دانلود مقاله با موضوع مقایسه و تطبیق و مفاهیم بنیادی

و به بیان دیگر توحید در الوهیت عمل جوارحى است و توحید در ربوبیت عمل جوانحى است و کار قلب مى‏باشد و چون اعتقادات مربوط به شناخت و باور قلبى است پس توحید در ربوبیت مقدم است.
و لذا اقرار به شهادتین و انجام عبادات وسائل قولى یا جعلى براى ابراز و اظهار عقیده است. و قبلًا گفته شد که باور قلبى به آن‏که عبادت منحصراً باید براى خداوند باشد و تنها او استحقاق پرستش دارد یک مسأله اعتقادى است و جزء اصول دین است اما عمل خارجى پرستش مربوط به فروع دین است.
Widget not in any sidebars

به هر حال توحید، رشته و ریسمانى است که همه مسلمانان، بلکه پیروان ادیان آسمانى دیگر به آن چنگ مى‏زنند و باور دارند.
منظور سلفیه از توحید ربوبیت اعتقاد به یکتایى‏خداوند در آفرینش، تشریع و تدبیر جهانیان است، و منظورشان از توحید الوهیت چیزى است که آن را توحید در عبادت خداوند معرفى مى‏نمایند.
از نگاه سلفیه توحیدى که در برابر شرک قرار مى‏گیرد ترکیبى از هر دو بخش است، بنابراین، امکان دارد کسى به یگانگى خداوند متعال در آفرینش، تشریع و تدبیر جهانیان معتقد باشد، اما کاملًا مشرک به شمار آید! بدین معنا که غیر خداوند یکتا را مورد عبادت قرار دهد.
چنان که پیداست، سلفیه از عبادت نیز تفسیر موسعى ارائه مى‏دهند و آن را شامل هر گونه تعظیم و تقدیس مى‏پندارند. از این رو، بر آنند که مسلمانان با تقدیس برخى چیزها یا جاها، و حتى تعظیم قبور پیامبر صلی الله علیه و آله و صالحین در واقع آنان را عبادت مى‏کنند.
از نگاه اینان هر گونه توسل به اولیاء و عرض حاجت در نزد قبور آنان از مصادیق کفر است!
اینان عبادت را علاوه بر اسلام و ایمان و احسان، شامل دعا، بیم، امید، توکل، رغبت، هراس، خشوع، خشیت، انابه، کمک گرفتن، استعاذه، استغاثه، ذبح و نذر مى‏دانند.
طبیعى است که چنین تفسیر فراخ و بى‏پایه‏اى از عبادت بسیارى از یکتا پرستان و مسلمانان جهان را در جرگه مشرکان وارد مى‏کند! و این تالى فاسد و لازمه خطرناکى است که متأسفانه سلفیه بى‏باکانه بدان ملتزم و پاى‏بند هستند!
به طور کلى، دیدگاه محمد بن عبد الوهاب درباره توحید در یکى از رسائل او به نام القواعد الأربعه آمده است. او در این رساله مختصر، با استناد به ظواهر برخى آیات و روایات، براى توحید چهار رکن ذکر نموده، که در واقع ارکان سلفیه است:
“یکم: دانستن آن که کافران زمان پیامبر صلی الله علیه و آله به این که خداوند خالق و مدبر جهان است اقرار داشتند ولى این اقرار آنان را به اسلام وارد نمى‏نمود.
دوم: آن که کافران زمان پیامبر صلی الله علیه و آله مى‏گفتند که جز براى نزدیکى به خداوند و طلب شفاعت بت‏ها را نمى‏خوانیم.
سوم: آن که پیامبر صلی الله علیه و آله در میان کسانى ظهور فرمود که از حیث عبادت متفاوت بودند؛ برخى فرشتگان، برخى پیامبران و صالحان، برخى درختان و سنگ‏ها، و برخى خورشید و ماه را مى‏پرستیدند، اما پیامبر صلی الله علیه و آله با همه آنان جهاد فرمود و میان آنان فرقى نگذاشت.
چهارم: آن که مشرکان زمان ما از مشرکان زمان پیامبر صلی الله علیه و آله مشرک‏تراند! چرا که مشرکان زمان پیامبر صلی الله علیه و آله تنها به هنگام آسایش شرک مى‏ورزیدند و به هنگام دشوارى مخلص مى‏شدند، اما مشرکان زمان ما، هم به هنگام آسایش و هم به هنگام دشوارى مشرک‏اند!”
وى در رساله دیگرش به نام کشف الشبهات نیز بر این دیدگاه افراطى پاى فشرده، و بیش از 24 بار مسلمانان غیر وهابى را مشرک، و بیش از 25 مرتبه آنان را کافر، بت‏پرست، مرتد، منافق و شیطان خوانده است!
این دیدگاه عجیب تقریباً در همه منابع وهابى به چشم مى‏خورد. از این رو، برخى چون سید محسن امین عاملى‏ و سید مرتضى عسکرى‏ سلفیه را به‏ خوارج تشبیه، و دیدگاه‏هاى اینان را به تفصیل با دیدگاه‏هاى آنان مقایسه و تطبیق نموده‏اند.
شگفتا که محمد بن عبد الوهاب با وجود اهمیتى که براى مسأله توحید قائل بود خدا را جسم مى‏انگاشت، و باور داشت که نشستن خدا بر عرش و نزول او به آسمان دنیا و ثبوت دست و روى و جهت براى او حقیقى است! از این رو است که سلیمان عوده از توحید محمد بن عبدالوهاب با نام توحید صحرایى و بدوى یاد مى‏کند.
برخى محققان معاصر درباره این موضوع کتابى با عنوان الوهابیه و التوحید نگاشته‏اند، و در آن به نقد و بررسى توحید وهابى پرداخته‏اند.
لازمه تفسیر به رأى و تلقى گستاخانه از توحید، برداشت بى‏پایه، عجیب و خطرناک از شرک خواهد بود.
سلفیه شرک را به سه گونه تقسیم مى‏نمایند:
یک گونه شرک در ربوبیت است که خود دو بخش مى‏پذیرد: شرک تعطیل که کسانى چون فرعون، فلاسفه، عرفا، غلات جهمیه و قرامطه در ذیل آن قرار مى‏گیرند، و این نوع بدترین انواع شرک است‏؛ و شرک بدون تعطیل که کسانى چون نصارى و مجوس، و همچنین غلات قبرپرست! که براى روح اولیا توان تصرف قائل‏اند را شامل مى‏شود.
گونه دیگر شرک در توحید اسماء و صفات است که شامل تشبیه خالق به مخلوق مى‏شود و از گونه پیشین بهتر است!
گونه سوم شرک در توحید عبادت است که به دو نوع تقسیم مى‏شود:
یک نوع آن که کسى یا چیزى غیر خدا را بخوانند و از او مانند خدا طلب شفاعت نمایند و نسبت به او مانند خدا خوف و رجا داشته باشند و این نوع شرک اکبر است.
نوع دیگر شرک اصغر است که به ریاء و خودنمایى و مانند آن اطلاق مى‏شود.
ناگفته پیداست که چنین تقسیم‏هاى سلیقه‏اى و بخش‏بندى‏هاى غیر عالمانه از مفاهیم بنیادین اسلامى خبطى خطرناک و خطایى بس فاحش است.
تردیدى نیست که شرک نیز مانند توحید مفهومى کاملًا مشخص و تعریفى روشن و بى‏ابهام دارد، و آن همانا شریک دانستن مخلوقى با خداوند یکتا در آفرینش، تشریع و تدبیر جهانیان است؛ چیزى که دامن عموم مسلمانان از آن پاک و پیراسته مى‏باشد.