دانلود پایان نامه درمورد شرایط اجتماعی و یونان باستان

دانلود پایان نامه

5-3-2 سینمای پست مدرن و تکنیک “فاصله گذاری” اصطلاح سینمای پست مدرن اولین بار در سال 1992م. توسط “پیتر وولن” در نقدی که بر فیلم “بازگشت بتمن” (تیم برتون) نوشت، مطرح شد. در همین ایام برخی از منتقدان این اصطلاح را برای “نابخشوده” (کلینت ایستوود) هم به کار بردند. در میانه دهه ی 90 کارگردان های بسیاری بودند که به این شیوه فیلمسازی روی آوردند: “وودی آلن”، “برادرانکوئن”، “کوئنتین تارانتینو”، “هال هارتلی” و شاید از همه نامدارتر “جیم جارموش”.
جارموش در دهه ی 80 با ساخت “عجیب تر از بهشت” سینمایی متفاوت را عرضه کرده بود در دهه ی 90 با ساخت فیلمهایی چون “مرد مرده” و “گوست داگ” عملاً سینمای پست مدرن را به اوج رساند.
جیم جارموش در فیلم “مرد مرده” با ارائه تصویری متفاوت از طردشدگی شاعران در دل جوامع صنعتی، بازتابی جدی از ادراک فاصله میان طبقات یک اجتماع ارائه می دهد و مخاطب را به داوری فرا می خواند. در لحظه ای از فیلم ویلیام بلیک، بازیگرفیلم “جانی دپ” بر روی قایقی شناور است و از مکان اولیه سکونت خود فاصله می گیرد. موقعیت دوربین در برابر سیمای بلیک مخاطب را بی واسطه چهره در چهره این شاعر طرد شده قرار می دهد تا او آگاهانه به داوری این وضعیت بپردازد.
ویژگی های سینما در این دوران درست همان چیزی است که مخاطب را در تشخیص چیستی تکنیک “فاصله گذارای” یاری می دهد. این ویژگی ها به فیلمسازان نیز راهکارهایی اجرایی پیشنهاد می دهد تا بتوانند به اندیشه مخاطب چنگ زده و رفتار او را در غالب ایدئولوژی های خود ــ بی طرفانه ــ کنترل نمایند.
ویژگی هایی چون:  
الف) هجو
عنصر هجو یکی از مهم ترین مولفه های سینمای پست مدرن است که به نحوی شگرف دست انداز مناسبی در روایت ارسطویی ایجاد کرده و به زبانی دیگر مخاطب را متوجه انتقاد صریح اجتماعی و نقش آموزشی آن می کند. مثل فیلم های دهه نودی “وودی آلن” که پر از عنصر هجو است؛ “سایه ها و مه” (هجو سینمای جنایی)، “راز جنایت منهتن” (هجو سینمای جنایی و گنگستری)، و نمونه های دیگری چون: “آماتور” اثر هال هارتلی (هجو سینمای گنگستری و پورنو گرافی)، “بزرگراه گمشده” ساخته دیوید لینچ (هجو سینمای وحشت و پورنوگرافی)، “وکیل هادساکر” کار مشترکی از برادران کوئن (هجو سینمای حادثه ایی)، “تقاطع میلر” اثر دیگری از برادران کوئن (هجو سینمای گنگستری)، “مرد مرده” ساخته جیم جارموش (هجو سینمای وسترن)، “گوست داگ” اثر دیگر جارموش (هجو سینمای گنگستری) و…
مخاطب در مواجهه با این دسته از فیلم ها می تواند بلافاصله به راهکار راهبردی در اولین زمینه درام در تشخیص تکنیک اجرایی فیلم ها پی ببرد که همانا فاصله گذاری می باشد. به عنوان مثال در فیلم “گوست داگ” نوع دکوپاژ “جارموش” در انتخاب زوایا و نوع بهره گیری از افکت ها مخاطب را به سمتی هدایت می کند تا او به عنوان یک قاضی به قضاوت ماجرا بپردازد.
ب) ارجاع به فیلم های دیگر
فیلم های “وودی آلن” پر است از ارجاع به خودِ “آلن” و ارجاع به انواع سینما. فیلم “بزرگراه گمشده” پر است از ارجاع به سنت سورئالیست و فیلم های “ب” هالیوودی. فیلم “پالپ فیکشن” و ارجاعاتی به سینمای کلاسیک هالیوود، “گوست داگ” و ارجاع به فیلم “سامورایی” ژان پیر ملویل، “راننده تاکسی” اسکورسیزی و “راشومون” کوروساوا. همچنین جارموش در “گوست داگ” ارجاع ظریفی به خودش و فیلم هایش دارد: (دوست فرانسوی گوست داگ که با وجود اینکه زبان او را نمی داند اما بهترین دوست اوست)
تمامی این ارجاعات مخاطب را در موضعی فعال قرار می دهد که در تکرر استفاده از چنین تمهیدی بیاموزد که باید شناخت اساسی از مدیومی که با آن روبرو است داشته باشد.
ج) گستره فرهنگی و تنوع نژادی وسیع
انتقال از زبان “مونوفونی” به “پولی فونی” خود یک راهکار اجرایی موثر در برقراری فاصله با مخاطب است. اینگونه است که اثر به نفع مخاطب فاصله گرفته و با او از دریچه ای دیگر سخن می گوید. عموماً در فیلم های جیم جارموش چنین مولفه ایی بسیار زیاد به چشم می خورد. به عنوان نمونه در فیلم “مرد مرده” نوع چینش کاراکترها و شیوه پوشش آنها در فیلم بیانگر چنین ایده ای است.
د) ایجاد فاصله مستقیم با مخاطب 
فاصله گذاری به عنوان روشی برای ایجاد درگیری ذهنی در مخاطب در سینمای پست مدرن کاربرد دارد. منظور از “فاصله گذاری”، ایجاد موقعیت های کمیک هجوآلود یا فانتزی رازآلود در فیلم است به گونه ای که به مخاطب یادآوری می کند که فقط مشغول تماشای یک فیلم است نه بیشتر. به طور مثال درفیلم “مرد مرده”، تیری به قلبِ جانی دپ، بازیگر فیلم اصابت می کند اما او زنده می ماند، در “پالپ فیکشن” تیرها به (تراولتا و ال جکسن) نمی خورند یا در “بیل را بکش” (اوما تورمن) سوار هواپیما شده و شمشیرش را در جای مخصوص شمشیرها قرار می دهد. تمام این تمهیدات به زیبایی در جزئیات روایت گنجانده شده تا مخاطب را از استغراق محتوایی با فیلم نجات دهد.
در نهایت مخاطب با بررسی دقیق عوامل فوق در فیلم هایی که بدان می پردازد می تواند به نتایج قابل تأمل از کارکرد تکنیک “فاصله گذاری” در سینمای معاصر برسد. هدف از ذکر موارد فوق چیزی جز ساخت یک دیاگرام ذهنی برای خواننده جهت تشخیص صحیح رهیافت تفکیک و تفاوت تاثیر فیلم هایی که از تکنیک “فاصله گذاری” بهره برده اند و فیلم هایی که از این تکنیک استفاده نکرده اند، نمی باشد.
در این فصل به عنوان پایان بندی سعی شد تا با بررسی شرایط اجتماعی و عمومی جهان در دهه ی هفتاد به معرفی نمونه هایی از سینمای جهان پرداخته شود. همچنین با مطالعه سیر صیرورت سینما در سه دوره ی تاریخی کلاسیـک، مدرن و پست مدرن به تأملی در این نمونه ها پرداخته شد. هدف از
طرح چنین مباحثی حضور چشمگیر کارگردانانی است که باواسطه یا بی واسطه از چنین ترفندی در فیلم های خود بهره می جویند تا اندیشه مخاطب خود را فعال نموده و در حد امکان رشد دهند. باشد که با تعلیمی اینچنینی، مخاطب به دیدی انتقادی نسبت به شرایط بعضاً نادرست حاکم بر جامعه دست یابد و صاحب ذهنی غیر منفعل گردد.
نتیجه گیری
“برتولت برشت” به استناد مطالعات و تجربیات خود از تئاتر یونان باستان و همچنین پیشینیان مدرن خود به تکنیک خاص و منحصر به فردی در نظریه تئاتری به نام “فاصله گذاری” دست یافت، که پژوهشگر در طول رساله خود سعی نموده است تا با ریشه یابی دقیق و مستند موضوع ذکر شده، از عصر کلاسیک تا عصر مدرن به چگونگی ورود، بسط و گسترش آن در رسانه ی سینما بپردازد.
پژوهشگر در انجام این مهم طی مشورت با استادان راهنما، مشاور و تنی چند از صاحب نظران برجسته و دارای کرسی دانشگاهی کشور همچون پرفسور احمد کامیابی مسک ،دکتر احمد الستی و دکتر نغمه ثمینی به بار علمی این رساله بیافزاید.
در کلیت این رساله به بیان چیستی “فاصله گذاری” با شناخت خاستگاه های آن و بررسی تکنیک های اجرایی مشترک و متفاوت این تکنیک میان تئاتر و سینما و نحوه ی تاثیرگذاری هر یک از این مدیوم ها بر مخاطبانشان اشاره شده است. در ادامه به بررسی تحلیلی فیلم های مطرحی که هرکدام پس از دهه ی هفتاد میلادی به نحوی داعیه دار استفاده از این تکنیک بوده اند ـ فیلم هایی چون “آنی هال” اثر وودی آلن، “از نفس افتاده” ساخته ژان لوک گدار، “داگ ویل” کاری از فون تریر، “مسافران” به کارکردانی بهرام بیضایی و “مغول ها” اثر پرویز کیمیاوی ـ پرداخته و نحوه ی بهره گیری آنها از تکنیک “فاصله گذاری”‌ را به مدد چگونگی تاثیرپذیری آنها از اندیشه های برشت تشریح نموده است.