درون مایه و امرؤالقیس

دانلود پایان نامه

ألا مَن کُنتُ مَـولاهُ فَهَـذا
اِلَهِی عَادِ مَن عـَادی عَلیـاً
فَنـَادَی مُعـلِنـاً صَوتــــاً نَدِیّا
وَ حَقُّوا حَولَ دُوحِیـَـهِ حَنیّا
لَهُ مَــولَی و کَان بــِــهِ حَفِیّـَـــا
وکُـــن لِوَلِیــِّـهِ مَـــولَی وَلِیــّــا
(سید حمیری،1420هـ :219)
ترجمه: محمد(ص) در غدیر خم به پا خواست و با صدایی رسا، پیروانش از عرب و عجم را مورد خطاب قرار داد و گفت: هر کس که من مولای او هستم از این پس او ـ علی(ع) ـ مولای اوست، خداوندا دشمن دار دشمنانش را و دوست دار دوستانش را.
سید حمیری در این شعر به حادثهی غدیرخم اشاره میکند و حدیث ولایت را به عنوان دلیل اثبات امامت امام علی(ع) به شمار میآورد. این قصیده سرای شیعه در جای دیگر میگوید:
إِلی أَهلِ بَیتِ أَذهَبُ الرِّجسَ عَنهُم
وَ صِفُوا مِنَ الأدنَاسِ طَراً وَ سیبُوا
(همان :271)
ترجمه: به سوی اهل بیتی که خداوند تبارک و تعالی آنها را از هر گونه ناپاکی و رجس و گناه و معصیت حفظ کرده است.
این بیت به آیه تطهیر (إنمّا یُریدُ اللّهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرّجسَ أهلَ البیتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیراً) اشاره دارد.
شرح احوال شاعران
شاعران مکتبى و مدافعان ولایت اهل ‏بیت(ع) پیوسته از عقیده و ایمان خویش، مشعلى افروخته و از هنر و ادب خود، سلاحى ساختهاند، تا از «حق‏» دفاع ‏کنند و با «باطل‏» بستیزند. آشنایى با این چهره‏هاى پرفروغ، اهل ذوق و هنر را امید و الهام و جهت مى‏بخشد، تا از تواناییهاى قلمى و بیانى و هنرى خویش، استفادهی بجا و بهینه کنند و به حقگسترى و شورافکنى و شعور پراکنى در میان امت محمّد(ص) و جامعهی بشرى بپردازند. از این‏رو، آشنایى با زندگینامهی این چهره‏ها، سازنده و الهام ‏دهنده است. در فرهنگ و ادب غنى و پرمایهی شیعه، آفاق روشنى از این مضامین و جلوه‏هاى متعالى وجود دارد که شایسته است نسل امروز و مشتاقان فرهنگ اهل ‏بیت پیامبر(ص)، به آن توجّهى درخور نمایند و این چهره‏هاى فرهنگساز را بشناسند و بشناسانند. آشنایى با شاعران متعهد شیعه، در همین راستا قراردارد.
امّا پیش از آنکه به اصل موضوع، یعنی بررسی بینامتنی قرآنی در اشعار سه تن از شاعران برجستهی شیعه بپردازیم، جا دارد تا اندکی با شرح حال، آثار، اشعار و درون مایههای شعری این سه شاعر متعهد شیعی آشنا شویم.
در آغاز کلام به شرح احوال کمیت بن زید اسدی میپردازیم، البته پیش از کمیت هم، شاعرانى بوده‏اند که در راستاى فرهنگ اهل ‏بیت(ع) و دفاع از ولایت، شعر را در خدمت عقیده قرار دادهاند. کمیت اسدى، شاعرى است که در این راستا، پرونده‏اى روشن و شخصیتى بارز دارد و به همین دلیل بیشتر مورد توجّه محقّقان شیعی قرار گرفته است.
کمیت
سال 60 هجرى بود که در قبیلهی «مضر» در کوفه، کودکی چشم به جهان گشود (تهرانی،1403هـ : ج25: 156)، که مى‏بایست‏ بار رسالت عاشوراى خونین را به دوش بکشد و به تبیین مظلومیت «آل‏الله‏» بپردازد. به بادیه رفت و از راویان بَدَوی اخبار و روایتهایی را برگرفت و به زبان بادیه چیره گشت (همان: 156).
کمیت‏ از همان کودکى روحى بلند و حساس و رفتارى تحسین ‏برانگیز داشت که نوعى نبوغ و خارق‏العاده ‏بودن را نشان می‏داد. از دوران خردسالى، با شاعر بلند پایه، «فرزدق‏» و شعرهاى او آشنا شد (ر.ک: الإصفهانی،1393هـ، ج17: 32) و قدم در وادى شعر و ادب گذاشت، به گونهاى که از همان آغاز، نامش بر سر زبانها افتاد و بستگان نزدیکش هم به جنبههاى برجستهی فکر و ذوق و دیدگاه او، پى‏ بردند (الأمینی،1397هـ، ج2 : 211). کمیت شاعرى دانشمند و با فرهنگ بود، تا آنجا که هرگز شاعرى از معاصرانش به پایهی او نمیرسید. در شعر خود، ادب بادیه و شهر را یکجا گرد آورده بود (ر.ک: الفاخوری،1380ش: ج1، 308-307). معاذ بن مسلم هرّاء، از دانشمندان علم صرف که خود نیز شاعر و ادیب بود، کمیت را در زمرهی شاعران نامآورى چون امرؤالقیس، زهیر بن ابی سلمی، عبید بن ابرص، فرزدق، راعى و اخطل کبیر نام میبرد و او را از همهی آنها برتر میداند (ر.ک: الإصفهانی،1393هـ ، ج17: 33؛ براقی نجفی، 1407هـ : 454).