دانلود پایان نامه درباره برنامه های اجتماعی و وسایل ارتباط جمعی


Widget not in any sidebars
ضرورت خاص این تحقیق، اهمیت بحث مشارکت سیاسی در جامعه ما می‌باشد. جامعه‌ای که به لحاظ جمعیتی جوان است. لذا باید با شناخت عوامل موثر بر مشارکت سیاسی افراد در این زمینه، برنامه‌ریزی‌ها و اقدامات بهتری انجام داد. مشارکت سیاسی علاوه بر القائ حس شرافت و منزلت برای افراد آنها را با وظایف و مسئولیت هایشان آگاه می‏سازد و فهم وشعور سیاسی آنها گسترش می‏یابد. انسان زمانی به کمال اخلاقی می‏رسد که در فرایند اقتدار خویش را از دست خواهند داد مواجه می‏شود..
همچنین اغلب کشورهای دنیا به سمت توسعه سیاسی روز افزون پیش میروند و در کشور ما نیز تلاشهایی در این زمینه صورت گرفته است. سخن راندن از توسعه سیاسی بدون پرداختن به مشارکت سیاسی مفهومی نخواهد داشت. امروزه مشارکت سیاسی مردم، زیربنا و بنیاد توسعه سیاسی کشورها را تشکیل میدهد. این مشارکت به ویژه در نظامهای مردمسالار از اهمیت زیادی برخوردار است. مشارکت سیاسی برای حکومت دارای منافع عملی ویژهای است که فقدان آن به سامان سیاسی و اهداف بلند مدت آن زیان وارد میکند. اگر نظام سیاسی زمینه لازم به منظور حضور گستردهتر و واقعیتر مردم را (به ویژه در راستای کاهش هزینههای ناشی از این حضور) فراهم نکند، قدرت به سمت شخصی شدن میل پیدا میکند و نظام مردم سالاری رو به افول خواهد گذاشت.
یکی از مهمترین شاخصهای توسعه سیاسی میزان مشارکت همه جانبه مردم در انواع گروهها و برنامه های اجتماعی، سیاسی بویژه انجمنهای داوطلبانه و سازمانهای غیردولتی است، زیرا بیتوجهی به این موضوع میتواند موجب تضعیف شکلگیری مفهوم شهروند فعال و همچنین علایق عمومی و هویت اجتماعی افراد گردد و این امر خصوصاً درکشورهای جهان سوم که در معرض فشارهای مضاعف در روند جهانی شدن قرار دارند از اهمیت بسیاری برخوردار است. در جوامعی که زندگی گروهی در آنها زمینه گسترش زیادی ندارد، نوسازی اجتماعی همه جانبه معمولاً با کاهش مشارکت سیاسی همراه است، به عبارت دیگر فرد تنها و منزوی در این جوامع با افزایش قدرت دولت بیشتر احساس ضعف و بیقدرتی میکند (رضایی، 1375: 54). آلموند و وربا معتقدند اگر یک انقلاب سیاسی در سراسر جهان امروزی جاری باشد این انقلاب را میتوان انقلاب مشارکت نامید، در همه ملل جهان این عقیده که انسان معمولی باید درگیر مشارکت در نظام سیاسی باشد عقیدهای عام و گسترده است (Almond and verba,1963:4). پس گرچه دولتها دارای حق انحصاری استفاده از قدرت در جوامع هستند لیکن افراد باید آزاد باشند تا در مسائل حکومتی و سیاسی مشارکت کنند، مسئولیت بپذیرند و در شکل دادن به زندگی خود نقش بازی کنند و این فعالیت فرد را از حالت رعیت به شهروند ارتقاء میدهد. این دگرگونی به برکت مشارکت حاصل شده و زمینه را برای اخلاق مدنی و احساس مسئولیت شهروندان آماده میسازد. مشارکت سیاسی مردم، کارایی نظام سیاسی و حکومتی را افزایش میدهد وکانالهای مشارکت، افکار عمومی را در جهت کارایی نظام سیاسی و حکومتی از طریق انتقال خواستهها تجهیز میکند.
امروزه مشارکت سیاسی هم به عنوان یک ارزش سیاسی مهم مطرح است و هم به عنوان وسیله کارآمدی برای توسعه اجتماعی و توسعه انسانی. «در مروری بر ادبیات توسعه سیاسی روشن می شود که – به جز چند مورد استثنایی- توسعه با واژه های مشارکت، دموکراسی و برابری تعریف شده است . . . نویسندگان ادبیات توسعه سیاسی و نوسازی یکی پس از دیگری دموکراسی، برابری و مشارکت را اصول برگشت ناپذیر وابسته به صورتهای معین تحول اجتماعی و سیاسی قلمداد کرده اند» (گن ذیر، 1369 : 252 – 251).
بنابراین مشارکت سیاسی هم نتیجه وجود آزادی و توسعه سیاسی در جامعه و هم عامل استقرار و حفظ بقای آنهاست، و بدین لحاظ هم شرط لازم برای توسعه اجتماعی و سیاسی یک جامعه است و هم نتیجه آن.
لذا مطالعه و تحقیقات در این زمینه ضروری به نظر می‏رسد تا درحد امکان این مقاومت کاهش یابد و با فراهم سازی زمینه‏های تغییر و در گرگونی سازمان سیاسی جامعه زمینه رشد فکری و ساختارهای مشارکتی جدید نیز فراهم آید

1-3 اهداف تحقیق
– تعیین رابطه بین سن و میزان مشارکت سیاسی.
– تعیین رابطه بین پایگاه اقتصادی – اجتماعی افراد و میزان مشارکت سیاسی.
– تعیین رابطه بین میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی و میزان مشارکت سیاسی.
– تعیین رابطه بین میزان دینداری و میزان مشارکت سیاسی.
– تعیین رابطه بین نگرش سیاسی والدین و میزان مشارکت سیاسی.
– تعیین رابطه بین عضویت در تشکلهای سیاسی و میزان مشارکت سیاسی.
– تعیین رابطه بین اعتماد به دولت و میزان مشارکت سیاسی.
– تعیین رابطه بین احساس بیقدرتی سیاسی و میزان مشارکت سیاسی.
– تعیین رابطه بین احساس اثربخشی سیاسی و میزان مشارکت سیاسی.
1-4 تعریف مفاهیم
مشارکت سیاسی : «مشارکت سیاسی، درگیر شدن فرد در سطوح مختلف فعالیت در نظام سیاسی از عدم درگیری تا داشتن مقام رسمی سیاسی است» (راش، 1381: 123). و در دایرهالمعارف علوم اجتماعی این تعریف به چشم میخورد: «مشارکت سیاسی عبارتست از آن فعالیت داوطلبانهای که اعضای یک جامعه در انتخاب حکام به طور مستقیم یا غیرمستقیم و در شکلگیری سیاستهای عمومی انجام میدهند» (McClosky, 1972 : 252).