دانلود پایان نامه درباره سلسله مراتب نیازهای مازلو و فعالیت های اجتماعی

دانلود پایان نامه

متغیرهای مرتبط با مشارکت سیاسی و اقتصادی را از نگاه لرنر می توان به صورت نمودار زیر نشان داد:

مفهومی که لرنر برای سنجش مشارکت به کار می برد همدلی است. پیش فرض لرنر در همدلی آن است که همدلی به معنی توانایی فرد در این خصوص که خود را به جای دیگران قرار بدهد، و صرفاً در جوامعی رخ می دهد که مشارکت انسانی قابل توجه است. در این زمینه لرنر اضافه می کند که در انسان دو خصلت خاص وجود دارد که به موجب آن با دیگران همگرا می شود: اول آنکه شباهتی که با دیگران دارد و دوم گرایش شبیه بودن یا شبیه شدن به دیگران می باشد. لذا لرنر به آن دسته از توان و قابلیت هایی که باعث می شود فرد خود را به جای دیگران بگذارد و تحمل پذیرش قالب های غیرخودی را داشته باشد، خودپذیری یا همدلی می گوید ( مقدس جعفری ، 1381 : 167 ) .


به نظر وی بسیج اجتماع زمانی می تواند گسترش یابد که فرد از یک ظرفیت شخصی همدلی برخوردار باشد (Lerner.1958 :49). در واقع با پیدایش ظرفیت یاد شده است که انسان می تواند پذیرای ایفای نقش ها و روابط جدید در جامعه باشد، و خود را به صورت رایگان در تشکیلات نو و سازمانهای جدید قرار دهد، و از تعهدات سابق عدول کند و از طریق مشارکت درخواست های سیاسی- اجتماعی نماید.
2-4-2-4 نظریه سطوح ارزشی رونالد اینگلهارت
اینگلهارت در پی بسط اندیشه سلسله مراتب نیازهای مازلو است . به عقیده وی رفتار و کنش افراد بر مبنای اینکه در کجای سلسله مراتب نیاز قرار داشته باشند، تعیین میشود. از اینرو مشارکت سیاسی و حد آن نیز تابعی از این طیف است. بنابر این، اقشار مرفه تر به گروههای سیاسی دارای اهداف فرهنگی، و اقشار کم درآمد باید با گروههای سیاسی با اهداف اقتصادی، گرایش مشارکت سیاسی داشته باشند .
در نزد اینگلهارت رتبه و سطح ارزشهای نزد افراد، ویژگی و موفقیت مشارکت اجتماعی آنها را تعیین میکند . بهمین لحاظ مطالعه ارزشها در نزد ایشان از اهمیت بالایی برخوردار است. ارزشها درونی ترین لایههای شخصیتی انسانها هستند، و شناخت مطلوب واقعیتهای درونی هر کس منوط به شناخت ارزشها و نگرشهای ارزشی فرد است. ارزشها بعنوان شکل دهنده پیامهای نظام رفتاری افراد دارای بیشترین تأثیر درکنشهای آنها بوده، و در بعد فردی و روانی، مهمترین منبع برای جهت گیری درک و شناخت از خود، و در بعد اجتماعی، مجموعهای از عقاید و نگرشها هستند که فرد در فرآیند جامعه پذیری آنها را بدست می آورد، وخود را با قواعد و هنجارهای جامعه هماهنگ میکند. ارزشها در زمره مشخصههای مهم جوامع هستند که اهمیت آنها بر کسی پوشیده نیست، و به مثابه پدیدهای اجتماعی نقش اساسی در شکل گیری، کنترل و پیش بینی کنشها و گرایشهای افراد جامعه داشته، عنصر مرکزی در ساختار فرهنگی جوامع بشمار می رود. ( یوسفی ،1382 :21 ). همچنین نگرش ها واسطه میان شناخت ها و رفتار ها تلقی میشوند. نگرش نوعی جهت گیری مبتنی بر ارزشیابی از چیز ها و امور است. گرایش ها بر فرآیندی از آگاهی فردی دلالت دارند. نگرش های افراد ناشی از گذشته آنها و تجربیات مختلف زندگی است (محسنی، 1379: 64 ).
اینگلهارت ضمن تقسیم بندی ارزش ها به دو دسته ارزش های مادی و فرامادی معتقد است که نظریه های مادی- فرا مادی بر دو فرض اساسی استوار است .
1- فرضیه کمیابی، که در آن اولویت فرد، بازتاب شرایط محیط اجتماعی و اقتصادی اش می باشد. بنحوی که بیشترین ارزش ذهنی را به آن چیز هائی می دهد که عرضه آن ها نسبتا کم است.
2- فرضیه اجتماعی شدن، که در آن ارزش های اصلی شخص تا حد زیادی بازتاب اوضاع حاکم در سال های قبل از بلوغ وی است. ( اینگلهارت، 1373 :61 ).
این دو فرضیه با هم، مجموعه بهم پیوسته ای از پیش بینی های مربوط به دگرگونی ارزش ها را پدید می آورند. به این صورت که: در حالی که فرضیه کمیابی دلالت بر این دارد که رونق اقتصادی و شکوفائی آن به گسترش ارزش های فرامادی می انجامد، فرضیه اجتماعی شدن مبین آنست که ارزش های یک جامعه یک شبه (به سرعت) تغییر نمی کند. بلکه بر عکس، دگرگونی اساسی ارزش ها به تدریج و بیشتر به صورت نامرعی روی می دهد. این دگرگونی در مقیاس وسیع هنگامی پدید می آید که یک نسل جدید جانشین نسل مسن تر در جمعیت بزرگسال یک جامعه می گردد ( همان ،50 ).
اینگلهارت در آزمون فرضیه اجتماعی شدن نسل ها و تفاوت ارزشی میان گروه های سنی، دست به یک تحلیل چند متغیری می زند که متغیر وابسته آن نمایه ارزش های مادی- فرامادی است، و متغیرهای مستقل آن عبارتند از : گروه سنی، درآمد، وضعیت تاهل، تعداد فرزندان و وضعیت اشتغال پرسش شوندهها ( همان،99).
به نظر اینگلهارت یکی از مولفه های مهم دگرگونی ارزشی، جایگزینی نسلی است. اینگلهارت برای چرخه زندگی تاثیر چندانی قائل نیست، و تفاوت های پایدار بین گروه های سنی را بازتاب دگرگونی نسلی می داند. و نظریه دگرگونی ارزشی که دلالت بر جابجائی اولویت های مادی به سمت اولویت های فرا مادی دارد را به توسعه اقتصادی جوامع ارتباط می دهد. تا جائی که برای تاثیر نهاد های فرهنگی در این دگرگونی چندان وزنی قائل نیست. جوانان بمراتب بیشتر از مسن تر ها بر خواسته های فرا مادی تاکید می ورزند . و تحلیل گروه های سنی مبین آنست که این موضوع به مراتب بیشتر بازتاب دگرگونی نسل است با انعکاس سالخوردگی.
اینگلهارت دگرگونی حاصل شده در جامعه بر مبنای تحولات اقتصادی و اجتماعی را در قالب دگرگونی در چارچوب سمت گیری های ارزشی که منجر به تفاوت نسلی می شود، تعریف می نماید، و در نتیجه دگرگونی های فرهنگی مهم به تفاوت در میان نسل ها می انجامد ( اینگلهارت،1373 : 115).
در نظریات اینگلهارت صنعتی شدن و نوسازی دو مفهوم کلیدی در تغییرات اجتماعی هستند. صنعتی شدن منجر به جامعه صنعتی و نوسازی منجر به جامعه مدرن شده است . بُعد مهم صنعتی شدن اهمیت تسلط فرهنگی است که ارزش ها و هنجار ها در نظام مبتنی بر شکل اجتماعی سرمایه داری رشد یافته اند. نوسازی نیز صرفا شامل متغییر های بیرونی نمی شود . بلکه شامل انتقال نگرش ها ، عقاید و رفتار که انتقال اجزای فرهنگی است می شود، و در نتیجه باعث ایجاد ارزش های پُست مدرن در جوامع پیشرفته صنعتی می گردد. مثل علائق زیبا شناختی و خردمندی ، جامعه ی بیشتر آموزش دیده و غیر شخصی. (خالقی1381، 103). در این باره اینگلهارت می گوید : تحول فرهنگیِ خیلی وسیعی در فرهنگ معاصر غرب رخ داده است. همچنین وی اظهار می دارد که خیزش سطوح توسعه اقتصادی سطوح بالاتر آموزش- اشاعه رسانه های جمعی منجر به تغییر در مهمترین ارزشهای می شود.
در مقوله مشارکت سیاسی از منظر تئوری اینگلهارت باید گفت هم مشارکت سیاسی تابعی از ارزشهای افراد نسبت به خودِ مشارکت سیاسی است و هم نفسِ مشارکت و گرایش به سطوح مشارکت سیاسی. به عنوان مثال رأی دادن به هرجناح و حزبی، تابعی است از ارزشهای نزد افراد. به عنوان مثال از منظر ایشان اقشار مرفه تر به گروههای سیاسی که دارای اهداف فرهنگی هستند متمایل ترند، و اقشار کم درآمد به گروههایی که با اهداف اقتصادی بیشتر سرو کار دارند، تمایل دارند. بر این مبنا، آنچه که سطح و نوع ارزشها را در نزد افراد و طبقات معین می کند، متغیرهایی چون؛ سطح تحصیلات رسمی افراد، تجارب شخصی و تخصص آنها است که می تواند گرایشهای آنها را بر اساس ارزشهای آنها معین کند. این متغیرها کمک می کند تا استعدادهای افراد در شناخت مشارکت سیاسی و جهت تصمیم گیری آنها در نوع و سطح مشارکت را تعیین کند.
اینگلهارت اعتماد به یکدیگر را یکی از عوامل مؤثر در مشارکت می داند. اعتماد به این معنا است که رفتار دیگری به طرز قابل پیش بینی دوستانه خواهد بود. عدم اعتماد به معنای آنست که رفتار دیگری موذیانه یا غیر قابل اعتماد است. لذا وقتی که ابهام وجود دارد اعتماد یا عدم اعتماد، شخص را به تفسیر دوستانه یا دشمنانه اَعمال دیگری وا می دارد. پیامدها می تواند بسیار مهم باشد ( اینگلهارت، 1373: 44). در زمینه بهبود اعتماد، اینگلهارت می گوید؛ تا آنجا که به قدیمی ترین روابط مثل روابط قومی و نژادی برمی گردد نسبتاً بهبودی ناپذیر است. اما تأثیر نزدیکی و جغرافیایی و نژاد بر اعتماد یا عدم اعتماد مقطعی- ملی در حال کاهش می نماید. با آن که زبان مهم است اهمیتی نه به مثابه یک ویژگی قومی ثابت که بیشتر از این جهت است که می تواند یک راه ارتباطی یا مانعی بر سر راه جریان ارتباطی باشد. اگر چه اعتماد یا عدم اعتماد بین ملت ها گرایش چشمگیری به تداوم نمودار می سازد، اما یک متغیر است نه ثابت و دستخوش دخالت انسان ( همان ) . اینگلهارت که اعتماد به یکدیگر را یکی از عوامل مؤثر در مشارکت می داند، به بررسی اعتماد بین ملت ها پرداخته است، و سطح اعتماد مردم در کشورهای جامعه اروپا را سنجیده است. به نظر وی اعتماد نسبت به ملت های دیگر ویژگی ثابت و فرهنگ های سیاسی مفروض است. این موضوع نه تنها در مورد اعتماد نسبت به ملت های دیگر بلکه در مورد ترکیب اعتماد به دیگران نیز درست است. اعتماد به یکدیگر، شرط اصلی تشکیل روابط ثانوی است. (مقدس جعفری، 1381: 169). پیدایش یک طبقه متوسط قوی و گسترش مهارت های مشارکت به استقرار فراگردهای دموکراتیک سیاسی در میان سرآمدان و در نتیجه به یک عامل گسترش دهنده حیطه فعالیت سیاسی منتهی می شود. اما تکامل دموکراسی توده ای با ثبات به یک تحول نیاز دارد : پیدایش هنجارها و نگرشهایی در میان عموم مردم که ضامن دموکراسی هستند، یکی از مهمترین این انگیزش ها حس اعتماد به یکدیگر است .
در فرهنگ مدرن آلموند و وربا به این نتیجه رسیدند که اعتماد به نوبه خود برای مشارکت سیاسی مؤثر و در هر دموکراسی وسیع لازم است. حس اعتماد همچنین برای اجرای قوانین دموکراتیک لازم است (اینگلهارت ، 1373 : 24 ). بنابراین اگر شهروندان به یکدیگر اعتماد داشته باشند و این اعتماد شامل نظام سیاسی نیز نشود در اینصورت مشارکت گسترده ای از جانب مردم در فعالیت های اجتماعی و سیاسی و … صورت نخواهد گرفت .
2-5 نظریه های تلفیقی خرد و کلان (مشارکت سیاسی)