دانلود پایان نامه درباره سیاسی شدن بازنمایی رسانه ای جرم و ترویج سطحی نگری در جامعه

دانلود پایان نامه

پشتوانه حمایت های اجتماعی از اقدامات قضایی در خصوص بسیاری از جرایم که جنبه اخلاقی دارند قبح اجتماعی آن عمل در جامعه است. مجرمان احتمالی نیز با توجه به این امر از ارتکاب این جرایم ابا دارند و این موضوع عامل مهمی در پیشگیری از ارتکاب این جرایم است. بازنمایی ارتکاب این جرایم در رسانه ها موجب می گردد که باعادی جلوه دادن ارتکاب این جرایم قبح عمل مورد نظر نیز شکسته شده و پشتوانه ی اجتماعی در برخورد با این جرایم کم رنگ گردد. خاطرات یکی از مقامات عالی قضایی که در یکی از مجلات بازتاب یافته بود در این خصوص قابل توجه است . آقای عالی معاون وقت دادسرای تهران در بیان خاطرات خود این گونه به نقش رسانه ها در شکستن قبح اجتماعی اعمال اشاره کرده است : … به من گفت که در همه دوران کارم در دادگستری فقط به یک مورد قصد تجاوز به محارم برخورد کردم. نمی دانم خبرنگار یک روزنامه از کجا این خبر را به دست آورد و چاپ کرد و موجب شد که ظرف ده روز اخیر پنج مورد مشابه دیگر رخ بدهد.دلیل هم این است که مردم باور داشتند اگر این عمل روی دهد از آسمان خون می بارد ولی انتشار خبر در روزنامه قبح آن را شکست و ترس ها فرو ریخت و افراد دیگری مرتکب آن شدند. همان طور که مشاهده می شود در این قضیه گزارش خبری موجب شکستن قبح عمل گردیده و با کم اهمیت جلوه دادن ارزش هایی که جرم بر آن مبتنی است در دراز مدت می تواند منجر به شیوع و عادی شده این اقدامات در جامعه گردد.
مبحث سوم : ترویج سطحی نگری در جامعه
سطحی نگری در واقع نتیجه توصیفی بودن اخبار جرم و رسانه ها است. در سطحی نگری به تعریف ظواهر امر با پوسته خارجی موضوع پرداخته و هرگز ابعاد مختلف آن مورد بررسی قرار نمی گیرد.به دلیل گرایش رسانه ها به گزارش های توصیفی از وقایع مجرمانه سطحی نگری در بین خبرنگاران امری قابل پیش بینی است. تاکید بر تحلیل های سطحی در گزارش های خبری در قابل فهم بودن مطلب برای خواننده های عادی نیز تاثیر زیادی دارد . اهمیت توجه به فهم مخاطب در رسانه ها به حدی است که یکی از دلایل خلاصه نویسی توسط رسانه ها آسان خوانی متن توسط مخاطب بیان شده است. غلبه تحلیل های سطحی در گزارش های مجرمانه موجب تاثیرگذاری در این زمینه بر مخاطبان می شود. رسانه ها با این اقدام خود مخاطب را از واقعیات پیچیده دور ساخته و ضمن تغییر صورت مساله نگرش افراد را به مسائل یک جانبه می کنند.در نتیجه مردم عادی نیز در تحلیل و تفسیر وقایع مجرمانه و بیان راه حل های آن نگرشی سطحی و بیش از حد ساده انگارانه را نسبت به جرایم در نظر دارند. محتوای اخبار رسانه ای به منظور ایجاد نگرشی عمقی در مخاطب به اندازه ی کافی علمی نیست و وجود محدودیت هایی بر ترویج سطحی نگری در جامعه می افزاید . مهمترین این محدودیت ها در دو گفتار در زیر آورده می شود.
گفتار اول : محدودیت زمانی
یکی از مهمترین محدودیت های رسانه ها در این خصوص محدودیت زمانی است. با مرور زمان و گسترش کمی رسانه ها رقابت بیشتری بین آن ها برای جذب مخاطب ایجاد شده است. بدیهی است رسانه ای که زودتر واقعه خبری را پوشش دهد در جذب مخاطب موفق تر عمل می کند. گسترش کیفی رسانه های خبری بر این مهم افزوده است. به این ترتیب که تنها چند ثانیه کافیست که یک خبر در دورافتاده ترین نقاط گیتی پخش شود.بنابراین در سایت های خبری شاهد گزارش اخبار به فاصله اندک از زمان وقوع آن هستیم. این ویژگی در جرایم رسانه ای شده به وضوح نمایان است. اخبار مربوط به این جرایم به خصوص جلسات رسیدگی در دادگاه در کمتر از یک ساعت بر روی سایت های خبری بازتاب داشته است.بازتاب سریع جلسات رسیدگی جرایم ((قتل میدان کاج سعادت آباد تهران)) ، ((پل مدیریت تهران)) و ((جلسه محاکمه قاتل روح الله داداشی)) نمونه های بارز این واقعیت هستند. به این ترتیب با توجه به امکان بازتاب سریع اخبار مربوط به جرائم فرصتی برای تجزیه و تحلیل آن باقی نمانده و گزارشگر صرفا به شرح داستان و راز واقعه جنائی کفایت می کند.
گفتار دوم :‌ فقدان تخصص
تجزیه و تحلیل جرائم نیازمند داشتن تخصص و دانش حقوقی لازم است. با توجه به اینکه مخاطبین رسانه ها مردم عادی هستند وجود تحلیل های کارشناسی و علمی موجب دشواری و پیچیدگی متن برای مخاطب می شوند . خبرنگاران نیز در گزارش های خود از این پیچیدگی ها دوری می کنند. حتی بیشتر روزنامه نگاران نیز فاقد اطلاعات و دانش حقوقی هستند و توانایی تجزیه و تحلیل وقایع مجرمانه را ندارند. در گزارش های خبرنگاران استفاده از لغات و اصطلاحات فنی و حقوقی در موقعیت های نابجا امری بسیار شایع است که نشان دهنده ی نه تنها فقدان دانش حقوقی بلکه بی اهمیتی به نکات حقوقی در گزارش ها است، چون معنا و وجود تفاوت در بار معنایی برخی اصطلاحات از ظاهر آن ها پیداست و فهم آن نیاز به داشتن دانش تخصصی ندارد. استفاده از اصطلاح(( متهم )) برا ی افرادی که مجازات آن ها قطعی شده و پرونده آن ها آماده اجرای حکم شده در بازتاب اخبار مربوط به محکومین ((تجاوز دسته جمعی در خمینی شهر اصفهان)) و ((قصاص قاتل میدان کاج سعادت آباد تهران))نشان دهنده این واقعیت در بازنمایی رسانه ای جرایم است.
از طرفی نیز در گزارش هایی که از جلسه های رسیدگی بازتاب داده می شود ، قسمت هایی از اظهارات و جریان رسیدگی که دارای بار سنگین معنایی تخصصی است حذف می گردد. در این گزارشات صرفا جریان رخ داده در دادگاه به زبانی کاملا ساده بیان می شود و با وجود این که اظهارنظر های گفته شده حاوی نکات کاملا فنی است و در تصمیمات دادگاه موثر است، به دلیل این که شرح و بسط آن از تخصص گزارشگر خارج است صرفا نتیجه این مجادلات در یک یا دو خط منعکس می شود و به اصطلاحات فنی به کار برده شده هیچ گونه اشاره ای نمی گردد. گزارشی از جلسه پنجم رسیدگی به فساد مالی در سایت خبری خبر آنلاین ذکر شده که برای نمونه نقل می شود:
ریاحی به صلاحیت دادگاه انقلاب در رسیدگی به این پرونده ایراد گرفت و گفت: به صلاحیت دادگاه انقلاب در رسیدگی به این پرونده ایراد دارم نه به شخص قاضی.
 قاضی سراج ضمن ارائه توضیحاتی ایراد وکیل به صلاحیت دادگاه انقلاب را نپذیرفت و با دفاع از صلاحیت دادگاه انقلاب برای رسیدگی به این پرونده گفت: به عنوان قاضی ویژه با حکم ویژه می توانم به اتهامات رسیدگی کنم.
در این گزارش شاهد شرح و تفسیر فنی و علمی از اظهارات جلسه رسیدگی نیستیم و صرفا به بیان داستان وار آن اکتفا شده ضمن اینکه در راستای ساده و روان بودن متن قسمتی از اظهارات نیز که حاوی نکات فنی است از گزارش حذف شده اند. بدیهی است استفاده از لغات و اصطلاحات خاص حقوقی و قضائی که خارج از محدوده اطلاعات علمی مخاطب است در تضاد صریح با اصل ساده نویسی قرار دارد و خبرنگاران نیز در بازتاب اخبار مربوط به واقعه این قسمت ها را حذف نموده تا برای مخاطب قابل درک باشد. زیرا خواننده در تلاش برای فهم یک متن تنها می تواند مقدار معینی انرژی صرف کند.گاه خواننده به نقطه ای می رسد که دیگر نمی خواهد یک متن را بخواند زیرا انرژی که به آن پیام اختصاص یافته است به پایان می رسد یا به دلیل فقدان دانش یا مهارت نمی تواند پیام را درک کند. نتیجه این امر پیدایش فهم سطحی و غیر علمی در خصوص جرم ، مجازات و رسیدگی های کیفری است.
این درحالی است که در نشریات تخصصی حقوقی مسئله متفاوت است و این محدودیت ها وجود ندارد اما تعداد این نشریات در کشورهای در حال توسعه ای چون ایران بسیار اندک است.علاوه براین در این کشورها مردم درباره ی مسائل اطلاعات کافی ندارند و مخاطبین توانایی تجزیه و تحلیل مسایل پیچیده روز و فرصت کافی جهت این کار را ندارند. لذا باید قلمرو این نشریات را باید از نشریات عمومی تفکیک کرد و در عین حال به علت مخاطب اندک که قشر خاص و تحصیل کرده ی جامعه می باشند قادر به مقابله با ترویج سطحی نگری در نشریات عامه پسند در جامعه نیستند و تاثیر آن ها محدود به مخاطبان آن ها می گردد.
مبحث چهارم : سیاسی شدن بازنمایی رسانه ای جرم
تشخیص ارتباط بین افکار عمومی و سیاست از دیرباز مورد توجه متفکرین بوده است. کهنترین مطلبی که از نظر تاریخی مستقیما به آن اشاره کرده است متعلق به قرن پنجم پیش از میلاد است که هرودت مورخ مشهور از زبان یک ایرانی به نام( اوتانس)فضیلت سیاسی عامه را بازگو می کند. این جمله ناپلئون بناپارد نیز توجه به اهمیت سیاسی افکار عمومی را بیشتر نشان می دهد: حکومت را می توان به زور سرنیزه به دست آورد، اما برای حفظ حکومت به جای سرنیزه باید به افکار عمومی تکیه کرد.
آنچه در این قسمت مورد توجه است ، توجه سیاستمداران به جنبه های سیاسی بازنمایی رسانه ای جرم است. توجه رسانه های خبری به انعکاس اخبار مربوط به جرایم صرفا به دلیل تامین منافع مالی نیست بلکه زمانی که این رسانه ها مخاطبان بیشتری پیدا می کنند با افراد بیشتری از جامعه در ارتباط هستند می توانند بر روی برداشت و تصور مردم از تحولات جامعه تاثیر گذار باشند. به همین دلیل است که رسانه های گروهی که در سطحی گسترده به انتشار اخبار ، عقاید و افکار می پردازند را از ابزارهای کنترل اجتماعی برشمرده اند.
بنابراین با وسعت پیدا کردن دامنه نفوذ رسانه ها و افزایش مخاطبان آنان هدف از بازتاب جنبه های خاصی از اخبار مربوط به جامعه می تواند تاثیر گذاری بر نگرش های سیاسی مخاطبان آن باشد. به علت پخش این امور از رسانه ها تاثیر آنها مضاعف گشته تا جایی که برخی معتقدند که از این طریق نوع خاصی از دموکراسی تحت عنوان دموکراسی رسانه ای شکل می گیرد. تاثیر این کارکرد رسانه ها در کشور های مختلف و با توجه به نظام سیاسی حاکم بر جامعه متفاوت است .به عنوان مثال در حکومت های آزادگرا این پیش فرض که افکار عمومی اراده و خواست اکثریت است و عامل اولویت بخشی به امور است به عنوان پیش فرض اساسی پذیرفته شده است.هر چه در کشور یا نظام سیاسی به افکار عمومی بیشتر بها داده شود تاثیر گزاری رسانه ها با استفاده از تحلیل سیاسی وقایع نیز کارآیی بیشتری خواهد داشت. جمهوری اسلامی ایران نیز از این وضعیت مستثنا نیست و مطبوعات با بر عهده گرفتن کارکرد های حزبی ،‌به کانون برخورد نیروهای سیاسی – اجتماعی تبدیل شده و تا حدود زیادی همچون ابزار سیاسی به کار رفته اند.
به این ترتیب با تحلیلی سیاسی از جرائم ، صاحبنظران سیاسی می توانند با مخاطبین خود ارتباطی رودررو داشته بدون اینکه سانسور شوند. با جنبه سیاسی پیدا کردن اخبار مربوط به جرایم ما شاهد تحلیلی سیاسی از این وقایع هستیم. در این گونه تحلیل ها بسته به اینکه رسانه یا بنگاه خبری وابسته به کدام حزب یا گروه باشد و یا مقام سیاسی اظهار کننده به چه ایدئولوژی وابسته باشد ، شیوه پوشش خبری واقعه متفاوت خواهد بود. در صورتی که ارتکاب جرمی به اعضای گروهی سیاسی نسبت داده شود رسانه های وابسته به این گروه سعی دارند که شخصیت فرد را از منش سیاسی وی تفکیک کنند و یا حتی به سانسور این خبر بپردازند.به عنوان مثال می توان به مشروح جلسه هشتم رسیدگی به فساد بزرگ مالی اشاره کرد که روزنامه ایران شرحی سانسور شده با عدم ذکر نام برخی از افراد که در جلسه رسیدگی اظهار شده بود ارائه داد که با پاسخ طنز روزنامه همشهری مواجه شد.
رسانه های خبری وابسته به حزب یا گروه حاکم از ظرفیت رسانه ای خود برای دستیابی به مرحله پذیرش ایدئولوژی خود توسط مردم استفاده می کنند.در این راستا برای ایجاد توافق عمومی و جلب حمایت توده مردم از تدابیر سرکوبگر برای کنترل و مهار جرم، دیگر به زور متوسل نمی شوند بلکه این کار را با استفاده از ابزارهای ارتباطی و رسانه ها انجام می دهند.رسانه های وابسته به گروه حاکم ترجیح می دهند در فرآیند شکل گیری افکار عمومی شرکت کنند تا به افکار عمومی شکل گرفته توسط سایر رسانه ها تکیه کنند. نمونه این امر را می توان در فرافکنی و انتساب بعضی از جرایم که احساسات عمومی را به شدت تحت تاثیر قرار می دهند به عناصر فرامرزی نام برد. در طرف مقابل احزاب و گروه های سیاسی مخالف حزب یا گروه حاکم نیز سعی دارند تا از فضای رسانه ای برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند. به دلیل منش سیاسی در رسانه های دولتی و یک سویه بودن اخبار این رسانه ها است که معمولا دولتی بودن رسانه ها باعث کاهش نفوذ آنها در مردم می شود.
در تحلیل های سیاسی از جرائم توسط رسانه های وابسته به احزاب مخالف وقوع جرم نتیجه کم کاری و عدم کارایی دیدگاه های حزب حاکم در برآوردن نیازهای اجتماعی و نیز موفق نشدن در پیشگیری از وقوع جرم دارد. همچنین جرائمی که ممکن است از سوی برخی افراد وابسته به حزب یا گروه خاص سیاسی واقع شود، به دیدگاه یا منش آن ها نسبت داده شده و نقایص شخصی آن ها (سیاستمداران) نقایص موضع سیاسی آن ها قلمداد می شود. درست آن سان که رئیس جمهور بیل کلینتون در پی فاش شدن رابطه اش با کارآموز کاخ سفید تجربه کرد. در صورت وقوع چنین جرائمی توسط افراد منتسب به حزب خاص موضوع توسط رسانه های وابسته به گروه های مخالف به شدت پوشش خبری داده شد و بر منصب افراد وابسته تاکید می شود.
اقدامات رسانه های گروهی در پی سیاسی شدن انتشار برخی جرائم محدود به تحلیل اخبار و وقایع جاری نیست بلکه از این لحاظ سرگرمی ها را نیز باید به حساب آورد. استفاده از طنز به عنوان بارز ترین نمونه ی آن در بین رسانه های منتقد امری شایع است. منظور از رسانه های منتقد رسانه هایی مانند روزنامه ی اعتماد و شرق است که به جناح چپ تعلق دارند و دارای رویکردی اصلاح طلبی هستند و به نقد جامعه ، دولت و عملکرد مسئولین می پردازند.به عنوان مثال می توان به طنز پردازی در پوشش خبری در خصوص برخی جرائم خصوصا فساد مالی ادارات دولتی اشاره کرد. به دلیل گیرایی بیشتر طنز نسبت به زبان ساده در مخاطب تیترهای طنزی مانند کرگدن نامه و اعترافات شاه کلید برای پوشش خبری جرایم فساد دولتی و سوء استفاده از قدرت در این روزنامه مورد استفاده قرار گرفته است.
مبحث پنجم : عوام گرایی کیفری