دانلود پایان نامه حقوق در مورد پیشگیری از جرم

دانلود پایان نامه

دولتی که مشتریان آن همۀ جامعه هستند.
پلیس خصوصی پدید ه ای نیست که در دو سه دهۀ اخیر و در راستای لزوم پاسخگویی به افزایش نرخ جرم شکل گرفته باشد بلکه به نظر کولینز، ریکس و فا نمترتاریخچۀ تشکیل پلیس خصوصی به قبل از میلاد مسیح (ع) مربوط می شود.آگوستوس سزار امپراطور رم با تشکیل یک نیروی امنیتی عملاً وظایف و ماموریت های پلیس را از ارتش جدا ساخت. وظایف این نیروها محافظت از وی در برابر سوء قصد بود.یک بخش دیگر از این نیروها، وظیفه تامین نظم اجتماعی از قبیل آتش نشانی و محافظت از اموال خصوصی از طریق گشت زنی در خیابا ن های رم را بر عهده داشتند.
در طول سالیان دراز،پلیس خصوصی در سطح محلی توسعه پیدا کرد و نگهبانان محلی توسط شورای شهرها،انجمن های صنفی یا شهرداری ها استخدام می شدند تا فعالیت های مربوط به نگهبانی ومحافظت از شهر را انجام دهند.سیستم نگهبانی و مراقبت محله تدریجاً به صورت استخدام پاسبان در سطح شهرها گسترش پیدا کرد.وظیفه این نیروها عمدتاً اجرای مقررات محلی بود. اصناف و اتحادیه های بازرگانی نیز ماموران امنیتی را برای پیشگیری از سرقت امتعه و حمایت از مسیرهای تجارتی خود استخدام کردن.بنا بر این تا سال1829شکل های گوناگونی از پلیس خصوصی بوجود آمد تا اینکه در آن سال سررابرت پیل، پلیس نوین لندن را به وجود آورد.
این اقدام پیل در واقع آغاز روند ثابت تمرکزگرایی، هماهنگی و ملی سازی پلیس درانگلستان بود.
الگوی ارائه شده توسط پیل به عنوان پلیس عمومی در جامعه به کارگرفته شد. برقراری پلیس رسمیِ حقوق بگیرِ دولت و پاسخگو در برابر نهادهای دولتی،برای تشکیل چنین پلیسی بسیار مهم بود.
با گسترش پلیس عمومی ، پلیس محلی یاخصوصی کنار گذاشته شد و انجام وظایف آن ، به پلیس عمومی واگذار شد. اما اواسط دهۀ 1800مصادف با تولد دوباره بخش امنیت خصوصی بود.امنیت خصوصی توسط مؤسساتی که وسایل اولیه بازدارنده از سرقت مانند زنگ خطرهای اولیه را ارائه می کردند به شهروندان ارائه شد. شرکت های کارآگاهی خصوصی مانند شرکت مشهور برادران پینکرتون 1 در امریکا ، برای ارائه امنیت خصوصی و انجام تحقیقات خصوصی در قبال اخذ پول از مشتریان، تاسیس شدند. سایر شرکت های امنیتی مانند ولزفارگوو امریکن اکسپرس در دهۀ 1950بوجود آمدند و امنیت حمل ونقل کالاها وهمچنین اسکورت مسلحانه قطارهای حامل پول را برقرار می کردند.تمرکز اصلی دراین خدمات، محافظت از اشخاص و اموال خصوصی بود.یک جنبه دیگر از این خدمات ، نگهبانی شبانه در کارخانه و انبارها بود.
در دهۀ 1920جهش صنعتی در بخش صنایع امنیتی آغاز شد. در اعتصاب های دوران آشوب داخلی نیرو های پلیس خصوصی برای دفاع از سرمایه اتحادیه یا شکستن اعتصاب ها ظاهر شدند. این برنامه های تامین امنیت اقتصادی، مبنای صنایع امنیت خصوصی را تشکیل می دهند. پلیس اختصاصی شامل پلیس مبارزه با موادمخدر ، پلیس مبارزه باقاچاق کالا وعرض ، پلیس راهور ، پلیس آگاهی ، پلیس مرزبانی ، پلیس امنیت عمومی ، پلیس اداری وفنی می باشد که برحسب تخصص وآموزش هایی که در رشته موردنظر طی کرده اند ، به صورت غیر متمرکز مشغول به خدمت هستند ومنظورازپلیس عمومی ، پلیسی است که درسراسر یک کشور صلاحیت داشته ومسئولیت حفظ نظم وامنیت وکشف جرم رابرعهده دارد. به عبارتی دیگر پلیس عمومی عبارت از کسانی است که به عنوان ضابطان عام دادگستری درجوامع ، نیرو های انتظامی عمومی ، یعنی کلانتری ها و پاسگاههای انتظامی صلاحیت اقدام نسبت بر امر پیشگیری را دارند. بنابراین تفاوت کلیدی بین پلیس عمومی وخصوصی ، غیر انتفاعی بودن پلیس عمومی و انتفاعی بودن پلیس خصوصی است.
مبحث دوم : نقش و وظایف پلیس در قبال جرم
امروزه پلیس با وجود سازمان یکپارچه، به شکل یکپارچه و واحد عمل نمی‌کند. بلکه دارای سه مأموریت و کارکرد اصلی است که منطق عملکرد آنها یکسان نیست.
پلیس حاکمیت؛ که از لحاظ تاریخی و به طور تنگاتنگ با پیدایش دولتهای مدرن و پیشرفته مرتبط است. پلیس نظم در مرحله اول از دولت و نهادهای آن حمایت و پشتیبانی کرده و به عنوان ابراز کنترل و مهار خشونت های جمعی تلقی می‌شود؛ در مرحله بعد این پلیس ابزار دفاع از میراث ملی است (پلیس اطلاعات). پلیس مزبور همچنین ابزاری برای حفظ و کنترل قلمرو حاکمیت دولت بوده و به عنوان پلیس مرزها یا نظارت‌کننده بر ورود اتباع خارجی از آن یاد می‌شود سیاست‌های مربوط به این نوع پلیس عبارتند از:
– سازوکار حمایت از نظم عمومی از طریق مقابله با شکل‌های مختلف خشونت‌های شهری؛ پلیس حاکمیت با ایجاد نیروهای ضد شورش نقش مؤثری در مهار خشونت‌ها و شورش‌های شهری ایفا می‌کند.
– ساز و کار استفاده از سرویس‌های اطلاعاتی جهت نظارت و کنترل برای پیشگیری از تروریسم، پلیس حاکمیت می‌تواند از طریق به کارگیری مأمورین ویژه جهت تحصیل اطلاعات در مورد گروه‌های تروریستی اقدام نماید و بدین‌ترتیب نقش مؤثری در کشف و خنثی‌سازی طرح‌های تروریستی ایفاء کند.

– مدیریت و کنترل جریان رفت و آمدهای بین مرزی؛ پلیس حاکمیت عهده‌دار حفاظت و حراست از تمامیت قلمروی حاکمیت دولت است فلذا سرمایه‌گذاری وسیعی در زمینه مبارزه با ورود غیرقانونی اتباع
بیگانه قلمرو کشور می‌نماید.
پلیس قضایی؛ مهمترین و اصلی‌ترین وظیفه این پلیس در زمینه بزهکاری حرفه‌ای و پس از ارتکاب جرایم است. این پلیس یک نوع کارشناس مسائل قضایی است که به کشف و تعقیب مجرمین کمک می‌نماید. در کشورهای متمدن پلیس قضایی بدنه اصلی ضابطین دادگستری را تشکیل می‌دهد.
اصل قانونی بودن جرم و مجازات در حقوق جزا یکی از اصول بنیادین است که موجب از بین رفتن خودکامگی قضات می‌گردد.
پلیس روز مره (پلیس شهری)؛ وظیفه اصلی پلیس شهری، ایجاد آرامش و آسایش عمومی و کمک به مردم است. این پلیس به نسبت بیشتری درگیر ناهمگونی، نابسامانی و آسیب‌پذیری اجتماعی است؛ و نخستین پلیسی است که با بی‌نظمی‌های کوچک شهری، بزهکاری‌های کوچک و متوسط و برخی رفتارهای ناهنجار درگیر می‌شود. دولت مرکزی متأسفانه ارزش کاری چنین پلیسی را بالا نمی‌برد و به آن ارج نمی‌نهد و حال آنکه این پلیس روز مره است که نظم را حفظ می‌کند و از این رو نیاز بیشتری به سیاست، برنامه‌ریزی و مدیریت دارد تا بتواند آسایش عمومی را تأمین کند.
پلیس باید دارای صفات: کارآمدی، تکامل گرایی، سریع و به هنگام بودن، داشتن روحیه پاسداری، مقتدر بودن، قاطعیت داشتن، هوشمند و پیچیده بودن، برقرار کننده امنیت اخلاقی در جامعه، شناسایی متخلفان و دشمنان و برخورد با آنها، مبارزه با ناامنی و فساد مقابله با نفوذ فرهنگی و اخلاقی دشمن باشد.
اگرچه پلیس یک سازمان دولتی است که وظیفه اش برقراری و حفظ امنیت عمومی، اجرای مقررات و نظارت اجتماعی، پیشگیری از وقوع جرم، تعقیب و کشف جرم، مبارزه با بزهکار، حمایت از بزه دیده و به طور کلی حفاظت از جان و مال و ناموس و شرافت مردم بر طبق قانون می باشد.
اما مطالعات نشان می دهد که آمار قابل توجهی از فعالیت های پلیسی به انجام وظایفی مربوط می شود که به کنترل پدیده مجرمانه ارتباطی ندارد.به عنوان نمونه،میانجی گری و واکنش به درخواست های فوری
از جمله این موارد می باشند. پاسخ گویی به برخی درخواست های کمک در موارد خشونت خانگی نیز در این گروه از واکنش های پلیس قرار می گیرد.
از آن جایی که عده ای معتقدند در جوامع امروزی، پلیس به یکی از ارکان کاهش خطر در جامعه تبدیل شده است، به این ترتیب می توان از پلیس انتظار داشت که با عملکرد صحیح خود، خطر وقوع خشونت خانگی نسبت به زنان را نیز تا حدودی کاهش دهد، اما از میان وظایفی که برای پلیس عنوان شد، وظیفه ای که بیشتر به موضوع آموزش حقوق بشر ارتباط پیدا می کند، وظیفه پیشگیری از وقوع جرم است. در واقع موضوع نقش پلیس در آموزش حقوق بشر به طور عمده در چارچوب وظیفه پیشگیری از وقوع جرم قابل تصور است؛ وظیفه ای که امروزه مورد توجه متخصصان علوم جرم شناسی می باشد.
گفتار اول : اقدامات پیشگیرانه
دیدگاه های مختلفی در مورد دسته بندی اقدامات پیشگیرانه از جرم وجود دارد.مثلاً استانویچ2 (1991)اقدامات پیشگیرانه را به دو دسته تقسیم کرده است. وی در نخستین دسته بندی، پیشگیری از جرم را در سه خصیصۀ کلی توصیف می کند که به عنوان پیشگیری اولیه3، پیشگیری ثانویه4 و پیشگیری ثالثیه5 از آنها نام برده شده است.
دومین گروه از اقدامات پیشگیرانه شامل دسته بندی هایی مانند دسته بندی اومالی و ساتن6 (1997)است که مطابق آن رویکردهای پیشگیری از جرم بر اساس کاهش فرصت های جرم یا پیشگیری اجتماعی دسته بندی شده اند.
مشابه همین تقسیم بندی، تونری و فارینگتون( 1995) راهبردهای پیشگیری از جرم را با عناوین پیشگیری انتظامی، پیشگیری توسعه ای پیشگیری جامعوی و پیشگیری وضعی تقسیم می کنند؛ در حالی که باتومس(1990) از پیشگیری های وضعی، اجتماعی و توسعه ای سخن می گوید.
گفتار دوم : اقدامات قضایی
منظور از اقدامات پلیس در کاهش آسیب های ناشی از جرم، هرگونه اقدام پلیسی است که منجر به یک یا چند مورد از نتایج ذیل شود:
1. آلام روحی و روانی بزه دیده و یا بستگان او کاهش یابد؛
2. خسارات بزه دیده به طور کامل، مناسب و به موقع جبران شود؛
.3 اموال بزه دیده به خوبی حفظ شده و هرچه سریعتر به او بازگردانده شود؛

.4 بزه دیده با کمترین هزینه و صرف وقت به حقوق قانونی خود دست یابد؛
5. بزه دیده احساس امنیت کرده و جامعه و نظام عدالت کیفری (و به ویژه پلیس)را حامی خود بداند؛
.6 مجرم به کیفر قانونی خود برسد.
پلیس وظیفه دارد مطمئن شود صدمات اولیه وارد بر بزه دیدگان و نیز صدمات وآسیب های ثانویه (که ممکن است ناشی از درگیر شدن در فرآیند کیفری باشد) به حداقل کاهش یابد . هنگامی که بزه دیدگان خدمتی را به پلیس ارائه می کنند (مانند ارائه دلایل و مدارک)از پلیس هم انتظار می رود که به بزه دیدگان خدماتی ارائه کند. این خدمات لازم است چیزی فراتر از یک عدالت ترمیمی حرفی و کلامی به
گونه ای که واقعاً موجب رضایت بزه دیدگان واقع شود.
عدم توجه لازم به بزه دیده از سوی پلیس و کوتاهی در رسیدگی به شکایت او،موجب گسترش انتقام خصوصی و تبدیل بزه دیده به بزهکار آینده میشود؛ چراکه برخی بزهکاران علت جرائم خشونت آمیز خود را بزه دیدگی قبلی خود دانسته اند که به خوبی به آن ها رسیدگی نشده است.
بر اساس مواد 15و 16ق.آ.د.د.ع.ا : وظایف کلی پلیس به عنوان یکی از ضابطان قضایی که تحت نظارت و تعلیم مقام قضایی عمل می کند، عبارتند از : 1.کشف جرم؛2. حفظ آثار و دلایل جرم؛ .3بازجویی مقدماتی؛ .4 جلوگیری از فرار و مخفی شدن متهم؛ .5 تشکیل پرونده قضایی؛ .6 ابلاغ اوراق قضایی؛ .7 اجرای تصمیمات قضایی.
بند اول : اقدامات ناظر به کشف جرم
در این بند پس از آشنایی با مفهوم کشف جرم، اقدامات ناظر به کشف جرم را که شامل جرائم مشهود و غیرمشهود است، مورد بررسی قرار می دهیم.
الف : مفهوم کشف جرم

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

یکی از اقدامات پلیس در کاهش آسیب ها و خسارات ناشی از جرم و حمایت ازبزه دیده، کشف جرم است.کشف جرم یکی از مراحل مهم و حساس پی جویی انتظامی است.در جرائم مشهود اقداماتی برای کشف جرم وجود ندارد،هم متهم مشخص است وهم دلایل جرم در دست است، زیرا جرم توسط مأموران و یاحاضران مشاهده شده وجرم کشف شده محسوب می شود.یعنی جرائم مشهو فاقد مرحله کشف است،
زیرا وقوع جرم را افرادی دیده اند و بلافاصله اعلام کرده اند، یا مأموران ناظر بوده و متهم را دستگیرکرده
اند و یا این که بزه دیده از داخل منزل یا مغازه از مردم استمداد خواسته و کسانی که به کمک وی شتافته اندیا ضابطان،در حالی رسیده اندکه متهم درحال فراربوده ودر تعلق اسباب و وسایل و ابزارارتکاب
جرم به متهم جای تردید نیست ولی در جرائم غیرمشهود، برعکس جرائم مشهود، کشف جرم

دیدگاهتان را بنویسید