دانلود مقاله با موضوع قرآن کریم و آیات قرآن


Widget not in any sidebars

در مورد سوال دوم نیز باید گفت : هیچ دلیلی بر حجیت فهم مشحون به هوی و هوس نیست . نه عدالت آنها و نه فهم آنها هیچ یک قابل اثبات نیست .
بزرگان اهل سنت در حدود حجیت فهم سلف صالح اتفاق‏نظر ندارند:
ابن‏قیم جوزیه مى‏گوید:
“ابوحنیفه آثار صحابه را بر قیاس و رأى مقدم مى‏داشت” .
2. شاطبى مى‏گوید:
“مالک قول صحابى را به سنت ملحق مى‏نمود … بلکه نقل شده که مالک خبر واحد را با قول مخالف یک نفر از صحابه رها مى‏کرد” .
3. شافعى جایگاه قول صحابى را بعد از نص و اجماع قرار داده و آن را بر قیاس مقدم مى‏داشت.
4. احمد بن حنبل جایگاه فتواى صحابى را بعد از نص قرار داده و آن را اصل دوم در منبع تشریع مى‏دانست. ابن‏قیم مى‏گوید:
“فتواهاى‏ احمد بن حنبل بر دو اصل استوار بود: نصوص و فتواهاى صحابه، درصورتى‏که براى آن مخالفى وجود نداشته باشد “.
با مراجعه به آیات قرآن، روایات و تاریخ پى مى‏بریم که نه تنها دلیلى بر حجیت موضوعى و طریقى به نحو عموم بر فهم سلف صالح خصوصا صحابه نیست، بلکه دلیل بر عدم حجیت آن به وفور به چشم مى‏خورد.
شوکانى مى‏گوید:
“همانا قول صحابى حجت نیست؛ زیرا خداوند سبحان و متعالى به سوى این امت تنها پیامبرما محمد (ص) را مبعوث کرده، و براى ما جز یک رسول نیست و صحابه و کسانى که بعد از آنها آمدند همگى به طور یکسان مکلف به پیروى از شرع او و قرآن و سنت مى‏باشند.
پس هرکس بگوید: در دین خدا به غیر از این حجت اقامه شده، در دین خدا چیزى را گفته که ثابت نمى‏باشد، و شرعى را اثبات نموده که خداوند به آن دستور نداده است”.
الف : نقد از طریق آیات قرآن‏ ؛
از برخى آیات استفاده مى‏شود برخى از صحابه اشتباهات و مخالفت‏هایى با شریعت اسلامى داشته و گناهانى انجام دادهاند و قرآن کریم و پیامبر اسلام (ص) آنان را مذمت کردهاند و این دلالت بر عدم عصمت آنان دارد و شخص غیرمعصوم نمیتواند سنتش براى مردم حجت موضوعى و مرجع دینى مردم باشد، گرچه آنان که عادل بودند حدیثشان مورد اعتماد میباشد که از آن به حجیت طریقى تعبیر میشود ولى این دلالت بر حجیت موضوعى ندارد، از آن جمله آیات که دلالت بر خطاهاى اصحاب دارد عبارتند از:
خداوند متعال مى‏فرماید:
“وَ لَقَدْ صَدَقَکُمُ اللهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتى إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ فِی الأَمْرِ وَ عَصَیْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما أَراکُمْ ما تُحِبونَ مِنْکُمْ مَنْ یُریدُ الدنْیا وَ مِنْکُمْ مَنْ یُریدُ الآخِرَهَ … (آل عمران: 152)
خداوند، وعده خود را به شما، (درباره پیروزى بر دشمن در احد)، تحقق بخشید؛ در آن هنگام (که در آغاز جنگ)، دشمنان را به‏ فرمان او، به قتل مى‏رساندید؛ (و این پیروزى ادامه داشت) تا اینکه سست شدید؛ و (بر سر رهاکردن سنگرها،) در کار خود به نزاع پرداختید؛ وبعد از آنکه آنچه را دوست مى‏داشتید (از غلبه بر دشمن) به شما نشان داد، نافرمانى کردید. بعضى از شما، خواهان دنیا بودند؛ وبعضى خواهان آخرت …”
و نیز مى‏فرماید:
“وَ ما لَکُمْ لا تُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَ الرسُولُ یَدْعُوکُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبکُمْ وَ قَدْ أَخَذَ مِیثاقَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ (حدید: 8)
چرا به خدا ایمان نیاورید در حالى که رسول (او) شما را مى‏خواندکه به پروردگارتان ایمان بیاورید، واز شما پیمان گرفته است (پیمانى از طریق فطرت وخِرد)، اگر آماده ایمان آوردنید”.
ب : نقد از طریق روایات‏ ؛
همچنین از روایات به طور وضوح استفاده می شود که صحابه عصمت از معصیت و خطا نداشته‏اند.
بخارى به سند خود از ابى‏حازم نقل مى‏کند: از سهل بن سعد شنیدم که پیامبر (ص) فرمود:
“انا فرطکم على الحوض، من ورد شرب، و من شرب لم یظمأ ابدا. و لیردن اقوام اعرفهم و یعرفونی، ثم یحال بینی و بینهم …
من نظاره‏گر شما در کنار حوض کوثرم. هر کس بر آن وارد شود، از آب آن خواهد آشامید. و کسى‏که از آن بیاشامد هرگز تشنه نخواهد شد. گروهى بر من وارد مى‏شوند که من آنان را مى‏شناسم و آنها نیز مرا مى‏شناسند؛ آن گاه بین من و آنان حائل مى‏شوند …
مى‏گویم: ایشان از من هستند خطاب مى‏رسد: انک لا تدری ما عملوا بعدک؟ فاقول: سحقاً سحقاً لمن بدل بعدی.