دانلود تحقیق در مورد ویژگیهای شخصیتی و یژگیهای شخصیتی

دانلود پایان نامه

پایه و اساس یک جامعه روستایی برمبنای کار و تلاشاستوار است. چرا که هریک از اعضای خانواده روستایی باید به اندازه توانایی خود کار کند، و به اِزای کاری که انجام میدهند، در پیشبرد اقتصاد خانگیخود سهم بسزایی نیز دارند.
نقش زنان و دختران از دیرباز در اقتصاد غیر قابل انکاراست. درجامعه روستایی وقتیکه پسر خانواده ازدواج میکند، عروسخانواده به عنوان یک نیروی کار جدید شناخته میشود. و واضح و مبرهن است وقتی که والدین از اینکه، فرزند پسرشان ازدواج کرده و سرو سامان گرفته است، خوشحالی زایدالوصفی دارند، به دلیل ورود یک نیروی کار در خانواده است.
قداست کار در فرهنگ کهن ایرانی از جایگاه والایی برخوردار است. نمونه بارز این فرهنگ را در کتب دینی، چون ارداویرافنامه میتوانیم پیداکنیم. اینکتاب رسالهای است که به زبان پهلوی نوشته است، سفرنامه ارداویراف مقدس به بهشت و دوزخ و دیدار با روان مردم است. «او در دوزخ، روانی را میبیند که تمام وجودش به جز پای راستش شکنجه میشود، علت را میپرسند، اَهلو و آدر ایزد گفتند: این روان دوانس تنبل است که، چون درگیتی بود هرگز کار نیک نکرد، اما با این پای راست، دستهای گیاه پیش گاوی ورزا افکند» (ارداویرافنامه، فصل 32)
در آموزههای دینیمان سفارش زیادی درباره کار و اقتصاد شده است. رسول اکرم (ص) فرمود: خوشبخت کسی است که کسبش خوب و منزّه از پلیدی باشد. کار اندک که با بصیرت و دانش انجام گیرد، بسیار است و کار بسیار که با نادانی صورت پذیرد، اندک است. امام جعفر صادق (ع) فرمود: کسیکه بار زندگی خود را بر دوش مردم میافکند و از دست رنج آنان زندگی میگذراند، رانده شده درگاه الهی است.
کار، سنّت انبیاء است، انبیائیکه اسوههای جهان خلقت هستند. نان از دسترنج خودشان میخوردند. حضرت آدم علیه السلام کشاورزی میکرد، حضرت نوح علیه السلام نجّار بود، حضرت ادریس علیه السلام خیّاط بود، حضرت موسی علیه السلام چوپانی میکرد، بنابراین کار کردن همه انبیاء و اولیای خدا نشان از بزرگی و ارزش و ارج گذاری به کار را دارد. قبول کار و مسئوولیت باعث عزّت و آبرومندی شخص میگردد. همان طوری که از دسترنج دیگران استفاده میکنیم، در مقابل، ما نیز باید تلاش و کار کنیم تا دیگران نیز بواسطه تولیدمان از آن استفاده نمایند، در این راستا عدهای هستند که از قبول مسئوولیت شانه خالی میکنند، و در زندگی همیشه سربار مردم هستند، و مورد نکوهش و منفور جامع بشری میباشند.
مضامینی که بر زبانزدهای این فصل حاکم است، بیشتر در حول و محور شرایط اقلیمی و جغرافیایی و کشاورزی منطقه لشت نشاء میباشد. اگرچه شاید به ظاهر، زبانزدها نتوانند مقصود واقعی را بیان نمایند؛ ولی با کاوش در این زبانزدها میتوانیم زیرساختهای یک اقتصاد پویا را لمس کنیم.
آنچه که به این زبانزدها برتری میبخشد، وجود واژههای چون کار و تولید، سرمایه، نیروی انسانی است، همه اینهایی که بر میشمریم به عنوان یک واقعیت عینی در جامعه ما بروز و ظهور دارند و هر انسانی در زندگی روزمّره خود به نوعی با آنها ارتباط برقرار میکند.
هر کدام از زبانزدهای این فصل به نوعی ارتباط مستقیم و غیر مستقیم ما را با انسان، حیوان، و غیرجاندار را بیان میکنند. به دیگر سخن این که در این زبانزدها یک نوع چرخه تولید میتوان مشاهده کرد، که هر کدام به نوعی وابسته به دیگری است و انسان با نبوغ و درایت خود، از این چرخه، معیشت و اقتصاد خانواده خود را تأمین میکند و در عین حال در اقتصاد کشورش نیز دخیل است.
به کاربردن واژههایی چون کار، تولید، سرمایه، در این زبانزدها خود بیان کننده چگونگی تلاش و کوشش مردمان این منطقه است. بکارگیری ادبیات عامه این چنینی، خود گواه تأثیر شرایط اقتصادی برافکار، و گفتار ویژگیهای شخصیتیافراد این منطقه است.
4-6-3 زبانزدهای اقتصادی با رویکرد کار و تلاش
( قَل و نشادوراز مُو، کِین جُومبانئن، با تو. قلع و نشادُر با من کون جنباندن با تو.
qalo našādor az muw kin jombānən bā tu.
آنچه که این زبانزد اشاره میکند بیان یک دیدگاه اقتصادی است. سرمایه+کار= تولید. این زبانزد با بیان دو چیز دمدستی (قلع و نشادُر) که مردمان این منطقه کاملاً با آن آشنایی دارند وجود دیکهای مسی، همچون تابه، آفتابه، کاسه، مجمه(سینی بزرگ) و … خود حکایت بر این موضوع دارد، چرا که روستاییان این منطقه بعداز مدتی استفاده کردن از این اقلام ناچار بودند آن را با قلع سفید کنند تا دوباره بتوانند از آن استفاده نمایند.
از آنجایی که خاصیت زبانزد و ضرب المثل استفاده از عناصر دمدستی و چیزهایی که انسان با آنها سرو کار دارد است، این زبانزد به یکی از اساسیترین پایههای قوام یک کشور و به تبعه آن یک خانواده که با آن همیشه سرکار دارد اشاره میکند. سرمایه، و سرمایهگذاری در اقتصاد، اولین گام مهم تلقی میگردد. همان طوری که همه ما میدانیم کشورهای بزرگ صنعتی که هر روز پیشرفت شان دو چندان میگردد، به واسطه داشتن سرمایههای کلانشان است و نیروی کار یا موّلد که در قدیم مساوی بود با سرمایه، چنانچه سرمایه وجود داشت، ولی نیروی کار در دست نبود هرگز منجر به تولید نمیگردید، با ورود تکنولوژی و ماشین کم کم نیروی کار یدی جای خود را به ماشین داد، و سرمایه با تکنولوژی درهم آمیخت منجر به ظهور تولید زیاد و ارزان گردید.
در این راستا هیچ کس نمیتوان منکر وجود نیروی انسانی مبتکر گردد، چرا که عدم نیروی خلّاق و مبتکر با وجود داشتن سرمایه هرگز منجر به تولید نمیگردد. لذا نوعی رابطه لازم و ملزوم وجود دارد که بدون یکی، دیگری تحقق پیدا نمیکند.
ما حصل این بحث اینکه سرمایه و کار دو رکن اساسی برای کشاورز تلقی میگردید و روستایی در عین این که سواد چندانی نداشت ولی بسیار دقیق این رابطهها را تشخیص میداد و این خود نشانه افکار و پویایی یک روستایی را به وضوح نشان میدهد.
( اینَه نُونه، به شاخ آهو دَوستَد. روزیاش را به شاخ آهو بستند.
inə nonə bə šāxe āhu davastad.
– گاهی اوقات میتوان زبانزدها را از منظر علم بیان بررسیکرد بدین صورت که ،در این زبانزد نان را بیان کرده و از آن اراده روزی کرده است. همان طوری که در آیات و روایات نیز آمده خداوند روزی هر جنبندهای را به او عطا کرده است ، بنابراین هرکس باید بدنبال روزیاش برود و تلاش و کوشش کند تا آن را بدست آورد .واَن لیس الانسانَ اِلّا ماسَعی، همه چیز در سایه تلاش محقق میگردد.
قدم باید اندر طریقت نه دم که سودی ندارد دمِ بی قدم
– گاهی شخص بیش از اندازه تلاش و کوشش میکند و حرص جمع کردن مال بر او غلبه میکند.
– گاهی شخص به دلیل عدم برنامه ریزی صحیح هر چقدر تلاش و کوشش میکند راه به جایی نمیبرد. و به مطلوب خود دسترسی پیدا نمیکند.
– گاهی شخص بدون این که کوششی راانجام دهد به ثروت میرسد. معروف به ثروت باد آورده است که باد هم آن را میبرد.