دانلود تحقیق در مورد فعالیتهای اقتصادی و محصولات زراعی

دانلود پایان نامه

مهمترین شاخص اقتصادی در گیلان از جمله در منطقه لشت نشاء برنج است. چرا که اساس حیات و معیشت کشاورزان این منطقه وابسته به برنج است. کشاورز با فروش مازاد محصولات زراعی خود از نظر اقتصادی هم به عنوان یک منبع درآمد برای وی محسوب میشود.
برنجکاری درصد زیادی از زمینهای زیرکشت کشاورزان این منطقه را به خود اختصاص داده است، به طوری که در قدیم روستائیان این منطقه علاوه بر این که ناهار، شام، از برنج استفاده میکردند حتی موقع صرف صبحانه از برنج، سَردَه پلا با چای شیرین، استفاده میکردند، و نان و چای که امروز متداول است به عنوان صبحانه نمیپذیرفتند و اعتقاد داشتند اگر آش بخوری تا آستان َدر، هم نمیتوانی بروی، ولی با خوردن برنج میتوانی تا خراسان هم بروی. در همین راستا نیز آذریها ضربالمثلی دارند.
آش، گاپیاجا، یولداش. آش تا دمِ درِ با توست.
– این زبانزد خود بیان کننده اهمیت برنج و برنجکاری است.
( بِیجَارَ، ورزا کَارَه ، نالَه نُوغاندار کُونَه
شالیزار را گاو نر شخم میزند، آه و ناله را پرورش دهنده نوغان میکند .
bijārə varzā karə nālə nuqondār konə.
مفاهیم زبانزد اخیر را توضیح میدهیم. واژه نوغان: پیله ابریشم ،نوغان دار: صفت فاعلی مرکب مرخم، کسی که از کرم ابریشم مواظبت میکند. ابتدا تخم ابریشم را به وسیله گرمای مناسب از جعبه آن بیرون میآورند، سپس با غذای مناسب کرم، که همان برگ توت است کرم ابریشم را پرورش میدهند. به مدت چهل روز تبدیل به پیله ابریشم میشود. کسی که این زحمات طاقت فرسا را متحمل میشود نوغان دار است.
صنعت نوغان یا ابریشم در ایران سابقهای بسیار طولانی دارد و تولید این محصول و صدور آن به اروپا از طریق گیلان بود، به دلیل این که گیلان از نظر آب و هوایی بسیار مساعد برای پرورش کرم ابریشم بوده و عده زیادی از مردم این ناحیه از این راه امرار معاش میکردند، و درآمد خوبی برای مردم در پی داشت. امروزه به دلیل عدم حمایت جّدی رونق گذشته را ندارد، ولی تاکنون به حیات خود ادامه داده است.
مردم منطقه لشت نشاء از دیرباز تاکنون به پرورش کرم ابریشم میپرداختند. حاصل دست رنج کشاورزان نصیب ارباب میگردید. از آنجائی که کلیه مزارع و باغهای توت جزو مستعمرات ارباب بود، بنابراین همه عایدات آن نصیب ارباب میگردید. برای نوغاندار جز پیراهن پاره شده چیزی نصیبش نمیشد. پیراهنی که نوغاندار با به دوش کشیدن شاخههای برگ توت پاره پاره میگردید. برداشتی که از این زبانزد میتوان کرد این است که، تلاش را کشاورز میکند، دست رنج آن را ارباب به یغما میبرد. حیوان زمین را شخم میزند و توانایی بیان آه و ناله را ندارد به جای آن شخصیتی به نام نوغاندار ، آه و ناله از خود بیرون میآورد.
– کار کردن خر و خوردن یابو.
– این زبانزد از نظر زیباییشناسی به دلیل آهنگین و مسجع بودن کلام تأثیر بیشتر در انتقال پیام ایفاء میکند. از آن جایی که محیط بر اندیشه آدمی تأثیر غیرقابل انکاری میگذارد، بنابراین تعامل بین اندیشه و زبان همیشه وجود داشته است و این فرهیختگی اندیشگانی روی زبان آدمی، تأثیرگذار است. لذا عناصری که رنگ بومی و محلی دارند برای القای اندیشهها استفاده شده است.
( بُو خوردَه، پنجا ، پنجا ، قرضَ باَردَه ریش ورجا. خورد پنجاه پنجاه ،بدهکاری آمد تا کنار ریشش.
buxordə panjā panjā qarz bərdə rišə varjā.
این زبانزد نوعی ریتم موسیقایی دارد بیان صفات آدمهایی است بدون این که برنامهای در زندگی خود داشته باشند و یا از دخل و خرج زندگی با خبر باشند به زندگیروزمرّگی خود ادامه میدهند. کسانیکه چنین عقیدهای دارند چیزی جز خسران نصیب شان نمیگردد.
– چون دخلت نیست، خرج آهسته تر کن
– «خیرُ الامور اوُسطها »
4-6-7 نتیجهگیری
در میان زبانزدها چیزی که مشخصه اساسی سرزمینهاست، اقتصاد است. به زبان دیگر محصولات بومی و کار و تلاش، بازتاب دهنده نوع زندگی انسانهاست. آنها دغدغهها و دشواریهای خود را در همه سطوح زبان از جمله زبانزدها جاری میکنند.
معمولاً مایه داران و زمین داران بر دیگران حکومت میکنند و تقابل دو طبقه را به رخ هم میکشند: دو طبقه زمیندار و کشاورز، که در گیلان سنّت دیرینه دارد، و نیز دو طبقه کارفرما و کارگر از دستاوردهای جهان معاصر است. از آنجا که در کارخانه ارزش افزوده بیشتری برای سرمایه دار فراهم میشود، تفاوت طبقاتی بیشتر میشود و کار وتلاش مردم، و بیرحمی ستمگران بیاندازه میگردد. بنابراین در جهان کنونی فقر و سرمایه بیش از پیش خودنمایی میکند.
فصل پنجم: نتیجهگیری کلی
این نتیجهگیری در بر گیرنده همه عناوین و بخشبندیهای تقسیم شده میباشد. هریک از بخشبندیهای فصل چهارم این پایان‏نامه نتیجه‏گیریهای خاص خود را دارد. در جمع بندی نهایی میتوان گفت بسامد هرگونه از زبانزدها معیار توجه و علایق اجتماعی مردم است. بیشترین زبانزدها شامل موارد اخلاقی، شخصیتی و فرهنگی است، وکمترین آن‏ها باورهای خرافی و مانند آن است که نشان میدهد مردمان منطقه لشت نشاء واقع‏گرایانه به پیرامون خود مینگرند. به زبان دیگر آنان با مسائل خرافی چه بسا برای خود سرگرمیهایی فراهم میکنند، اما درباره نحوه زندگی اخلاق و شخصیت توجه بیشتری دارند. زیرا آن‏ها دارای معیارهای منطقیاند. اما گاهی همین معیارها سبب میشود که مردمان به بدبینی نیز دچار شوند که باز هم این بدبینیها خود نشانۀ واقع‏گرایی است.
از نشانههای واقع‏گرایی باورهای ناتورالیستی این است، که انسانها در شرایط خاص خود ، با زمینههای روحی و جسمیای که دارند زندگی میکنند، وآن کمال مطلوب درآنان ناچیز میگردد. آنان در زندگی روزمرّه به فعالیتهای اقتصادی و برنامه ریزی مربوط به زندگانی رو میآورند که خود نشانه یک زندگی انضمامی و معمولی است و ازآدمها، مردمانی عادی و واقعی میسازد، و زبانزدها فرهنگ واقعی مردم را بازتاب میدهند.