دانلود تحقیق در مورد گاستون باشلار و عرفان اسلامی

دانلود پایان نامه

«باورها بازمانده عقاید مبتنی بر نحوه اندیشه و جریانهای فکری و مذاهب ادوار کهن هستند که خود را با شرایط زمانهای بعدی تطبیقداده و باتلطیف و تغییر و تحول، به زمان حال رسیدهاند. باورها در واقع مبتنی بر شناخت و بینش انسان از مجموعه جهان و آفرینش و ماوراء طبیعت هستند و به تناسب این شناخت و بینش و به عبارت دیگر، به تناسب جهان بینی انسان در هر مکان و زمان تفاوتهاییدارد.
در سرزمین گیلان هم، باورها که هنوز رگ و ریشههای کهن دارند، در کنار اعتقادات دورههای بعد تا امروز استمرار یافتهاند و در موارد بسیار این تلقین کهنه و نو بسی جاندار شده است. کهنههاییکه خود را با نو هم ساز و هماهنگ کردهاند و تا امروز به حیاتشان ادامه دادهاند، جلوههای زیبایی از جریان اندیشه گردیدهاند، به تار و پود فرهنگ مردم جان بخشیده، شیرینی و لطفی دلچسب دادهاند. در جهان باورها رابطه انسان با محیط خود شکلی خاص پیدا میکند، سنگ ، کوه، آب، گیاه، زمین، آسمان و هر آنچه در پهنه هستی است جان میگیرد و با انسان به سخن در میآید انسان و همه این پدیدهها به هم خشم میگیرند نفرین میکنند شادکامی میبخشند و در واقع با هم زندگی میکنند»(اصلاح عربانی،1380: 425)
«درنظر بعضی جهان طبیعت به ویژه عناصر اربعه (آب، باد، خاک وآتش) به باور و خیال پردازیهای آدمی بال و پر میدهند. در واقع انسان برای همه عناصر و مواد نوعی ارزش و اعتبار کاملاً ذهنی قایل است. ارزش و اعتباری که آدمهای عادی و گاه دانشمند یا فیلسوف بی گفتگو آنها را می پذیرند بدینگونه گاه پایه و اساس فرضیات مربوط به این پدیدهها ، معتقدات و باورهایی است که غالباً بسیار ساده لوحانه است. از نظر گاستون باشلار همه مواد و عناصر دوگانهاند، یعنی آمیختهای هستند از دو ارزش ذهنی و عینی (نک.باشلار،1378: 6-10)
بشر ازدیرباز همان طوری که به زندگی خود ادامه میداد، با رخدادهای مختلفی مواجه میگردید وتصّور میکرد که بعضی از این عناصر طبیعی مثل، رعدوبرق، ماه و خورشید، ستارگان، درخت، سنگ، وهرچیزجاندار و بیجان به نوعی در زندگی وی نقش دارند. ایناندیشه وباور کم کم به مرو زمان بروز وظهور نمود ومورد تقدّس واقع گردید، واز نسلی به نسل بعد منتقل شد. یکی ازآن موارد میتواند پدیده رنگین کمان باشد.
«رنگین کمان راه میانجی میان زمین وآسمان است. پلی است که به کمک خدایان وپهلوانان میان جهان دیگر و جهان ما کشیده شده است. این کاربرد کما بیش همه جایی، و به عبارت دیگر درتمام فرهنگهای غیراروپایی گواهی شده است….به طور کلی رنگین کمان نماد ارتباط میان آسمان و زمین است. ونماد ارتباط خدایان و انسانها: رنگین کمان زبان خداوندی است ….درعرفان اسلامی برای رنگین کمان ، هفت رنگ قایلاند ونه پنج رنگ، وآن را نشانه تصویر صفات الهی میدانند که درکائنات منعکس شده است. »(آلن گربران، 1388: 358-360)
– البته در این زبانزد نوعی علاقه به زمینههای مذهبی نیز دیده میشود.
باورها را از نظر ساختاری می توان به دو دسته تقسیم کرد: 1- فایدهمند 2- اعتقادی
اعتقادی خود به دو بخش تقسیم می شود: 1- باورهای دینی 2- باورهای خرافی
این زبانزد اشاره به ارزشهای مذهبی دارد یک نوع باور خرافی نیز محسوب میگردد. در واقع از زبانزدهای نادری است که در آنِ واحد به هر دو جنبه باورهای اعتقادی اشاره دارد.
( کَشکَرت بُوخُنی گَدَه ، مِهمان اَمارَا. میگویند اگر زاغک بخواند، مهمان در راه است.
kaskarat buxoni gadə mehmān āmarə.
( هیزار پَئاکَ پای بُو شمارییا ، گَدهَ آدم گاز کالَهیَ.
میگویند اگر پای هزارپا را بشماری، دندان آدم میریزد.
hizār pa:ka pāyə bošmāri ya gada adəma gāz kalayə.
( هرجا پیلهِ دارَه گیلکانَه مَزاره. هرجایی که درخت بزرگی هست ، قبرستان گیلکهاست.
har jā pile dārə giləkānə məzārə.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه ارشد با موضوع شرایط و ویژگیهای شغل و معنویت در محیط کار

– این زبانزد در شرق گیلان بدین صورت رایج است:
« گیلون هرجا آزاره، گیلکون مزاره» در گیلان هرجا که درختآزاد باشد، مزار گیلکان است.
– آنچه که در این زبانزد بیشتر قابل تأمل است، بحث درخت، درخت بزرگ یا درخت آزاد است، درخت آزاد از درختان خاص و مقدس در گیلان است که سمبل آرامش و ثبات است.
«درخت در کهنترین تصویرش بنا به توصیفی که ازآن دراساطیراولیه شده، درخت کیهانیغول پیکریست که رمز کیهانی وآفرینشکیهانیاست. رمز محورکیهان که زمین را به آسمان میپیوندد، تقریباً در همۀ مکانهای قدسی یافت میشود….» (دوبوکور، 1387: 12)
درخت دراین کتاب به اسماء مختلف آمده است مانند: درختزندگی، درخت مرگ، درخت باژگون، درخت بنسایی، درخت قدرت، درخت نقّاشان، درخت بومشناسان، وغیره «هردرخت رمز جامعۀ زندگان ونمایشگر ولادت و رشد وبالنگی و تکامل پیوستۀ خانواده و جامعه وقوم وملت است… هردرخت به حسب تقدیرخاصیکه در دانهاش مستتراست، فردیّت ویژه خود را داراست. رشدش درطول وگسترش درعمق وانشعابش به صورت شاخههایی که ازتنۀ درخت جدا میشود و شکفتگیش، همه به مثابۀ الگوی نمونه کردار و رفتارآدمی- جلوهگر میگردد.» (همان.25،27)
درواقع درخت با قائمیت یا عمودیت (vreticalate) مرتبط است و نوعی فلسفه و حکمت متعالی را تداعیمیکند. ریشههای درخت، صرف ناخودآگاهی و شاخه هایش، تمثیل استعلایی است. تنه راست درخت تصویر صعود است. درخت راست نیرویی است که زندگانی خاکی را به آسمان میبرد. بنابراین این خود نوعی تمثیل عمود گرایی است که همیشه رو به سوی بالا دارد و احساس رویایی و مافوق واقع را در ذهن تداعی میکند.