دانلود پایان نامه درمورد دانش آموزان، دانش آموز، آموزش و پرورش

باشد. افزون بر این، با توجه به رقابت غیر قابل اجتناب جهانی، هر کشوری مجبور است نظام آموزشی خود را طوری تغییر دهد که تمامی شهروندانش بتوانند آموزش‌های جدید را در کل مدت حیات یاد بگیرند یا دانش قدیمی خود را روزآمد کنند. این مدل در کشورهای آسیایی نظیر تایوان، هنگ کنگ، سنگاپور اجرا شده و در نظام آموزشی آن ها اصطلاحات اساسی به وجود آورده است. در این مدل، علاوه بر آموختن مهارت‌های پایه همانند نوشتن و خواندن، توانایی حل مشکل و مهارت‌های عرضه تخصص خود در اجتماع، نیز آموزش داده می‌شود و سبب گسترش اهداف آموزشی شده است. پس به طور کلی محتوا و اهداف آموزشی دچار تحول می‌گردد. تفاوت‌های فردی و به کارگیری هوش و خلاقیت پس از آموزش کلیات دانش مورد توجه قرار می‌گیرند.
2-16-4- یادگیری مبتنی بر جامعه
آخرین مدل یادگیری، به صورت یادگیری مبتنی بر جامعه می‌باشد. همانطور که در عامل واقعی با جوامع سرو کار داریم، کاربران اینترنت، اقدام به ایجاد جوامعی نموده‌اند که دارای زبان، عادات و فرهنگ خود هستند. (والکیس63، 1999، نقل از محمدی و نجفی، 1387) برای این مسئله و ایجاد یک جامعه شبکه‌ای و وارد کردن فعالیت‌های آموزشی در آن ، لازم است که به این حالت از آموزش، یادگیری مبتنی بر جامعه اطلاق شود. (محمدی و نجفی، 1387)
2-17- نه قدم اصلی شخصی سازی یادگیری
بر اساس مطالعات انجام شده توسط منابع مختلف برروی موضوع شخصی سازی یادگیری 9 پارامتر اصلی به عنوان پارامترهای مطرح، مطالعه و برای این 9 آیتم یک چرخه عمر ایجاد گردید. مطالعه ایشان بر روی مطالعه شخصیت افراد در حین ارائه کنفرانس و نیز جلسات مدارس شروع شده بود. ایشان پس از انجام مطالعات گسترده بر روی پارامترها به این نتیجه رسیدند که ما بین پارامترهای مورد نظر روابطی به غیر از آنچه در چرخه ایجاد شده است موجود می‌باشند. و برخی از پارامترها بیش از پیش با همدیگر مرتبط هستند . (هارگریوز64، 2006)
یادگیری عمیق رهبری عمیق
تجربه عمیق پشتیبانی
نمودار 2-2 نه قدم شخصی سازی یادگیری
2-18- مفهوم یادگیری
یادگیری را می‌توان به صورت مختلفی از جمله کسب اطلاعات و تفکرات جدید، عادت‌های مختلف، مهارت‌های گوناگون و راه‌های متنوع حل مسئله و همچنین کسب رفتار و اعمال پسندیده و یا حتی ناپسند تعریف نمود. این در حالی است که هرگنهان و السون 65 معتقدند یادگیری با وجودی که یکی از مهم‌ترین زمینه‌ها در علم روانشناسی به حساب می‌آید از مشکل ترین مفاهیم برای تعریف نیز می‌باشد اما آنچه که به عنوان معروف ترین تعریف یادگیری شناخته شده است:
یادگیری به فرآیند ایجاد تغییرات نسبتاً پایدار در رفتار یا توان رفتاری که حاصل تجربه است گفته می‌شود و نمی‌توان آن را به حالت‌های موقتی بدن مانند آنچه بر اثر بیماری، خستگی یا داروها پدید می آید نسبت داد . (هرگنهان و السون، ترجمه سیف 1391، ص 60)
تعریف گانیه از یادگیری نیز بسیار شبیه تعریف فوق می‌باشد: یادگیری تغییری است که در توانایی انسان ایجاد می‌شود و برای مدتی باقی می‌ماند و نمی‌توان آن را به سادگی به فرآیندهای رشد و نمو نسبت داد. هم چنین یادگیری با آموزش تفاوت دارد. آموزش را صاحب نظران به عنوان فعالیت‌هایی تعریف کرده اند که با هدف آسان ساختن یادگیری از سوی مدرس طرح ریزی می‌شود، و بین مدرس و یک یادگیرنده به صورت کنش متقابل جریان می‌یابد.
بدین ترتیب مشخص می‌شود که یادگیری همیشه معطوف به یادگیرنده است اما آموزش وسیله رسیدن به یادگیری (هدف) است . معلم در آموزش تسهیل کننده یادگیری است ولی یادگیری فعالیتی است که فقط منوط به یادگیرنده و تمایلات و خواسته‌های او برای یادگیری می‌باشد. و یادگیری زمانی اتفاق می‌افتد که موقعیت محرک همراه با محتوای حافظه بر یاد گیرنده به گونه ای تاثیر گذارد که عملکرد او بعد از قرار گرفتن در آن موقعیت نسبت به قبل از آن تغییر یابد. این تغییر در عملکرد همان چیزی است که ما را به این استنباط که یادگیری اتفاق افتاده است، هدایت می‌کند . (گانیه، ترجمه نجفی زند 1373، ص 34)
آنچه ما را از وقوع یادگیری مطلع می‌سازد رفتار قابل مشاهده فرد است که به آن عملکرد نیز گفته می‌شود .در حقیقت مقیاس ما جهت سنجش وقوع یادگیری عملکرد فرد است.
2-19- محورهای اساسی یادگیری
یونسکو66 به منظور تحقق توسعه‌ی انسانی برای تعلیم و تربیت در قرن بیست و یکم چهار محور اساسی را برای یادگیری پیشنهاد می ‌دهد تا بر اساس آن پایه‌های دانش در طول زندگی اشخاص شکل بگیرد.
این چهار محور به شرح زیر است :
1-“یادگیری چگونه دانستن” که ابزارهای درک و شناخت را در اختیار می‌گذارد.
2-“یادگیری چگونه انجام دادن” به گونه ای که بتوان در محیط به صورت خلاق عمل کرد.
3-“یادگیری زندگی با دیگران” به گونه‌ای که بتوان در تمامی فعالیت‌های بشری با افراد دیگر مشارکت و همکاری داشت.
4-“یادگیری چگونه بودن” پیشرفتی که ناشی از سه مرحله‌ی قبلی است . (یونسکو، 1376، ص 88)
2-20- اهمیت یادگیری
از آنجا که اکثریت رفتارهای آدمی یاد گرفته می‌شوند، بررسی اصول یادگیری به ما کمک می‌کند تا علت‌های رفتارمان را بفهمیم. آگاهی از فرآیند یادگیری نه تنها در فهم رفتار بهنجار و انطباقی به ما کمک می‌کند بلکه امکان درک بیشتر شرایطی که منجر به رفتار ناسازگار می‌شود را نیز به ما می‌دهد و در نتیجه روش‌های موثرتر روان درمانی را به وجود می‌آورد. افزون بر این، بین اصول یادگیری و روش‌های آموزشی رابطه نزدیکی وجود دارد. در بسیاری از موارد، اصول حاصل از پژوهش‌های یادگیری آزمایشگاهی در کلاس درس مورد استفاده قرار گرفته‌اند. کاربرد وسیع یادگیری برنامه‌ای، ماشین‌های آموزشی و آموزش کامپیوتری 3 مثال از چگونگی تاثیر پژوهش بر روش‌های آموزشی هستند .روند جاری آموزش و پرورش به سوی نظام‌های آموزشی مشخص یا آموزش فردی را نیز می‌توان محصول پژوهش‌های مربوط بر فرآیند یادگیری دانست ما می‌توانیم به طور منطقی نتیجه گیری کنیم که پا به پای افزایش دانش ما از فرآیند یادگیری، روش‌های آموزشی نیز کارآمدتر و اثر بخش تر خواهند شد. (هرگنهان، 671377، به نقل از براری 1386)
2-21- شرایط یادگیری
به اعتقاد گانیه، یادگیری محصول دو دسته از شرایط می‌باشد:
1-شرایط درونی
2-شرایط بیرونی
معیار تعیین این شرایط، ذهن فراگیر است. یعنی آنچه که باید در هنگام یادگیری در درون ذهن فراگیر باشد شرایط درونی است. در واقع شرایط درونی مجموعه توانایی‌های آموخته شده قبلی است که به وسیله مجموعه‌ای از فرآیندهای تبدیل، موثر واقع می‌گردد. مثلاً کودکی که نوشتن کلمه کتاب را یاد می‌گیرد، این یادگیری بر آموخته‌های قبلی او استوار است و با کمک آن‌ها ایجاد می‌شود. در حقیقت کودک، طریقه نوشتن حروف ک،ت،ا و ب را قبلاً آموخته است.
دومین دسته از شرایط یادگیری، بیرونی است. یعنی آنچه در هنگام یادگیری خارج از ذهن فراگیر برای مثال توسط معلم صورت می‌پذیرد.
وقوع یادگیری از تفاوت موجود در عملکرد انسان در قبل و بعد از قرار گرفتن در یک موقعیت یادگیری استنباط می‌شود. توانایی‌های آموخته شده قبلی شرایط درونی لازم را برای یادگیری تشکیل می‌دهند . این شرایط درونی به وسیله مجموعه‌ای از فرآیندهای تبدیل موثر واقع می‌شود. دومین دسته از شرایط یادگیری نسبت به یادگیرنده بیرونی است. فردی را در نظر بگیرید که تمام توانایی‌های قبلی برای ضرب دو عدد را دارد، دلیل خاصی وجود ندارد که فرض می‌شود شرایط بیرونی‌ای که برای یادگیری یک مورد از این ها ضروری است همانند شرایط بیرونی لازم برای یادگیری مورد دیگر است. دو نوع توانایی متفاوت بدون شرایط یکسان آموخته می‌شوند آنها نه تنها به توانایی‌های قبلی متفاوتی نیاز دارند بلکه شرایط بیرونی متفاوتی را نیز برای یادگیری لازم دارند . یادگیری هر نوع توانایی جدید از نقطه متفاوتی از یادگیری قبلی شروع می‌شود و احتمالاً به موقعیت بیرونی نیز نیاز دارد . (گانیه، ترجمه نجفی زند، 1373)
2-22- تقسیم بندی سبک‌ها
با وجود اختلاف نظرهای فراوانی که در مورد سبک‌های یادگیری وجود دارد، می‌توان آن ها را به سه دسته زیر تقسیم کرد :
2-22-1- سبک‌های شناختی68
این دسته از سبک‌ها اشاره می‌کنند به این که یادگیرنده چگونه مطالب را درک می‌کند، به خاطر می‌سپارد، چگونه می‌اندیشد و مسایل را حل می‌کند.
2-22-2- سبک‌های عاطفی69
این روش شامل ویژگی‌های شخصیتی و هیجانی هستند. از جمله این ویژگی‌ها می‌توان پشتکار یادگیرنده، کار کردن به تنهایی یا با دیگران، پذیرفتن و نپذیرفتن تقویت‌های بیرونی را نام برد. برای مثال، بعضی ترجیح می‌دهند در موقع یادگیری به تنهایی مطالعه کنند و دسته‌ای دیگر از دانش آموزان ترجیح می‌دهند با هم سن و سال‌ها یا با هم کلاسی‌هایشان به طور گروهی مطالعه کنند.
2-22-3- سبک‌های فیزیولوژیکی70
این نوع سبک یادگیری جنبه‌های زیست شناختی یادگیرنده را نشان می‌دهد و بر واکنش‌های او نسبت به محیط فیزیکی دلالت دارد.دانش آموزان برای محیطی که در آن مطالعه می‌کنند، اولویت‌هایی قائل هستند. برای نمونه، بعضی از یادگیرندگان دوست دارند در هنگام شب مطالعه کنند، اما گروهی دیگر ترجیح می‌دهند صبح به مطالعه بپردازند. یا بعضی‌ها دوست دارند در محیطی کاملاً آرام درس بخوانند اما گروهی دیگر علاقه مندند در هنگام مطالعه به موسیقی آهسته‌ای نیز گوش دهند.
2-22-1-1- سبک های شناختی و انواع آن :
یکی از سبک‌های شناختی یادگیری سرعت ادراکی71 است. در این سبک یادگیری،؛ یادگیرندگان به دو دسته تقسیم می‌شوند:
1-دسته تکانشی72: این گروه به سرعت پاسخ دهی اهمیت می‌دهند.
2-دسته تعاملی73 : این دسته بر دقت و صحت پاسخ تاکید دارند.
پایلر و اسنومن74 اظهار می‌دارند که افراد تکانشی سرعت عقلانی سریعی دارند و با اولین جوابی که به ذهنشان می‌رسد پاسخ می‌دهند، بنابراین بیشتر مرتکب خطا و اشتباه می‌شوند.
در مقابل یادگیرندگان تاملی یک مساله را با سرعت متناوب حل می‌کنند و با تاخیر به مسئله جواب می‌دهند .ابتدا مکث می‌کنند و تمام راه‌ها و شقوق را در نظر می‌گیرند، بعد جواب صحیح می‌دهند و کمتر مرتکب خطا می‌شوند.
هان75 (1995) می‌گوید: نه تکانشی و نه تاملی هیچ کدام بهترین سبک یادگیری نیست و اکثر تکالیف پیچیده عناصری از هر دو سبک پاسخ دهی را دارند. بنابراین، ضرورت دارد که شاگردان تاملی و تکانشی را تشویق کنیم که از همدیگر بهره بگیرند، چون هیچ کدام از این دو سبک به تنهایی کافی نیست.
یکی دیگر از سبک‌های شناختی معروف سبک وابسته به زمینه76 و سبک نابسته به زمینه 77 است.
1-وابسته به زمینه : یادگیرندگانی که در این دسته قرار دارند بیشتر تحت تاثیر محیط اطراف خود قرار می‌گیرند. این دسته از افراد در جاهایی که متن یا زمینه مهم است (مثل موقعیت‌های اجتماعی، ادبی و تاریخی) عملکرد موفق‌تری دارند، چون این نوع یادگیرندگان در این زمینه با مباحث کلی سر و کار دارند نه با جزئیات. این افراد در موقعیت‌های گروهی، مثل بحث گروهی که در آن با هم‌کلاسی‌‌هایشان در ارتباط متقابل هستند، بهتر یاد می‌گیرند و ترجیح می‌دهند که مواد درسی از قبل سازمان یافته باشد.
2-نابسته به زمینه: این دسته از یادگیرندگان در علوم پایه(مانند ریاضیات، فیزیک، شیمی و زیست شناسی) موفق‌ترند این نوع از یادگیرندگان در علومی که با جرئیات سرو کار دارند، عملکرد بهتری دارند، هم چنین بسیار راغب هستند که به صورت انفرادی آموزش ببینند و ترجیح می‌دهند که مواد درسی را خود شخصاً سازمان دهند.
ارمرود78 (1995) می‌گوید که افراد را به طور قطع نمی‌توان در یکی از دو قطب وابسته به زمینه با نابسته به زمینه قرار داد. در

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *