاهرا کنیزان زر خرید و زنان اسیر جزو طبقه چاکر زن بوده اند (قرائیان، 1389).
معلوم نیست که عده زنان ممتاز یک مرد محدود بوده است یا خیر، اما در بسی از مباحثات حقوقی از مردی که دو زن ممتاز دارد سخن به میان آمده است. هر زنی از این طبقه عنوان بانوی خانه داشته است، و گویا هر یک از آنها دارای خانه جداگانه بودهاند. شوهر مکلف بود که مادام العمر، زن ممتاز خود را نان دهد و نگهداری کند. هر پسری تا سن بلوغ و هر دختری تا سن ازدواج دارای همین حقوق بوده اند، اما زوجه هائی که عنوان چاکر زن داشته اند فقط اولاد ذکور آنان در خانواده پدری پذیرفته میشده است.
در تاریخ اجتماعی ایران از انقراض ساسانیان تا انقراض امویان، تألیف مرحوم سعید نفیسی مینویسد: “شماره زنانی که مردی میتوانست بگیرد نامحدود بود، و گاهی در اسناد یونانی دیده شده است که مردی چند صد زن در خانه داشته است.
منتسکیو در روح القوانین از آکاتیاس مورخ رومی نقل میکند که:”در زمان ژوستی نین چند نفر از فلاسفه رومی که مورد آزار و اذیت مسیحیان قرار گرفته و نمیخواستند مذهب مسیح را قبول کنند روم را ترک گفته و به دربار خسرو پرویز پادشاه ایران پناه آوردند و در آنجا چیزی که بیشتر موجب حیرت آنها شد، این بود که نه تنها تعدد زوجات مرسوم بود، بلکه مردها با زنهای دیگران آمیزش میکردند (مهرآبادی،1379).
بهرام گور بنا به گواهی فردوسی از شاهنامه بیش از 930 زن برای خود اختیار کرده بود.
اولئاریوس که در زمان شاه صفی، صفوی از ایران دیدن کرده، مینویسد: