رحمت الهی و حضرت عیسی

دانلود پایان نامه

إِلی نَسَبٍ سِوَاهُ مُجمَعِینَا
(همان: 309)
ترجمه: ایشان فرزندان آدم(ع) هستند، نسبی را غیر از آن حضرت برایشان پیدا نکردم.
متن غایب:
یَا بَنِی آدَمَ لاَ یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطَانُ کَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیْکُم مِّنَ الْجَنَّهِ یَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِیُرِیَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا إِنَّهُ یَرَاکُمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاء لِلَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ﴿۲۷/اعراف﴾.
ترجمه: اى فرزندان آدم زنهار تا شیطان شما را به فتنه نیندازد، چنانکه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند و لباسشان را از ایشان برکند تا عورتهایشان را بر آنان نمایان کند، در حقیقت او و قبیله‏اش شما را از آنجا که آنها را نمى‏بینید، مى‏بینند ما شیاطین را دوستان کسانى قرار دادیم که ایمان نمى‏آورند.
عملیات بینامتنی: با دقّت در آیهی 27 سورهی اعراف و پیشتر آن میتوان گفت که خداوند تبارک و تعالی خطاب به انسانها، برای نجات از فریب شیطان میفرماید: ای بنیآدم بدانید که برای شما معایبی هست که جز لباس تقوی چیزی نمیتواند آنها را بپوشاند و لباس تقوی همان لباسی است که ما از راه فطرت بر شما پوشاندهایم، پس مبادا که شیطان شما را فریب دهد و این جامه خدا دادی را از تن شما بیرون کند، همانطوری که در بهشت پدر و مادرتان را فریفت و آن را از تن آنها بیرون کرد، آری ما شیاطین را اولیاء کسانی قرار دادهایم که به آیات ما ایمان نیاوردهاند، و با میل خود به دنبال شیطان به راه افتادهاند. پس معلوم میشود کندن لباس آدم و حوّا برای نمایاندن عوراتشان، تمثیلی است که کندن لباس تقوی را از تن همهی آدمیان به سبب فریب شیطان نشان میدهد، و هر انسانی تا وقتی فریب شیطان را نخورده، در بهشت سعادت است و همینکه فریفته شیطان شد خداوند او را از آن بیرون میکند، یعنی فتنه شیطان سبب خروج انسان از منزلت و کرامت میشود(ر.ک: زمخشری، 1407هـ، ج2: 98؛ الطباطبایی، 1372ش، ج8: 70-69). کمیت اسدی این دو بیت را به نام پیامبر الهی، حضرت آدم(ع) مزیّن کرده است، رابطه بینامتنی این دو بیت با کلام وحی از نوع علم یا شخصیت است.
متن حاضر:
فَمَا لِی إلا آلَ أَحمَدَ شِیعَهٌ
وَ مَا لِی إلا مَشعَبَ الحَقَّ مَشعَبُ
(کمیت،1406هـ :50)
ترجمه: برای من دوستانی غیر از اهل بیت پیامبر(ص)، نیست؛ یعنی غیر آنها را دوست ندارم و من جز راه حق هیچ راه دیگری را بر نگزیدهام.
متن حاضر:
یَخُضنَ بِهِم مِن آلِ أَحمَدَ فِی الوَغَی
دَماً ظَلَّ مِنهُم کَالبَهِیمِ المُحَجَّلُ
(همان: 168)
ترجمه: به وسیلهی آنها در میدان جنگ عبور کردند، در حالی که خون از آنان همچون چهار پایانِ نشانهدار و مرغوب روان است.
متن غایب:
وَإِذْ قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرَاهِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یَأْتِی مِن بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَیِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِینٌ (صف/6).
ترجمه: و هنگامى را که عیسى پسر مریم گفت: اى فرزندان اسرائیل من فرستاده خدا به سوى شما هستم تورات را که پیش از من بوده تصدیق مى‏کنم و به فرستاده‏اى که پس از من مى‏آید و نام او احمد است بشارتگرم پس وقتى براى آنان دلایل روشن آورد گفتند این سحرى آشکار است.
عملیات بینامتنی: این آیه و آیات ما قبل و ما بعد آن در مقام اثبات رسالت و نبوت رسول خدا(ص) است و این آیه در حکم مقدمه و زمینه چینی برای ذکر این مطلب است که رسول خدا(ص) فرستادهای است که عیسی(ع) به آمدن او بشارت داده و خدا او را با هدایت و دین حق گسیل داشته و دین او نوریست که مردم به وسیلهی آن به سعادت راه می یابند. به هر حال می فرماید: به یاد آرید زمانی را که عیسی پسر مریم به بنی اسرائیل اصل دعوت خود را ابلاغ نمود و فرمود: من هیچ وظیفه و شأنی ندارم جز اینکه فرستادهی خدا بسوی شما هستم و هم نبوّت و کتاب قبل از خودم (یعنی تورات) را تصدیق میکنم و هم از نبوت بعد از خودم بشارت میدهم و دعوت من مغایر با دعوت تورات و متناقض با شریعت آن نیست و بجز اندکی از شرایع آن، احکام دیگرش را نسخ نمیکند. مسلماً بشارت دربارهی امر خیر است و خیری که از بعثت پیامبر(ص) و دعوت او انتظار میرود این است که به وسیلهی بعثت او باب رحمت الهی به روی انسانها باز شود و دین او کاملتر و پیشرفتهتر باشد، بنابراین از کلام حضرت عیسی(ع) استفاده میشود که آنچه پیامبر اسلام(ص) میآورد دینی پیشرفتهتر و کاملتر از دینی است که تورات متضمّن آن بوده و آنچه عیسی(ع) بدان مبعوث شده، در حقیقت واسطهای است بین دو دعوت. ولی زمانی که احمد(ص) که کتب آسمانی بشارت آمدنش را داده بود مبعوث شد، و برای بنیاسرائیل و یا برای آنان و سایرین معجزاتی روشن آورد، بنی اسرائیل گفتند: این سحری آشکار است و آن را نپذیرفتند(ر.ک: الطباطبایی، 1372ش، ج19: 260؛ زمخشری، 1407هـ، ج4: 525). کمیت اسدی در شعر خویش از نامِ قرآنی و مبارک پیامبر اکرم(ص)، استفاده کرده، که چندین بیت از اشعار ایشان مزیّن به نام مبارک حضرت میباشد، که ما در این پژوهش به ذکر دو نمونه از آن بسنده کردیم. رابطهی بینامتنی این ابیات با کلام وحی از نوع علم یا شخصیت است.