زین العابدین و تبارشناسى

دانلود پایان نامه

در جوانی تعلیم کودکان را در مسجد بر عهده گرفت و به سرودن شعر نیز میپرداخت. دیری نپایید که در شاعری چیره دست گردید و قبیلهاش او را شاعر برگزیدهی خویش قرار داده و از او خواست تا با سرودههایش به دفاع از قبیله برخیزد (الإصفهانی،1393هـ ، ج17: 2). کمیت دارای برخی ویژگیها و اخلاقیاتی است که او را از دیگر شاعران متمایز میکند، آن ویژگیها از این قرار است:
– حافظ قرآن بودن
– فقیه و دین‏شناس بودن
– سخنورى و شیوایى بیان
– نسابه ‏بودن و آگاهى از تبارشناسى
– خوشنویسى
– مهارت در علم کلام و جدل با مخالفان
– تیراندازى
– تکسوارى
– شجاعت و بى‏ باکى
– کرم و سخاوت (الأمینی، 1397هـ، ج2: 196).
این خصال برجسته، شخصیت او را متمایزتر ساخته ‏است و نشانهی غناى محتوا و جامعیت شعر این دوستدار اهل‏ بیت(ع) و مدافع حریم ولایت است. دلیرى او در ورود به عرصهی پرخطر انتقاد از حکّام جور، و نشر فضایل اهل ‏بیت عصمت(ع) مشهود بود و بدین ‏سبب، پیوسته در تعقیبش بودند و در این راه، خانه ‏به دوش بود. سرودههایش سرشار از روح حماسه و معنویت و فضیلت‏ بود و چونان درفشى افراشته، به حق فرا مى‏خواند و بى‏لیاقتى بنیامیّه و ناشایستگى آنان را براى حکومت ‏بر مسلمین مطرح مى‏ساخت.
دعای أئمّه در حقّ کمیت
بدیهی است که صاحبان نفوس قدسیه، أئمهی اطهار(ع)، که گزارشگران خداوندند و از کسانی هستند که پروردگار بر آنها وحی میفرستد و جز به فرمان حق سخن نمیگویند و از سر هوس حرف نمیزنند و به پایمردی کسی جز آنکه خدا از او خشنود است، بر نمیخیزند، چون دربارهی کسی دعا کنند، این دعا، تنها، شفاعت و درخواست خیر از خداوند برای آنکس نیست. کسی که درباره او دعا کردهاند، از مردان دین و دلبستگان و دعوت کنندگان مردم به خیر و صلاح است و از گروهی است که پروردگار آنان را برای دعوت به خود گماشته است. کسانی که أئمّه در حقّشان نظیر دعائی که برای کمیت کردهاند، اندکند. پیامبر اعظم(ص) و أئمه درباره او بسیار دعا کرده اند.
کمیت اسدى‏ دوران سه امام معصوم را درک‏ کرد: امام سجاد(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) و دل و جان و ذوق و زبان خود را وقف ترویج مکتب ائمّه و نشر فضائل خاندان پیامبر(ص) کرد. امامان نیز به وى عنایت‏ خاصى داشتند و او را حمایت و ستایش مى‏کردند (تهرانی،1403هـ، ج25: 156).
از آن جمله است:
بنی اسد میگفتند: در ما فضیلتی است که در عالم نیست. هیچ خانهای از خانههای ما نیست که در آن برکت وراثت کمیت نباشد؛ زیرا او پیامبر(ص) را در خواب دیده و رسول خدا(ص) به وی فرمودهاند: شعر «طَرِبتُ و ما شوقاً إِلی البِیضِ أَطرَبُ» را بخوان و خوانده است و پیامبر(ص) فرمودهاند: «بُورِکتَ و بُورِکَ قَومُکَ» یعنی: تو و خویشاوندانت را برکت باد (الأمینی،1397هـ، ج2: 190).
امام زین العابدین(ع) نیز دربارهاش چنین فرمود:
«اَللهُمَّ أَحیِه سَعِیداً وَ أَمِتهُ شَهِیداً، وَو أره الجَزَاء َعاجلاً، و أَجزِل لَه جَزیلَ المَثُوبَهِ آجِلاً»
ترجمه: خداوندا او را به خوشبختی زنده بدار و به شهادت بمیران و پاداش دنیوی او را به وی بنما و ثواب اخرویش را برایش ذخیره فرما.
صاعد غلام کمیت گفته است: با کمیت به خدمت ابو جعفر محمد بن علی(ع) رسیدم و وی این قصیده را برای حضرت خواند و حضرت فرمود: «اَللَّهُمَّ أَغفِر لِلکُمَیتِ، اَللَّهُمَّ أَغفِر لِلکُمَیتِ» (ر.ک: البغدادی، 1418هـ، ج4: 156-153؛ الإصفهانی،1393هـ، ج15: 124).گفته شده کمیت به مدینه آمد و به خدمت امام محمد باقر(ع) رسید و یک شب امام(ع) او را اجازه داد تا شعر بخواند و وی به شعر خوانی پرداخت و چون به این بیت از قصیدهی میمیهی خود رسید که: