رویکردهای روانشناختی و رویکرد جامعه شناختی

دانلود پایان نامه

2-2- تحقیقات خارجی
اندرسون و تولیسون (1988) در مقالهای به مقایسه میزان رفتارهای مشارکت آمیز در اعضای خانوادههای تک همسر و چند همسر پرداختهاند. این دو محقق آمریکایی معتقدند علی رغم وجود تعداد زیاد اعضا در خانواده های چند همسر کشمکش و تضاد میان فرزندان در خانوادههای چندهمسری بیش تر دیده شده است. مهم ترین عامل ایجاد تنازع و برخوردهای خانوادگی توزیع ناعادلانه منابع مالی میان فرزندان گزارش شده است. زیرا امکانات مشارکت متقابل در محیطهای نابرابر و تنش زا بسیار پائین میباشد.
ویلیام گود (1989) در مطالعه خود، شکل خانواده را تابعی از عوامل چندگانه نظام اجتماعی- اقتصادی میداند. وی روابط درون خانواده را بر حسب کارکرد الگوی خانوادگی در نظام کنش توضیح میدهد. از این رو در مطالعه گود چند همسری خاص دورهای از تاریخ است و در جامعه جدید کارکرد خود را از دست داده است. او شواهدی ارائه میکند که در نتیجه سیاستهای کنترل جمعیت، سقط جنین، افزایش سن ازدواج و طلاق، خانواده در جامعه جدید به سمت کوچکتر شدن پیش میرود و تغییرات ساختاری در الگوی خانواده رخ داده است. در نهایت گود پذیرش اجتماعی خانوادههای چندهمسری در مقایسه با خانوادههای تک والد را در جامعه مورد بررسی کمتر گزارش میکند.
ایفسو و ادگوک (1992) در پژوهشی در مورد خانوداههای چند همسری یادآور میشوند که به دلیل پرجمعیت بودن خانوادههای چند همسری نوجوانانی که در این خانوادهها رشد مییابند با شرایط تنش و فشار روانی از جمله کشمکش میان هووها، رقابت میان فرزندان و منش استبدادی پدران و مادران و مراقبت ناکافی از فرزندان روبرو هستند. این دو همچنین در سال 1992 دریافتند که نوجوانان پسر خانوادههای چند همسر سازگاری روانی کمتری نسبت به نوجوانان پسر خانوادههای تک همسر دارند اما چنین تفاوتی را در میان دختران گزارش نکردند.
قباش و همکاران (1992) در پژوهشی پیرامون رابطه شیوع اختلالهای روانی با عوامل اجتماعی و جمعیت شناسی در دوبی، نشان دادند که زنان مطلقه و بیوه و زنانی که به تنهایی زندگی میکنند و هم چنین زنان خانواده های چند همسر و مادرانی که به تنهایی سرپرستی کودکان خود را بر عهده دارند، بیش تر در معرض ابتلا به اختلالهای روانی هستند. در سالهای (1985،1986،1988) در بررسی بیماران بستری و سرپایی کویت و بیماران سرپایی عربستان دریافتند که زنان خانوادههای چند همسر بیش از زنان خانوادههای تک همسر دچار مشکلات روانی از جمله افسردگی میشوند.
الشربینی (2005) در مطالعه خود که سلامت روانی و جسمانی زنان اول در خانوادههای چندزنی و زنان شوهر مرده را مورد بررسی قرار داد؛ نشان داد میزان افسردگی، اضطراب و بیماریهای جسمی همچون فشار خون و سردردهای میگرنی در زنان اول خانوادههای چند همسر بیش از زنان گروه دوم است.
مطالعه استفانی (2007) تحت عنوان”بررسی میزان رضایت زناشویی در خانوادههای چند همسر در شهر ابوظبی امارات متحده عربی” نشان میدهد که نظم ارزشی و اعتقادی جامعه عرب پذیرای نظام چندهمسری است اما میزان افسردگی و میل خودکشی در زنان مورد مطالعه بسیار بالا گزارش شده است. اگرچه میزان رضایتمندی روانی در این خانواده ها با افزایش تعداد فرزندان پسر خانواده افزایش مییابد؛ اما میزان کشمکش بین هووها در این شرایط افزایش مییابند.
در پژوهشی که البدور و همکارانش در سال (2007) انجام دادند. طی دو مطالعه ابتدا نمونهای تصادفی 210 تایی با میانگین سنی 9/15 و سپس نمونهای 182 تایی از دانش آموزان عرب بادیه نشین را مورد مطالعه قرار دادند و در مطالعه دوم از گزارشات معلمان آنها نیز استفاده کردند آنها نیز نتایج مشابهی را به دست آوردند هر چند عقیده دارند که کودکان خانوادههای تک همسری و چندهمسری در مواردی مانند: اضطراب، افسردگی و خصومت یکسان اند. اما در کل فرزندان در خانوادههای چند همسری علائم آسیب شناختی روانی بیش تری را نشان میدهند ولی در کل از معیار استاندارد انحراف زیادی ندارند.
کینتیا کوک (2007) در مقاله خود “چندزنی؛ آیا آفریقاییها آن را یک حق میدانند؟” به این عمل اشاره میکند که چند همسری به عنوان یک عمل فرهنگی تطبیقی و سازگار در آمریکا شناخته شده است. او در این مقاله به بررسی اثرات ناشی از تعدد زوجات بر رشد جمعیت و باروی میپردازد. او استدلال میکند که تعدد زوجات دارای اثر مثبت بر رشد جمعیت و باروری بوده ولی از طرف دیگر برای سلامت و رفاه زنان و کودکان مضر است. در طول تحقیق با زنان لورین مصاحبههایی انجام گرفته است که این زنان از نگرانی خود که ممکن است روابط تک همسریشان در آینده به چند همسری تبدیل شود حرف زدهاند. زیرا آنها کنترل کمی بر شوهرانشان برای گرفتن زن دوم گرفتهاند.
در پژوهشی که همدن و همکارانش (2009) در اجتماعات اعراب بادیه نشین جنوب اسرائیل انجام دادند 406 دانش آموز را با میانگین سنی 5/14 سال مورد پرسش قرار دادند تا اثرات ازدواج های چند همسری را بر سلامت روانی جمعیت نوجوانانشان بررسی کنند. 53 درصد آنها از خانوادههای چند همسری و 47 درصد از خانوادههای تک همسری بودند. دادهها به روش آزمون خی دو و تحلیل واریانس، تحلیل آماری شد و نتیجه قابل توجه این بود که با توجه به معیارهای علم آسیب شناسی روانی تفاوتی بین فرزندان خانواده های چند همسری و تک همسری وجود ندارد.
این نتیجه در مقایسه با گزارشات از زنان ازدواجهای چند همسری که مشخصا تنشها و مشکلات روانی بالاتری را نشان میدهند و علاوه بر این مشکلات اساسی و بیشتر در کارکرد این خانوادهها و روابط زناشویی شآن و همچنین سطح رضایت از زندگی کمترشان، حیرت آور است. بر این اساس انتظار میرفت علایمی از ناهنجاری در کودکانی که در چنین فضایی رشد کرده اند، همانند دیگر تحقیقات، دیده شود. یک دلیل احتمالا این است که ساختار خانواده های چند همسری از یک قالب اجتماعی ریشه دار مشتق شده است و در ادبیات موجود در جوامع اشتراکی، افراد خود، ارزش شان و عزت نفس شان را در جمع و در حس تعلقشان جستجو میکنند، و دلیل دیگر این است که چند همسری و خانواده گسترده برای کودکان منافعی از جمله داشتن مراقبان بیشتر را در پی دارد.
2-3- نقد و بررسی تحقیقات پیشین
چه در تحقیقات داخلی و چه در تحقیقات خارجی، به ابعادی از پدیده مورد نظر پرداخته شده که در روشن شدن مسئله حائز اهمیت است. ابعادی چون نگرش به خانوادههای چند همسر، نگاه به قانون حکایت از خانواده، علل و پیامدهای چند همسری، اما ایرادی که بر پژوهش های ذکر شده میتوان وارد دانست اینست که در تمامی موارد از روش کمی برای پژوهش خود بهره جستهاند. حال آن که روش کیفی میتواند گزینهای مناسب برای پرداختن و کشف زوایای پنهان مسئله مورد نظر باشد. اما نکته دیگری که در اینجا میتوان اشاره کرد این است که تحقیقات انجام گرفته به خصوص تحقیقات داخلی به صورت کلی و از زوایای دور به این مسئله نگریستهاند بدین معنا که کسی به دنبال این نبوده که به واسطه اعضای این نوع خانوادهها (زن دوم- زن اول- فرزندان و شوهر) به این مسئله بپردازد و نگرش آنان را جویا شود. اما در تحقیقات خارجی، این مسئله به نسبت مورد توجه قرار گرفته است.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   شخصیت و سلامت روانی و آسیب های اجتماعی

فصل سوم
مبانی نظری پژوهش
3-1- مقدمه
در تحقیقات کمی، چارچوب نظری موجب میشود تمامی مراحل کار بر مبنای یک جهت گیری پیشینی انجام گیرد، در حالی که در تحقیقات کیفی و نظریه مبنایی در مراحل نهایی پژوهش میتوان به چنین جهتگیری نائل آمد. تحقیقات کیفی و تحلیل مبنایی همواره انعطافپذیری خاصی را به همراه دارد و به همین دلیل در تحقیق کیفی، محقق برخورداری از یک چهارچوب نظری از قبل تعیین شده را برای تحقیق مضر میداند. چون محقق را محدود میکند (آریان، 1389).
در مطالعه حاضر جهت تحلیل روابط خانوادگی از تئوری پردازان مکتب کارکردگرایی (ویلیام گود) و نظریه تضاد (راندال کالینز و جرج زیمل) استفاده شده است. هر یک از این تئوریها جهت تبیین بخشی از روابط میان زوجین در خانواده تک همسر و چندزن مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین به بیان رویکردهای روانشناختی و مردم شناختی پرداخته میشود.
3-2- رویکرد جامعه شناختی
از آنجا که ازدواج اغلب به شیوههای قانونی، دینی و فرهنگی اطلاق میشود که ماهیت و کیفیت آن توسط هنجارهای اجتماعی ساخته میشود؛ لذا میتوان به لحاظ ساختاری از ازدواج تک همسر و چندهمسر نام برد که در جوامع مختلف جایگاههای متفاوتی دارند. به طور کلی ازدواج چند همسری در جوامع جمعی، الگوی مرسوم به شمار میرود. در این جوامع نرخ باروری بالاست و فرزندان به عنوان منبع تامین کننده نیروی کار و ثروت، حامی منافع اقتصادی و اجتماعی والدین قلمداد میشوند. به همین دلیل تمایل به داشتن فرزند زیاد از طریق حمایت از ساختار چندهمسری برای نظام خانواده انجام میگیرد. در ایران بر اساس باورها و سنت، که پوشش قانونی هم به خود گرفته، مردان می‌توانند چهار زن دائم و بی‌شمار موقت داشته باشند. در این راستا رسوم فرهنگی دیگری هم وجود دارند که از این نگرش و قانون به سود خود استفاده می‌کنند. به عنوان مثال، در برخی از نقاط کشور رسم است که در صورت درگذشت مرد، همسر او به عقد ازدواج برادر شوهر درآید و این بدون توجه به مسئله رضایت زن، سن برادر شوهر یا متاهل و مجرد بودن او است. چه در این شرایط و چه در شرایط دیگری که مردان اقدام به ازدواج مجدد در دو شکل دائم و موقت می‌کنند نمی‌توانیم مطمئن باشیم که زنان از این عمل رضایت دارند یا نه، زیرا در جامعه ما معمولا حداقلی از شرایط التزام به روش‌های دموکراتیک در تدوین و تغییر قوانینی که بر پایه سنت شکل گرفته وجود ندارد و بر اساس برداشت‌های مردسالارانه پدیده چند زنی پوششی از قانون بر خود دارد و حاکم و قانونگذار از این امر حمایت می‌کند ( محمدی،علمدار،1389). چند زنی بر اساس معیارهای اخلاق دوگانه جنسی در ازدواج و تشکیل نهاد خانواده بنا شده است که نگاهی نابرابر به رفتار دو جنس دارد و امکان گزینش فرصت‌های برابر زندگی را از زن دریغ می‌کند، در عوض راه لذت‌جویی مردان، بهره‌مندی و تسلط آنان بر زن‌های بیشتری را هموار می‌کند. علاوه بر این، باید این نکته را هم در نظر داشت که پدیده‌های فرهنگی در عصر اطلاعات و با توجه به این اصل که اگر در ذات آنها ستم‌هایی چون ستم جنسی نهفته باشد به سرعت دچار تغییر و تحول می‌شوند و در این مواقع صرف رضایت و اذعان زنان در یک جامعه و قومیت نیز نباید دلیل معقولی برای دفاع و داوری مثبت درباره آن باشد. با در نظر گرفتن شرایط کنونی جامعه ایران که در حال گذار از جامعه سنتی به جامعه مدرن است و در هر پدیده فرهنگی و اجتماعی سنت و مدرنیته در تقابل با یک دیگرند معمولا ارزشها و باورهای مبتنی بر سنت در این روند دچار تغییر و تحول میگردند و یا اینکه به طور کلی منسوخ میشود. پدیده چند همسری نیز از جمله مواردی است که در برخورد با مدرنیته در حال وقوع در جامعه ایران و با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی نوظهور در نسل جدید و همچنین اخلاق عمومی و فرهنگ غالب جامعه در زمان حال ناپسند و حتی امری غیراخلاقی شمارده میشود و نگاه جدیدی به زن و نهاد خانواده در حال شکلگیری است و میتوان گفت چند همسری در جامعه جدید کارکرد خود را از دست داده است و در نتیجه سیاستهای کنترل جمعیت، سقط جنین، افزایش سن ازدواج و طلاق، خانواده در جامعه جدید به سمت کوچک شدن پیش میرود و تغییرات ساختاری در الگوی خانواده رخ میدهد. مدرنیته اگرچه از قرن شانزده به صورت جدی ظهور کرد، اما جهت گیری اصلی در راستای تحول بنیادی خانواده تنها در اواخر قرن نوزده بود که به ثمر نشست. در این قرن فردگرایی با توجه به عقل دکارتی، به مثابه یکی از اساسی ترین ملاک های عصر مدرن، کانون خانواده و نوع برداشت سنتی از آن را به شدت دچار بحران کرد. اواخر قرن بیستم خانواده از مفهوم سنتی خود خارج شد و در نتیجه هدف خانواده داشتن فرزند نبود و خانوادههای بسیاری داشتن فرزند را مانع سعادت خود میدانستند و همین امر سبب به وجود آمدن شکل و نوع جدیدی از خانواده شد که با گذشته متفاوت بود (افرا،1389).