دانلود مقاله با موضوع واجب الوجود و معرفت شناسی

هشام نقل نموده :
Widget not in any sidebars

“نزد حضرت صادق علیه السلام بودم که معاویه بن وهب و عبد الملک بن اعین بر آن حضرت وارد شدند ؛ پس معاویه بن وهب عرض کرد : اى فرزند رسول خدا! چه مى‏فرمایید در این خبر که روایت شده است : رسول خدا صلى الله علیه و آله خداى خود را به هر صورت که خواست دید؟ و از حدیث دیگرى که روایت کرده‏اند : مؤمنین در بهشت، خداى خود را به هر صورت که خواهد مى‏بینند؟ حضرت تبسمى کرده سپس فرمود : اى معاویه! چقدر زشت است براى مردى که هفتاد سال یا هشتاد سال بر او بگذرد، در ملک خداوند زندگى کند، و از نعمتهاى او بخورد و در این مدت خدا را آن طور که باید نشناسد؟
سپس فرمود: اى معاویه محمد صلى الله علیه و آله خدا را به چشم آشکارا ندید، و دیدن دو جور است، دیدن چشم و دیدن دل، پس اگر آن گوینده مقصودش دیدن دل بوده است درست گفته است و اگر مقصودش دیدن به چشم بوده است دروغ گفته و به خدا و آیات او کافر شده، رسول خدا فرماید: هر که خدا را به مخلوق تشبیه کند کافر شده است “.
این معارف کجا و سخن ابن تیمیه ، بن باز ، آل الشیخ و دیگر سلفیه عربستان کجا که اعتقاد دارند خدا را می توان دید و برای این حرف اینگونه دلیل می تراشند که :
“هر چه دیده نشود او اضعف وجود است ! … و چون واجب الوجود اکمل موجودات است پس وجودش احق به روئیت است “!!
جالب آنکه سلفیه عربستان به تقلید از ابن تیمیه برای اثبات وجود خدا در آسمان دلیل آورده اند که ما هنگام دعا دست هایمان را به سمت آسمان بالا می بریم و این خود اشاره ایست به سمت او ! و دلیلی است بر اینکه خدا در آسمان است !! این تفکر سابقه ای دیرینه داشته و در سلف صالح این آقایان هم بوده است از امام صادق علیه السلام سوال کرد :
“فَمَا الْفَرْقُ بَیْنَ أَنْ تَرْفَعُوا أَیْدِیَکُمْ إِلَى السمَاءِ وَ بَیْنَ أَنْ تَخْفِضُوهَا نَحْوَ الْأَرْضِ؟
پس چه فرقی میان بلند کردن دستانتان به آسمان یا زمین است ؟
قَالَ أَبو عَبْدِ اللهِ علیه السلام : ذَلِکَ فِی عِلْمِهِ وَ إِحَاطَتِهِ وَ قُدْرَتِهِ سَوَاءٌ وَ لَکِنهُ عَز وَ جَل أَمَرَ أَوْلِیَاءَهُ وَ عِبَادَهُ بِرَفْعِ أَیْدِیهِمْ إِلَى السمَاءِ نَحْوَ الْعَرْشِ لِأَنهُ جَعَلَهُ مَعْدِنَ الرزْقِ فَثَبتْنَا مَا ثَبتَهُ الْقُرْآنُ وَ الْأَخْبَارُ عَنِ الرسُولِ ص حِینَ قَالَ ارْفَعُوا أَیْدِیَکُمْ إِلَى اللهِ عَز وَ جَل وَ هَذَا تُجْمِعُ عَلَیْهِ فِرَقُ الْأُمهِ کُلهَا .
جهان در علم و قدرت و احاطه او یکسان است اما خدا امر کرده به اولیاء و بندگانش دست به سوی آسمان به سمت عرش برند چرا که معدن رزق های معنوی و مادی اش را در آنجا قرار داده است و ما تابع آن حکمی هستیم که قرآن و اخبار پیامبر برای ما معین کرده اند چنانچه خدا می فرماید : دستانتان را به به سمت بالا دراز کنید و این مورد اتفاق تمام فرقه های اسلامی است” .
و نیز امام رضا علیه السلام در جواب سوال ابا قره محدث اهل سنت :
“مَا بَالُکُمْ إِذَا دَعَوْتُمْ رَفَعْتُمْ أَیْدِیَکُمْ إِلَى السمَاءِ ؟
چه معنا دارد دستانتان را به سمت آسمان بلند می کنید ؟
می فرماید :
إِن اللهَ اسْتَعْبَدَ خَلْقَهُ بِضُرُوبٍ مِنَ الْعِبَادَهِ إِلَى أَنْ قَالَ وَ اسْتَعْبَدَ خَلْقَهُ عِنْدَ الدعَاءِ وَ الطلَبِ وَ التضَرعِ بِبَسْطِ الْأَیْدِی وَ رَفْعِهَا إِلَى السمَاءِ لِحَالِ الِاسْتِکَانَهِ وَ عَلَامَهِ الْعُبُودِیهِ وَ التذَللِ لَهُ .
خداوند بندگانش را به عبادات مختلف متعبد کرده است … و بندگانش را هنگام دعا و درخواست و تضرع به بلند کردن دستان به آسمان برای نشان دادن استکانت و علامت نهادن مهر عبودیت و کمال تواضع در پیشگاه او امر کرده است.”
2-2. بررسی مبانی معرفت شناسی و روش شناسی :
2-2-1. تاکید بر ظواهر قرآن و سنت ؛
از منظر ما ظواهر کلام نزد شارع حجت است و شارع مقدس ظن حاصل از ظواهر را حجت مى‏داند و از تحت عموم أصالت عدم حجیت کل ظن خارج مى‏کند.
آنچه در این بحث حائز اهمیت است دیدگاه خاص سلفیه در مورد نوع برداشت آنها از حجیت ظواهر قرآن است . از دیدگاه اینان چند اصل در مورد ظواهر مد نظر قرار می گیرد :
اصل اول : تفسیر قرآن فقط مبتنی بر اثر و نقل است ؛
اثر عبارت است از اقوال صحابه و حدیث به سخن رسول اکرم اطلاق می گردد . سلفیه در قرآن در مساله شناخت خدا و اسماء و صفات او به ظاهر روی آورند و باب هر گونه تعقل و تدبر را به جهت ترس از تاویل می بندند . و در سنت نیز تنها به ظاهر احادیث بسنده می کنند ، بلکه سنت را اصل قرار داده و قرآن را بر سنت تطبیق می کنند .
اصل دوم : نفی هرگونه مجاز در قرآن ؛
بن باز مى‏گوید:
“لیس فى القرآن مجاز على الحد الذى یعرفه اصحاب فن البلاغه، وکل ما فیه فهو حقیقه”.
در قرآن آن‏گونه که اصحاب فن بلاغت مى‏گویند مجاز وجود ندارد بلکه هر آنچه در اوست حقیقت است.
در اینکه آیا در قرآن مجاز به کار رفته یا خیر اختلاف مى‏باشد؛ برخى منکر مجازیت در قرآن بوده و تمام آیات آن را حمل بر حقیقت کرده‏اند، ولى غالب اصولى‏ها اعم از شیعه و اهل سنت وجود تجوز و مجازیت در قرآن را پذیرفته‏اند .