دانلود پایان نامه حقوق در مورد کالاهای مصرفی

دانلود پایان نامه

رویکرد:
اکنون لازم است عوامل مؤثر بر این دیدگاه را نیز با دقت و تیزبینی بیشتری مرور کنیم، تا ارتباط آن را با رویکرد فقهی علما به روشنی بیابیم:
الف- عوامل سیاسی اجتماعی:
تأسیس حکومت اسلامیو تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی براساس فقه محمدی.
رویکرد صریح و منطقیامام خمینیبه لزوم سینمای علمی، اخلاقی و سازنده.
قطع دست استعمار و نقش بر آب شدن دسیسه‌های آنان.
استفاده از جوانان متعهّد و انقلابی در امور بازیگری و فیلم سازی.
تأکید و تمرکز بر ارائه سینمای مقدس و معنوی به منظور رشد و تعالی افراد جامعه؛
ایجاد سوژه‌های جدید و لزوم توجه به آنها؛ از جمله موضوعات سیاسی،دفاعی و…
ب- عوامل فرهنگی:
تحریم و تعطیلی کلیه مراکز اشاعه فحشا و منکرات اعم از روزنامه‌ها و مجلات تا سینماها و مشروب خانه ها.
تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی برای نظارت بر کلیه امور فرهنگی و هنری.
قطع واردات فیلم‌های سینماییمبتذلاز غرب.
تأسیس دانشکده‌ها و سایر مراکز آموزش فیلم سازی و بازیگری با رعایت موازین شرعی.
افزایش و گسترش کتب و نشریات سینمایی.
توجه به اهمیت سینما در خصوص تبلیغات اسلامی و گسترس انقلاب به دیگر کشورهای جهان.
ج- عوامل اقتصادی:
آغاز به کار صنعت فیلم سازی که دارای پنج مشخّصه عمده در اقتصاد سینمایی است:نقدینگی، مواد اولیه، نیروی انسانی، تجهیزات و لوازم، مواد و کالاهای مصرفی. هر کدام از این مشخصه‌ها سهم بزرگی از اقتصاد جامعه را، چه در تولید و چه در مصرف، به خود اختصاص می‌دهد.
ب- بررسی ادلۀ فقهاء در بارۀ عدم جواز بازیگری زن در فیلم و تئاتر و شرائط آن
محتویات:
رویکرد دوم : مخالفت مطلق
عوامل مؤثر بر این رویکرد
چهره پردازی (گریم) در بازیگری
شروط چهره پردازی و آرایش جنس مخالف
یکی از مهمترین آفات حوزه های فرهنگی و اجتماعی در بسیاری از جوامع، گرفتاری در دامان افراط و تفریط است. اسلام دین معتدل است و امت خود را «امت وسط» می نامد و تلاش کرده است در همۀ موضوعات حد اعتدال را رعایت کند. اسلام در بحث حضور زن در اجتماع، از ابتدا قائل به حفظ حریم میان زنان و مردان مسلمان بوده و هر گز اعتقادی به اختلاط زن و مرد و یا حبس زن در خانه نداشته است و آنچه فقها از آیات و روایات بدست می آورند مؤید همین مطلب است و از طرفی، این واقعیت را آشکار می سازند که فیلم، در ماهیت و حقیقت خود، مو ضوعی نیست که شریعت اسلامی به حرمت آن حکم کند. بنابر این اگر مخالفتی در این رابطه وجود داشته باشد از جنبه های فرهنگی، اجتماعی، رعایت حریم بین زن و مرد … آن است تا از انواع انحراف و بی بندوباری مصون باشیم. همانطورکه قبلا گفته شد اقوال فقهاء در بارۀ عدم جواز بازیگری زن در فیلم و تئاتر و شرائط آنرا در این بخش رویکرد زیر را مورد بررسی قرار داد:
رویکرد دوم: مخالفت مطلق:
در گذشته تولیداترادیو،تلویزیونو سینما چیزی جزابتذال و تقلیدکورکورانه از فرهنگ ضداخلاقی و دینی غرب نبود. بدین لحاظ، علما، فقها و متدینان آن زمان، استفاده از این رسانه‌ها خصوصاً سینما راتحریمکرده بودند. تحریم سینما از سوی برخی از مراجع عظام که آشکارا مطرح می‌شد، نشان دهنده ماهیت ضد دینی آن در آن روزگار بود.
مرحوم سید ابوالحسن اصفهانیو علامه حاجمیرزا محمدحسین نائینیبرای اولین بار پدیده سینما را بهحوزهو علما شناساندند.
شیخ فضل اللّه نوریدر همان سال‌های اولیه شکل گیری سینما، یعنی حدود سال ۱۲۸۶ ش، سینما را تحریم کرد. با تحریم سینما، مردم متدین نیز سینمای کم رونق آن دوران را از رونق انداختند.
2- عوامل مؤثر بر این رویکرد:
عوامل گوناگونی باعثِ مخالفتِ مطلقِ علمایِ آن دوران گردید. این مخالفت را می‌توان با عوامل چهارگانه زیر تبیین کرد:
الف- عوامل سیاسی اجتماعی:
حضور عامل خارجی در لفّافهاستعمار.
خطر تثبیتحکومتجور شاهنشاهی.
سیاست‌های تجدّدگرایانه رضاشاه و محمدرضا شاه.
کشفحجاب.
خرافهدانستن دین و مهجور ماندن آن از صحنه اصلیسیاستواجتماع.
ب- عوامل فرهنگی:
جشن‌های خرافه شاهنشاهی.
گسترش رادیو و تلویزیون و استفاده از زنان بی حجاب در آنها.
انتشار نشریات و تأسیس مراکز فرهنگی از سوی بیگانگان.

ورود بی حد و حصر محصولات لوکس و مصرفی غرب به ایران برای ترغیب زن ایرانی به کشف
حجاب و خودآرایی در جامعه.
ورود فیلم‌های غربی مخصوصاً محصولات هالیوودی.
فعالیت‌های اشرف پهلوی تحت عنوان اصلاحات فرهنگی.
ج- عوامل اقتصادی:

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

یکّه تازی فیلم‌های خارجی در عرصه پخش سینمای ایران.
اقتصاد دلاّلی ناشی از ورود و فروش انواع فیلم‌های خارجی.
سیاست‌های تبلیغاتی دولت دراقتصادو صنعت فیلم سازی بیگانگان.
عوامل مذکور نشان می‌دهند که سینمای قبل از انقلاب اسلامی، نه تنها هیچ ضرورتی را ایجاب نمی‌کرد، بلکه وصله‌ای نامتجانس درفرهنگدینی ایران بود که با تمایل به فساد و تباهی، حساسیت علمای عظیم الشأن آن دوره را برانگیخت و باعث شد تا آنان سینما و همه متعلّقاتش را تحریم کنند و آن راکفربنامند.
3- چهره پردازی (گریم) در بازیگری
برای چهره پردازی دو معنا ذکر شده است: 1- چهره پردازی صحنه، که شامل تئاتر، اپرا و باله است و هر کدام دارای تکنیک خاص خود است. 2- چهره پردازی اکران، که شامل سینما، تلویزیون و عکاسی است. پایۀ هر دو یکی است ولی در رنگ آمیزی چهره در تئاتر غلیظ تر و ظریف کاری بیشتری نسبت به سینما دارد. جهره پردازی بازیگر تأتر و یا سینما, به فراخور نقشى که دارد در هنرهاى نمایشى اهمیت ویژه اى دارد و از مقوله هایى است که امروزه از زوایاى گوناگون باید در فقه, بدان پرداخته شود. از جمله آیا هنرمندان مرد, مى توانند با گریم کردن و آرایش چهره, خود را بمانند زنان درآورند و آیا زنان هنرمند,اجازه دارند که با گریم چهره, خود را شبیه مردان درآورند. آیا بر این کار، عنوان همانندى به جنس مخالف صدق نمى کند. اگر صدق کند، آیا حرام است؟
الف- روایات:روایاتى که بر حرام بودن همانندى زنان به مردان و مردان به زنان تصریح دارند, از جمله:
(عن عمروبن شمر, عن جابر, عن ابى جعفر(ع) قال: قال رسول الله لعن الله المتشبهین من الرجال بالنساء والمتشبهات من النساء بالرجال.)
خدا لعنت کند مردانى که خود را به شکل و شمایل زنان درآورند و زنانى که خود را به شکل و شمایل
مردان در آورند.
نقد و بررسی: سند روایت ضعیف است; زیرا در سند, عمروبن شمر قرار دارد که رجال شناسان, چون نجاشى وى را ضعیف دانسته اند. در برابر, شمارى از فقیهان, از جمله: شیخ محمد حسن نجفى, محمد جواد حسینى عاملى, سید على طباطبایى, سید محمد کاظم طباطبایىو محمد مهدى نراقى به روایت بالا استدلال کرده اند و درباره ضعف سند آن ابراز داشته اند: ضعف سند, با فتواى مشهور, جبران مى شود. سید على طباطبایى مى نویسد:
(وقصور الاسانید بالشهره والاعتبار مُنْجَبَر.)
ضعف سند، به شهرت و اعتبار, جبران مى شود.
نقد و بررسى: آنچه این بزرگان درباره جبران ضعف سند گفته اند، تمام نیست; زیرا:
اولاً: بر فرض که اصل مبنى را بپذیریم, آن گاه فتواى مشهور، ضعف سند را جُبران مى کند که فتواى مشهور، برابر با مضمون روایت باشد. همان گونه که پیش از این اشاره کردیم.
مشهور فقیهان, مسأله را با عنوان: (تزیین الرجل بما یحرم علیه) آورده اند. شاید همانندى، مورد نظر اینان نباشد. گرچه شارحان این عبارت را گسترده اند و همانندى را در آن وارد ساخته اند.
ثانیاً: گیریم که فتواى مشهور, حرام بودن همانندى را در بر بگیرد, باز هم نمى توان از آن براى جبران ضعف سند، کمک گرفت; زیرا منظور فقیهان از همانند شدن زن به مرد و مرد به زن, در لباس است و منظور روایت از همانند شدن زن به مرد و مرد به زن، همانندى در طبیعت و مسائل جنسى است که در بخش دلالت روایت، از آن سخن خواهیم گفت.
پس فتواى مشهور, برابر با مضمون روایت نیست، تا بخواهد ضعف سند آن را جبران کند.
دلالت روایت: این روایت، دلالتى بر حرام بودن همانندی جنس مخالف ندارد، زیرا:
اولاً: از روایاتى که در تفسیر نبوى یاد شده, از امامان(ع) صادر شده, بر مى آید که منظور از همانندى در نبوى, مردان زن نما و زنان مرد نماست. یعنى زن و مردى که طبیعت جنس مخالف را مى یابد. براى ثابت کردن این سخن, اینک سه روایتى که به تفسیر نبوى پرداخته اند, یادآور مى شویم:
1- عن زیدبن على عن آبائه عن على(ع) انه رأى رجلاً به تأنث فى مسجد رسول الله (ص) فقال له: اخرج من مسجد رسول الله (ص) یا لعنه رسول اـ(ص). ثم قال على(ع): اسمعت رسول الله (ص) یقول: لعن الله المتشبهین من الرجال بالنساء والمتشبهات من النساء بالرجال.على(ع) مرد زن نمایى را در مسجد رسول خدا دید. فرمود: اى نفرین شده رسول خدا، از مسجد رسول خدا بیرون برو. آن گاه فرمود: از پیامبر خدا شنیدم که فرمود: خدا لعنت کناد مردانى که خود را همانند زنان در مى آورند و زنانى را که خود را به شکل و شمایل مردان در مى آورند.چنانکه ملاحظه مى کنید على(ع) در این روایت, کلام پیامبر گرامى اسلام(ص) را به مردى که خصلت زنانه داشته برابر مى کند.
2- عن یعقوب بن جعفر قال: سأل رجل ابا عبداـ او ابا ابراهیم عن المرأه تساحق المرأه وکان متکیّا فجلس و قال: ملعونه، ملعونه، الراکبه والمرکوبه وملعونه حتى تخرج من اثوابها. فان اـ وملائکته واولیائه یلعنونها وانا ومن بقى فى اصلاب الرجال وارحام النساء فهو واـ الزناء الاکبر ولا والله ما لهنّ توبه. قاتل الله لاقیس بنت ابلیس ماذا جاءت به فقال الرجل: هذا ما جاء به اهل العراق. فقال: واـ لقد کان على عهد رسول الله (ص) قبل ان یکون العراق و فیهنّ قال رسول الله (ص): لعن الله المتشبهات بالرجال من النساء ولعن اـ المتشبّهین من الرجال بالنساء.)مردى از امام صادق, یا امام کاظم(ع) درباره مساحَقَه زنى با زنى پرسید.امام، که تکیه داده بود، نشست و فرمود: ملعون است، ملعون است، زیرى و زبرى. ملعون است، تا جامه از تن به دَر کند. [شاید کنایه از مرگ باشد] همانا خداوند و ملائکه و اولیا و من و آنان که در پشت پدرانشان و زهدان مادرانشان قرار دارند, او را لعن مى کنند.به خدا سوگند, این عمل، زناى بزرگ است. نه به خدا، آنان نمى توانند توبه کنند.خداوند بکشد (لاقیس)، دختر ابلیس را، چه کارى بود که آورد.مرد گفت: این کار را اهل عراق رواج داده اند.امام فرمود: این کار، در عهد پیامبر(ص) پیش از پیدایش عراق بوده است و دربارۀ آن پیامبر فرمود: نفرین خدا بر زنانى که خود را به شکل مردان در مى آورند و مردانى که خود را بسان زنان جلوه مى دهند.
عن ابى خدیجه عن ابى عبداـ قال لعن رسول الله (ص) المتشبهین من الرجال بالنساء والمتشبهات من النساء بالرجال وهم المخنثون واللاّتى ینکحن بعضهنّ بعضاً.)امام صادق فرمود: پیامبر خدا(ص) مردانى که خود را همانند زنان و زنانى که خود را همانند مردان در مى آوردند, نفرین کرد. و اینان مردان زن نما و زنان مرد نمایند که با آنان لواط و مساحقه مى شود.شمارى از فقیهان نیز، در تفسیر نبوى بالا، این مطلب را یاد کرده اند.

شیخ یوسف بحرانى مى نویسد:(نعم قد ورد فى بعض الاخبار لعن المتشبهین بالنساء ولعن المتشبهات بالرجال الاّ ان الظاهر منها باعتبار حمل بعضها على بعض انّما هو باعتبار التأنیث وعدمه ولاباعتبار اللبس والزّى.)بله, در بعضى از اخبار, نفرین بر مردانى که خود را به شکل زنان در مى آوردند و زنانى که خود را به شکل مردان در مى آورند، وارد شده است، جز آن که جمع بین اخبار نشان مى دهد که این نفرین، از جهت زن رفتارى مردان و مرد رفتارى زنان است، نه از جهت پوشیدن لباس جنس مخالف.بر این تفسیرى که از نبوى ارائه شد، گروهى از فقیهان خرده گرفته اند و بر این باورند که همانندى با جنس مخالف که پیامبر نهى فرموده، اطلاق دارد و هرگونه همانندى را در بر مى گیرد و وجهى براى انصراف اطلاق، به همانندى خاص نداریم. این سه روایت که به پندار برخى، اطلاق رامنصرف مى کرد به همانندى خاص، چنین نیست و دلالتى به انحصار ندارند. زیرا امکان دارد (تأنث) و (تذکّر) که در روایات آمده، یکى ازمصادیق همانندى باشند. پاسخ: بر فرض که بپذیریم دو روایت نخست، دلالت بر انحصار

دیدگاهتان را بنویسید