دانلود تحقیق در مورد ظاهر و باطن و صنایع ادبی

دانلود پایان نامه

kordə kolə nāzādi došu pəlā yəqə girə.
قبل از این که به تحلیل زبانزد پرداخته شود، لازم است که اشارهای به قصه واره لفظ« کورد» داشته باشیم. در زمان ستم شاهی رضاخان اقوام مناطق مختلف به دلیل بدی آب و هوا و نداشتن زمین مزروعی مناسب و ظلم و ستم مالکان به ناچار یا منطقه خود را به کلی ترک میکردند و یا سرپرست خانوارها، از عراقات به سوی مناطقی چون گیلان میآمدند. اقوام مهاجر، منطقه لشت نشاء را به دلیل وجود مزارع و آب و هوای انتخاب میکردند و این اقوام بیشتراز مناطقی چون آذربایجان، کردستان به این منطقه میآمدند. دُوشو: همان دوشاب که از شیره انگور بدست میآید. منطقه لشت نشاء به دلیل آب و هوای مساعد در قدیم درخت مُو«رز» به وفور وجود داشت.


لفظ کُورد در این زبانزد به معنای کُرد نیست، چرا که در منطقه لشت نشاء نیروی کار که از عراقات(خارج از گیلان) وارد این منطقه میشدند قریب به اتفاق ترک بودند. به دلیل این که کاملاً به زبان ترکی صحبت میکردند نه کُردی. کُوله: بچّه، جنس نر، کوچک اطلاق میگردد
مردم این منطقه پس از برداشت برنج، انگور را از درختانی که ارتفاع آن تقریباً به 30 متر نیز میرسید میکندند. پس از جمع آوری انگورها، آنها را داخل «نُو» (که از تنه درخت توسکا درست شده بود) قرار میدادند، و از پس کوبیدن و له کردن انگورها شیره آن را داخل دیک بزرگی «تیان»میریختند. و با هیمه «هیزم» آتش میافروختند، پس از چندین ساعت، هم زدن، دوشاب بدست میآمد. ناگفته نماند در آن زمان دوشاب و پلو«برنج» جزو غذای اصلی مردم این منطقه محسوب میگردید. به این صورت که دوشاب را داخل ظرف «تابه مسی» میریختند و به مقتاضای تعداد خانواده با چند عدد تخم مرغ و کره محلی آن را سرخ میکردند و با برنج «پلو» میخوردند . اما آنچه که این زبانزد بیان میکند، محبت کردن به افرادی که ظرفیت و توانایی لازم را ندارند، به طوری که به محض دریافت اندکی مهربانی درخواستی غیرمعقول از طرف مقابل میکنند. از طرفی نوعی پند درآن مستتر است به این صورت که شخص باید در انتخاب دوست نهایت دقت لازم را داشته باشد، تا از عواقب بعدی آن در امان بماند.
( خَر تا نَمَردَه ، نَال ته بِبَردَه . هنوز خر نموده است ، نعلش را بیرون آورده است .
xər tā nəmardə nāl ta bebardə.
– در این زبانزد بین نَمردَه ، بِبَرده از نظر صنایع بدیعی نوعی سجع متوازن بکار گرفته شده است. همچنین واژه خر با نعل تناسب دارد. اما آنچه که در این زبانزد نهفته است شخصیت آدمهایی است که مفتخور و فرصت طلبند، و از اخلاقیکسانی برخوردار نمی باشند. به دیگر سخن افرادی دمدمی مزاج هستند و در یکجا قرار و آرامی ندارند.
( عزادار حسینه ، نقاره زَنَه یزیده. عزادار حسین است ولی زننده ساز برای یزید هم هست.
azādārə huseynə naqrə zanə yazidə.
( شمرا اَمرَ ایسا، ایمام حسین کَبه زنه. با شمر است اما از امام حسین میگوید.
šamrə āmra isā imam huseynə gaba zanə.
– این زبانزدها نشان دهنده شخصیت آدمهای دورو و منافق صفت، فرصت طلب است، آدمهایی که ظاهر و باطن آنان با هم مطابقت ندارد، دارای شخصیت متناقض هستند آثار مخربّی بر جامعه میگذارند. این گونه افراد باعث فساد در جامعه میشوند.
– ظاهری بس آراسته، باطنی بس خراب. خوش ظاهر و بد باطن.
4-3-3-7 شخصّیتمنفی(بی رحم)
( ایِنه چوُم مِیخه ، اینَه دیل سِخَه. چشمش شبیه میخ است و دلش به مانند سیخ .
inə čum mexə inə dilə sixə.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه درباره رفتارهای اخلاقی و نهج البلاغه

– این زبانزد را از نظر صنایع بدیعی میتوان مورد بررسی قرار داد. دو واژه میخه، سیخه، از نظر صنایع ادبی سجع متوازن دارد، چرا که هم در وزن و هم در حرف روی با هم یکسان هستند. و از نظر زیباییشناختی هنگام بیان، نوعی هارمونی در آنها حکم فرماست که در ذهن شنونده اثرپذیری آن بیشتر است، و میتوان نتیجه گرفت که زبانزدها در عین سادگی، در القای مفاهیم و بازخورد بسیار تأثیرگذار هستند .به دیگر سخن این که زبانزدها با حداقل الفاظ حداکثر معنی را ارائه میدهند، واین گونه ویژگی از نمونههای عالی ایجاز به شمار میرود.
همان طوری که قبلا در مبحث شخصیت ذکر گردید، اکثر زبانزدهای این بخش به صورت جملههای خبری نقل شده است. هدف از آوردن چنین زبانزدهایی به صورت جمله خبری، آنجا که تخریب شخصیتی خاص مدنظراست، توبیخ وملامت میرساند.
اما آنچه که این زبانزد در خود نهفته دارد، بیان شخصیت آدمهای حسود است در عین این که چشمش نهایت حسادت را دارد، به همان اندازه نیز دلش قساوت و بیرحمی را دارد.
4-3-3-8 شخصّیت منفی(غریزی عجول )
( از هَولَ هلیم، تَئنِ مِن دَکَتَه. از عشق هلیم درون دیگ افتاد.
az howle halim te:nə me:n dəkatə.