دانلود مقاله انقلاب اسلامی و مبدأ و معاد

دانلود پایان نامه

«فلاسفه مثلاً یک زبان خاص به خودشان دارند، … زبان عرفا هم خاص به خودشان است … فقها هم اصطلاحات خاص به خودشان دارند، … باید ببینیم … کدام زبانشان نزدیکتر به زبان اهل عصمت است و کدام زبانشان نزدیکتر به زبان وحی است» (صحیفه امام، ج 21، ص 176).
بنابراین امام خمینی به توانایی و قدرت عقل برای شناخت اذعان دارد، ولی در تمام موارد آن را کامل نمی‌داند، همانگونه که حس انسان نیز تا حدی مدرک است، ولی کافی نیست. نقصان ادراک حسی انسان، به وسیله عقل مرتفع می‌شود و نقصان ادراک عقلی انسان، باید به گونه‌ای دیگر برطرف شود. در این مسیر، شناخت قلبی و شهودی نیز وافی به مقصد نهایی نیست. بنابراین بایستی به منبعی بیرون از وجود انسان، تمسک جست تا نقیصه معرفتی او جبران گردد. در این راستا، امام خمینی، وحی را به عنوان منبعی جامع و فراگیر معرفی می‌کند. وی در تشخیص مصالح و مفاسد، از همه این منابع و ابزارها، به تناسب موضوع و شرایط زمان و مکان و قابلیت‌های هر یک از این منابع و ابزارها، بهره می‌جوید تا مصالح کلیه ابعاد وجودی انسان‌ها را تشخیص دهد و تأمین نماید (جمشیدی، 1388: 131).
3ـ1ـ7ـ روش‌شناسی معرفتی امام
بنیان هر اندیشه‌ای را استدلال یا دلیل تشکیل می‌دهد و استدلال یا دلیل اعم از قیاسی، استقرایی، شهودی، نقلی و جز آن با نظم، ترتیب و انسجام خاص تألیف می‌یابد. بررسی این روش‌های پژوهشی در علوم اندیشه‌ها که به روش‌شناسی (methodology) یاد می‌شود بیان‌کننده روش‌های پژوهش برای رسیدن به حقایق، علوم و معارف است. نحوه کاربرد اصول، قوانین و کلیات استدلال‌های منطقی در ساخت اندیشه‌ها و معارف و پژوهش، در واقع بیان می‌کند که اندیشمند از چه راهی به مقصد رسیده است یا از چه راهی می‌تواند در اندیشه به مقصد برسد.
بررسی آثار امام خمینی نشان می‌دهد که ایشان از روش‌شناسی یگانه‌ای (قیاسی، استقرایی، شهودی، نقلی و …) برخوردار نیست و بسته به موضوع و تنوع مسائل، از روش‌های متعددی متناسب با مسئله مورد بحث و جایگاه معرفتی آن (فقه، عرفان، فلسفه و …) استفاده کرده است. لذا به عنوان نمونه، در شناخت اسلام و دین، امام خمینی به کارگیری روش پژوهشی فراگیر یگانه‌ای را جز برای معصومین ممکن نمی‌داند و می‌گوید:
«فقیه حق ندارد بگوید که من اسلام‌ شناسم، فقیه باید بگوید من فقه شناسم … فیلسوف حق ندارد بگوید من اسلام شناسم. این بگوید من یک قسمی از مثلاً معقولات اسلام را ادراک کردم … ادعای اسلام شناسی جز برای آنکه همه جهات اسلام را بداند چه جوری است … آن می‌تواند بگوید من اسلام شناسم. علی بن ابی طالب اسلام شناس بود (امام خمینی، صحیفه امام، ج 8، ص 538).
در همین مسئله فقه نیز، ضمن تأکید بر شیوه اجتهاد جواهری (امام خمینی، صحیفه امام، ج 21، ص 380) به روش‌های جدید معرفتی نیز اشاره داشته و مطرح می‌کند:
«زمان و مکان دو عنصر تعیین‌کننده در اجتهادند. مسئله‌ای که در قدیم دارای حکمی بوده است به ظاهر همان مسئله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام، ممکن است حکم جدیدی پیدا کند …» (امام خمینی، صحیفه امام، ج 8، ص 531).
بنابراین در مورد روش‌شناسی امام خمینی به اختصار می‌توان گفت که هر یک از روش‌های چهارگانه اصلی: روش پژوهش استدلالی یا برهانی (عقلانی)، روش تجربی یا حسی، روش شهودی یا تجربه درونی که حاصل تهذیب نفس و سلوک نفسانی است، روش شرعی یا وحیانی که به صورت عمده در قالب روش‌های فقهی، کلامی و اخلاقی عرضه می‌شود، مورد توجه او بوده است. لذا می‌گوید:
«فلسفه وسیله است. خودش مطلوب نیست، وسیله است برای اینکه شما مسائل را، معارف را با برهان به عقلتان برسانید، هنرش همین قدر است. «پای استدلالیان چوبی بود». مقصود همین است که چوب است، پای چوبی است» (امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص 112).
آنگاه راه تکمیل را نیز این چنین می‌گوید:
«آنکه انسان را می‌تواند راه ببرد، انسان حقیقتاً با آن می‌تواند راه برود، عبارت از آن پایی است که انسان [با آن] جلوه خود را ببیند، عبارت از آن ایمانی است که در قلب [دارد] می‌شود، و وجدان و ذوقی است که انسان می‌کند، و ایمان می‌آورد. این هم یک مرتبه است و مرتبه بالاتر هم دارد» (همان).
هرچند بیان معرفت شهودی از طریق زبان عقل صورت می‌گیرد ولی تشخیص صحت و سقم آن و غیر آن از القائات فاسده به طور عمده از راه وحی الهی و شرع دانسته می‌شود. به همین خاطر آثاری از امام همچون “شرح چهل حدیث” یا “شرح حدیث جنود عقل و جهل” بر مبنای وحی و کلام معصوم است که از نظر ایشان یقینی‌ترین نوع معرفت را دربردارند. چه این نوع معرفت حاصل مشاهده در کاملترین شکل خود یا مشاهده غیبیه است که جز معصوم و برتر از آن جز رسول‌الله (ص) نمی‌تواند مشاهده کند:
«و معلوم است آن کسی که «من خوطب به» است و قرآن را می‌فهمد آن مرتبه‌ای از قرآن است که «نزل به الروح الامین»، «نزل علی قلبه» این را غیر از خود او نمی‌تواند مشاهده کند» (امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص 141).
از دیدگاه امام خمینی، حاصل این روش ترکیبی و متنوع که در ظل وحی الهی و اتکال به خدای یگانه مستمراً در شرایط شهود از غیب و مسیر صراط هدایت قرار دارد، متضمن تحولات وسیع و گسترده‌ای در صحنه زندگی بشر و پیشرفت اجتماعی و سیاسی آن خواهد بود. لذا در مورد انقلاب اسلامی ایران می‌گوید:
«ما به قدرت طبیعی بر این مشاکل بر این مصیبت‌هایی که وارد شده است فائق نیامده‌ایم؛ برای اینکه قدرت ما به حسب طبیعت یک قدرت بسیار ناچیزی بود در مقابل قدرت‌های بزرگ … این فقط برای اتکال به خدا بود. در ملت ما یک تحولی حاصل شد که آن تحول سابقه نداشت؛ آن تحول اینطور بود که شهادت را برای خودشان فوز عظیم می‌دانستند» (امام خمینی، صحیفه امام، ج 6، ص 502).
و با اتکاء به همین مبانی می‌گوید:
«بنابراین شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلاب‌ها جداست: هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم در انگیزه انقلاب و قیام. و تردید نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منان بر این ملت مظلوم غارت‌زده عنایت شده است» (همان، ج 21، ص 402).
2ـ7ـ هستی‌شناسی امام خمینی
همانگونه که بیان شد، هستی‌شناسی ناظر به چند و چون هستی و به دنبال هستی ناب است که مطلق وجود را بحث می‌کند. چیستی و ماهیت هستی، دامنه و گستره هستی، هدف از آفرینش جهان و موجودات، از مسائل عمده هستی‌شناسی است. اما موضوع نخست در بحث هستی‌شناسی، وجود یا هستی است. موضوع هستی‌شناسی فلسفی، مطلق وجود است که از حق تعالی تا آخرین مراتب وجود را دربرمی‌گیرد (امام خمینی، 1377: ره عشق، صص 18 و 34) و موضوع هستی‌شناسی عرفانی، وجود مطلق است (همان).
امام خمینی از حیث هستی‌شناسی، در حد امکان با مدد عقل، شرع، قلب و گاه حس، به تشریح ابعاد گوناگون آن پرداخته است. به نحوی که «می‌توان اذعان کرد که هستی در نگاه وی هدفدار و دارای مبدأ و معاد است و از ویژگی‌های اساسی آن ابعادی چون غیب و شهود، غایت‌مندی، برخورداری از خالق مدیر، قانونمندی، ابتناء بر عدل، مسخر انسان بودن و صراط برای انسان می‌باشد. او نظام هستی را نظام اکمل و احسن و جلوه حضور حق تعالی یا محضر خدا می‌داند. این سرا یعنی حیات دنیوی را دار فنا یا تغییر دانسته و سرای جاودان یا آخرت را دار بقا و ثبات و زندگی ابدی می‌داند. در نگاه او خداوند قادر متعال خالق و آفریننده جهان هستی است و در نتیجه مالک آن و دارای حاکمیت مطلقه بر آن است. او هادی، راعی، مدیر و مدبر کلیت جهان هستی است. بر همین اساس به اختصار می‌توان گفت که بنیان و اساس نگرش هستی‌شناسانه امام خمینی را خدامحوری تشکیل می‌دهد» (جمشیدی، 1388: 146).
در ادامه، مفاد هستی‌شناسی امام خمینی را در زمینه‌های: مبدأ، چیستی، مراتب و غایت هستی و ارکان باور وی پی می‌گیریم.