دانلود تحقیق در مورد شرایط اقتصادی و اخلاق فردی

دانلود پایان نامه

-کار را به کاردان سپردن.
– کار هرخر نیست خرمن کوفتن گاو نر میخواهد و مرد کهن
– هرکسی را بهرکاری ساختن.
– این زبانزد به نوعی نیز میخواهد بگوید، گول ظاهر آدمها نخورید و به ظاهر افراد بسنده نکنید. به صرف این که فلان کاره است، بدان اکتفا نکنیم بلکه تحقیق و تفحّص نیز لازم است.
– نوعی طنز در خود نهفته دارد از زبانزدهای بیقصه ولی موجز است.
( کوره اسبه ، شیشه بار؟ اسب کور و بار شیشه.
kurə āsbə šišə bār.
– پیام نهفته این زبانزد آن است که در هنگام تعیین جایگاهها، مقام، گماردن شخص به کاری، لازم است صلاحیت شخص، تخصص و توانایی او نیز مورد ارزیابی قرار گیرد. سپس مسئولیت آن کار به وی تفویضگردد.
– همچنین نوعی احتیاط ویژه و جوانب کار را در نظرگرفتن در خود نهفته دارد.
– نوعی تمسخر نیز دارد.
– این زبانزد نیز از مثلهای بیقصه، ولی موجزند که نوعی طنز در خود نهفته دارد که، نتیجه تضادآمیز و غیر منتظره نسبت به شروع خود دارد.
( آزِه دارَه سَرادا، بیگیتهِ، شُوندَه ریشَه یَا. درخت آزاد را رها کرده است به ریشه اقطیچسبیدهاست.
aze dārə sərādā, bigitə šundə rišyə.
– این زبانزد اشاره دارد بعضی از آدمها در شناخت فرد و یا انتخاب چیز دقت کافی و وافی را ندارند، لذا وقتی که آن را به دست می آورند، پی به ماهیت آن میبرند.
– زبانزد مذکور این معنا را ایفاد میکند که در انتخاب و گزینش نهایت دقت را به کار ببریم، تا از پیامدهای آن مصون بمانیم.
– از اصل غافل شدن به فرع اکتفا نمودن.
4-1-4 زبانزدهایاخلاقیبا رویکرد اخلاق فردی
( اوُسی ، کَار دَارَه ، بِنَن ، کنار. هوو بازی را کنار بگذار.
owsi kārdārə benan kənar.
– از زمانهای گذشته پدیده چند همسری در مناطق گیلان رواج داشته است و واژه avisti (هَوو) نسبت خویشاوندی دو یا چند همسر را مشخص میسازد. برای تمایز چند avisti از ترکیبات pilezən (زنِ بزرگ) kučizən (زن کوچک) و vəsətəzən(زنِ میانی) استفاده میشود. در گذشتههای نه چندان دور، بنابر شرایط اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی ، معمولاً خانوادههای گیلانی ساختار هستهای و متمرکز داشتند. طبیعتاً در چنین موقعیتی ، هووها در زیر یک سقف و اغلب در یک اتاق زندگی میکردند و برای به دست آوردن موقعیت برتر با هم رقابت میکردند. بنابراین حسادت، دشمنی و دسیسه چینی ویژگی نهانی و حتی بارز هوُوها در چنین خانوادههایی بوده است.
این خصوصیت از طریق واژه avisti (هَوو) به نظام کناییِ گویش گیلکی رسوخ کرده است حال آنچه که میتوان از این زبانزد برداشت کرد، ایراد اَلکی گرفتن حسادت است.
( سَکَه، زُور شکار بَبَری، صَاحَب لگاه گاز گیرَه.
سگ را اگر با زور به شکار ببری، پا صاحبش را دندان میگیرد.