دانلود پایان نامه حقوق در مورد “زینت”

دانلود پایان نامه

وتحریم روابط اقتصادی و سیاسی مفسده‏انگیز با برخی از دولتها و غیره.
4- نفی حرج:بعضی از احکام و یا مسائل موجب حرج می‏شود، حکم می‏تواند براساس اختیارات حکومتی این حرج را از بین ببرد، مانند زنی که شوهرش صالح نیست و زن در عسر و حرج است و قصد طلاق گرفتن دارد، اما شوهرش او را طلاق نمی‏دهد. در اینجا حاکم می‏تواند براساس اختیارات حکومتی، زن را طلاق دهد که به این طلاق حکومتی می‏گویند.
امام خمینی این چهار محور را در بیانی چنین تشریح کرده‏اند:
«آنچه در حفظ نظام جمهوری اسلامی دخالت دارد که فعل و ترک آن موجب اخلال در نظام شود و آنچه ضرورت دارد که فعل و ترک آن مستلزم فساد است و آنچه عمل یا ترک آن مستلزم حَرَج است پس از تشخیص موضوع به وسیله اکثریت وکلای مجلس شورای اسلامی با تصریح به موقت بودن، مادام که موضوع محقق است و پس از رفع موضوع، خود به خود لغو می‏شود مجازند در تصویب و اجرای آن».ویا فرموده‏اند: «امام و والی مسلمین می‏تواند هر اقدامی را که به صلاح مسلمین است انجام دهد از قبیل تثبیت قیمت کالا….»(تحریرالوسیله، 2/626).
گرچه ممکن است اسباب و ملاکهای دیگری هم به ذهن برسد، اما می‏توان اکثر آنها را در همین چهار محور مذکور خلاصه نمود.
بنابر این نتیجه می گیریم که مصلحتی بودن احکام حکومتی نمی تواند در استثناء نمودن موارد غیر جائز بازیگری بی تأثیر قلمداد گردد و این تأثیر می تواند تا زمان ادامۀ مصلحت باقی بماند. همچنین با توجه به بررسی تمام ادله فوق نتیجه می گیریم که احکام حکومتی بر احکام اولیۀ حرمت بازیگری زن مقدم است.
تعارض احکام حکومتی با احکام شرعی و فتوای مجتهدین:
چنانکه اگر احکام حکومتیدر تعارض با احکام اولیه خصوصی و دیگر احکام شرعی قرار گرفت، نظر شرع و فقهای اسلام چه می‏باشد؟ در علم اصول بحثی است تحت عنوان «حکومت و ورود» که در عنوان اولی منظور فقها و اصولیون این است که گاهی برخی از احکام نسبت به احکام دیگر تقدم می‏یابد و دائره آن را تضییق یا توسعه می‏دهد و این تقدم اهم در لسان علمای اصول «حکومت» نامیده شده‏است. همین امور در رابطه احکام با یکدیگر و همچنین احکام حکومتی با دیگر احکام شرعی هم وجود دارد. یعنی در مقام تعارض احکام حکومتی بر تمام احکام اولیه و ثانویه دیگر اسلام مثل نماز، روزه، حج و مضاربه و غیره تقدم دارد و می‏تواند آن احکام را تضییق و یا توسعه دهد و در بعضی مواقع برای مدت زمانی تعطیل یا تحریم کند. و این به جهت مصالح مهم‏تری است که در نظر اسلام اهمیت بسزایی دارد و حتی به قول مرحوم استاد مطهری:«اختیارات قوه حاکمه اسلامی شرط لازم حسن اجرای قوانین آسمانی و حسن تطبیق با مقتضیات زمان…است».
سؤال دیگری که ممکن است اینجا مطرح شود این است که آیا اطاعت از احکام حکومتی فقط بر مقلدین حاکم لازم است یا بر همه مسلمین و افراد جامعه بجز مجتهدین و یا بر همه افراد جامعه اسلامی حتی مجتهدین دیگر؟ در جواب می‏توان گفت: اطاعت از احکام حکومتی بر همه افراد جامعه و حتی مراجع نیز لازم است. این امر به سبب عموم «یا ایُّها الَّذین آمنُو اَطیعُواللّه….»است که تمام مؤمنین و افراد جامعه را شامل می‏شود و اطلاق عبارت نیز دال بر عدم تقیید آن است و حتی اگر فتوای مجتهد یا مرجعی با حکم حکومتی حاکم اسلامی تعارض داشته باشد باز در آنجا حکم حاکم مقدم و نافذ است و این به جهت تقدم حق جامعه بر حق فرد است و سبب آن اهمیتی است که اسلام برای سرنوشت عموم جامعه و وحدت مسلمین و مصالح عامه قائل است.
بنا براین، آنچه در این خصوص می‏توان گفت این است که طرز حکومتهای اسلامی در هر عصر را با در نظر گرفتن سه ماده ثابت شرع اسلام باید تعیین نمود:
1- مسلمین تا آخرین حد ممکن باید دراتحاد و اتفاق بکوشند.
2- حفظ مصلحت اسلام و مسلمین بر همه واجب است.
3- مرز جامعه اسلامی اعتقاد است و بس نه مرزهای طبیعی و قراردادی(بحثی در باره مرجعیت و روحانیت).
فصل پنجم:
بازیگری زن و احکام متفرقه
محتویات:
الف-محدودۀ وجوب0پوشش
ب- پوشش زن در نقش مادر بزرگ
ج- پوشیدن لباس جنس مخالف و یا همانندی
د- بازى کردن در نقش ائمه(ع)
ذ- استفاده از کلاه گیس
ر- بازیگری و حکم پوشیدن لباس شهرت و مهیج
ز- پوشیدن لباس غیر مسلمانان
س- حدود شرعی نگاه کردن به زن اجنبی
ش- تحریک جنسی
ص- گفتگوی مرد و زن
ض- حرمت شوخی با زنان ط- حرمت خلوت با زن نامحرم
ظ- دست دادن زنان با مردها
ع- حرمت عطر زدن برای زن:
غ- بازیگری و حکم رفتار زن و رابطۀ او با نا محرم
الف-حدودپوشش:
اختلافی میان فقهای اسلام نیست که بر زن واجب است همه اعضای بدن به جز صورت و دو دست تا مچ را بپوشاند. آیۀ کریمۀ سورۀ نور بر این مطلب دلالت دارد:
وَقُلْ لِلْمُوءْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُروُجَهنَّ وَ لایُبْدینَ زینَتَهُنّ إِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبنَ بِخُمُرِهنَّ عَلی جُیُوبِهنَّ وَلایُبدْینَ زینَتَهُنَّ إلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ…؛
به زنان با ایمان بگو چشم های خود را از نگاه(هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که نمایان است، آشکار ننمایند و [اطراف] روسری های خود را برسینۀ خود افکنند [تا گردن و سینه با آن پوشانده شود] و زینت خود را آشکار نسازند، مگر برای شوهرانشان….
تفسیرهای متعدّدی برای واژۀ “زینت” درآیۀ کریمه بیان شده که همۀ آنها بر وجوب پوشش زن دلالت دارد:
1- مرحوم طبرسی و برخی دیگر قائلند: “زینت” به معنای محل زینت از بدن زن است.
2- مقصود از “زینت” زینت آلات است که روی بدن قرار گرفته است و آشکار آن بر زن جائز نیست.3- مقصود از “زینت” مواضع و محل زینت است که نباید آشکار شوند مگر مواضعی که معمولا ظاهر است که منظور از آنها صورت و دو کف دست است.
مرحوم جزایری در تفسیر قلائد الدرر، در آیات احکام می‏نویسد:
احتمال دارد مراد از زینت، خود زیور آلات باشد، به این معنا که هرگاه آنها بربدن آویخته است، نگاه به آنها حرام است و در چگونگی تعبیر در آیه که نگاه به زینت های آویخته به بدن را حرام کرده، نه اعضای بدن که موضع زینت است، نوعی مبالغه در لزوم پوشاندن بدن و حرمت نگاه به آن، به چشم می‏خورد؛ زیرا در حلیّت نگاه به زیور آلاتِ جدا از بدن زن، بحثی نیست؛ پس حرمت نگاه به آنها به اعتبار همراه بودنشان با بدن، به طریق اولی مستلزم حرمت نظر به مواضع زینت است.
4- مقصود از “زینت” معنایی است که شامل اعضای زن و زیور آلاتی که بر بدن اوست، می‏شود. در روایتی از زراره از امام صادق(ع) نقل شده:
الزینه الظاهره: الکحل و الخاتم؛

زینت نمایان، سرمه وانگشتر است؛
و در صحیحۀ فضیل روایت شده:
سألتُ أبا عبدالله (ع) عن الذراعین من المرأه، هما من الزینه التی قال اللّه: و لا یبدین زینتهنّ إلاّ لبعولتهنّ؟ قال: نعم…؛
از امام صادق(ع) پرسیدم: آیا دوساعد زن جزء زینتی است که خداوند فرمود: زینت خود را آشکار نسازید مگر برای شوهرانتان؟ فرمود: بله…
استثنای صورت و دو دست تا مچ:
اختلافی میان فقهای اسلام نیست که همۀ بدن زن عورت بوده و براو واجب است خود را از مردان نامحرم بپوشاند، ولی در مواردی که از این حکم استثنا شده، اختلاف نظر وجود دارد. این استثنا در این آیه وارد شده:
وَ لا یُبْدینَ زینتهنَّ إلاّ ما ظَهَرَ منها؛
زینت خود را ـ جز آن مقدار که نمایان است ـ آشکار ننمایند.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مفسّران و فقها درمقصود از “زینت نمایان” در آیه اختلاف دارند؛ به گونه ای که تنها به ابن عبّاس شش دیدگاه نسبت داده اند:
1. سعید بن جبیر از ابن عباس روایت کرده است: مراد سرمه و انگشتر است.
2. ضحاک از او روایت کرده است: زینت نمایان، سرمه و دو گونۀ صورت است.
3. ابن جریح نقل کرده: آنها انگشتر و دستبند هستند.
4. مجاهد و عطا، سرمه و خضاب بر کف دست را از ابن عباس روایت کرده اند.
5. حسن بصری تنها صورت را نقل کرده است.

6. سعید بن جبیر و عطا و ضحاک و اوزاعی از ابن عباس حکایت کرده اند که زینت نمایان، صورت و دو دست تامچ و انگشتر است.
نکته:
در معانی گذشته، برخی “زینت” را به زیور آلات و برخی دیگر به محل زینت از بدن زن، معنا کرده‏اند. به نظر میرسد نظریۀ گروه دوم ترجیح دارد و زینتی که در “إلاّ ما ظهر منها” استثنا شده، صورت و دو دست تا مچ می‏باشد. برای اثبات این سخن به دلایل ذیل استدلال می‏گردد:
1- ظاهر استثنایی که در سوره نور وارد شده.
2- روایاتی که از عامه و خاصه در تفسیر این استثنا نقل شده است.
3- استدلال به ادلّه نفی حرج در شریعت.
بیان استدلال:
دلیل اوّل: دلالت آیه بر استثنای صورت و دست:
بارزترین مصداق استثناء در آیه، صورت و دو دست است؛ خواه قائل شویم مقصود از “زینت” مواضع
زینت است ـ که نظر برتر می‏باشد ـ یا بگوییم مقصود از “زینت” همان معنای ظاهری آن، یعنی زیور آلاتی
است که زن خود را با آن می‏آراید.
به نظر می‏رسد تفسیر “زینت” به مواضع آن، با استثنای شوهران که در آیۀ “ولایُبدینَ زینتهنّ إلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ”
بیان شده، مناسب تر است.

بنابراین، بدیهی است بیشترین مقداری که هنگام برخورد با مردان بیگانه نمایان می‏شود، صورت و دو دست
می‏باشد و زن نیازی به آشکار ساختن زینت های خود بیش از این مقدار را ندارد.
اگر “زینت” را به زینت آشکار تفسیر کنیم ـ یعنی زیور آلاتی که زن خود را با آن تزیین می‏کند ـ باز به نتیجه ای نزدیک به نتیجۀ اول خواهیم رسید؛ زیرا جواز نشان دادن زیور آلات به طور طبیعی مستلزم جواز کشف مواضع زینت از بدن است.
پس حکم به جواز نشان دادن سرمه و انگشتر و دستبند بدون تجویز آشکار ساختن صورت و انگشتان و مچ دست، معقول نیست.
دراین صورت اگر تنها خود آیه را در نظر بگیریم، ظاهر استثنایی که در آیۀ “إلاّ ما ظهر منها” وارد شده، جواز نمایان ساختن صورت و دو دست می‏باشد.
دیدگاه آیه الله خویی: – همان طور که در تقریرات برخی از شاگردان ایشان ذکر شده ـ در دلالت آیۀ مبارکه در سورۀ نور به استثنای دست و صورت، مناقشه کرده است. خلاصه اشکال ایشان چنین است:
واژۀ “إِبداء” به معنای آشکار ساختن که در آیه ذکر شده، در لغت به دو معنا به کار رفته است:
1. هرگاه بدون “لام” به مُتَعلّق خود تعلّق پیدا کند، به معنای آشکار ساختن در مقابل پوشاندن می‏باشد. چنان که گفته می‏شود: “لیس للرجل إبداء عورته؛ مرد حق آشکار ساختن عورت خود را ندارد”.
2. هرگاه به متعلّق خود به واسطۀ “لام” تعلق پیدا کند، به معنای اعلام و ارائه کردن، درمقابل مخفی نگه داشتن است؛ مثلاً: “أبدیت لزید رأیی أو مالی؛ مال یا نظرم را به زید اعلام و ارائه داشتم”.
واژۀ “ابداء” در آیه 31 سوره نور دوبار ذکر شده: در آیه “و لایبدین زینتهنَّ إلاّ ما ظَهَر منها” و همچنین در “و لایبدین زینتهنَّ إلاّ لبعُولَتهنّ”. در مرتبه اول، واژه “ابداء” بدون لام متعدی شده و به متعلّق خود تعلق گرفته و در مرتبه دوم با لام متعدّی شده است که معنای آنها باهم متفاوت است.
سپس ایشان ـ چنان که ازتقار یر تلامذه ایشان بر می‏آید ـ می‏گویند:
با این توضیح معنای آیه کریمه چنین می‏شود:
أوّلاً: از آیه “و لایبدین زینتهنَّ إلاّ ما ظَهَر منها” برمی آید که: پوشاندن موضع زینتِ بدن واجب و ظاهرساختن غیر از دست و صورت حرام است و استثنای این دو به این علّت است که از زینت های نمایان می‏باشد.
پس حکم بدن زن، همانند عورت مرد است که باید آن را به صورتی بپوشاند که هیچ کس غیر از خودش از آن مطّلع نشود؛ مگر دست و صورت که پوشاندن آنها واجب نیست. اما روشن است که جواز نپوشاندن دست و صورت ملازمه ای با حلیّت جواز نگاه مرد به آنها ندارد.
ثانیاً: از آیه “و لایبدین زینتهنَّ إلاّ لبعولتهنَّ” بر می‏آید که: نمایان کردن بدن زن و مطّلع ساختن دیگران برآن،در همۀ موارد ـ چه درصورت یا دست یا غیر این دو ـ مگر برای شوهر و محارم که در آیه ذکر شده، حرام می‏باشد.
از آنچه گفته شد به دست می‏آید: آیه کریمه ـ با ملاحظه

دیدگاهتان را بنویسید