دانلود تحقیق در مورد سلامت خانواده و تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه

– آدمی که به بزرگتراحترام نگذارد خوار میگردد
– این زبانزد در خود نوعی تعلیم و تربیت نهفته دارد.
– در جوامع پیشین جایگاه مرد(پدر) در ضمیر ناخودآگاه مردم زورگو، حاکم و احترام به او از روی ناچاری بوده است. در مقابل احترام به مادر از درون با میل و اشتیاق فراوان صورت میپذیرد.


کوچکترین نهاد اجتماعی خانواده است که از مرد و زن و فرزندان تشکیل شده است. زن (مادر) سمبل سخت کوشی محسوب میگردد« در بین تمامی نهادها و سازمان ها خانواده نقش و اهمیتی بسیار بالا و شایسته دارد. سلامت جامعه در گرو سلامت خانواده است خانواده نزدیکترین واحد اجتماعی به انسان است و در طول حیاتش کانون کار، استراحت و کانونی است که فضای فرهنگی اجتماعی در آن حاکم است. (ساروخانی، 1375: 11)
اگر کودکی که همراه مادر است، دست مادر خود را رها کند و از او جلو بزند، گم میشود و دچار گرفتاری میشود. در این زبانزد به اتکا به دیگران و یاری طلبیدن اشاره دارد.
( هَمَه کس دُنُودو، آب ، سسَه ، نمکم شوره. همه میدانند آب بی نمک است و نمک هم شور.
hama kas donodə āb sesa , nəmakmə šurə
– واژههای سس و شور در تقابل با یکدیگرند از نظرعلم بدیع صنعت تضاد و طباق دارد. اینزبانزد نوعی بدیهی گوی است، آنچه که بداهت آن برای همه محرز است، لذا واگویه آن سودمند نیست.
– در مقابل خودش را دست کم فرض کردند.
– استفاده از صناعات بدیعی (سس و شور) تضاد و طباق با این که جذابیت آن چنانی ندارد، از زاویه دید عامیانه زیبا تلقی میگردد.
– وقتی که شخصی موضوع پیش پا افتاده و آشنا برای همگان میگوید، چنین زبانزدی برایش به کار میبرند.
( هیزار سَال بی بی ، سنگر ، شاقاجی نَبه.
هزار سال هم بگذرد روستای سنگر روستای شاقاجی نمیشود.
hizār sāl bibi , sangar, šāqāji nabə
– این زبانزد نوعی عدم تغییر پذیری را ایفاد میکند، گاهی تغییرات و تحولات باعث میگردد که در جامعه یا شخص نوعی دگرگونی به وجود آید، گاهی این دگرگونی ناشی از تلاش خود شخص است چنانچه شخص یا جامعه در صدد تغییر آن نباشند. تغییرات انجام نمیگیرد، همان طوری که در قرآن نیز آمده است اِنّ الله لَا یُغیّرُ ما بقوم حتی یغیّرُوا ما بانفسهم ، (الرعد/10)مگر این که آن جامعه خواستار تغییر و دگرگونی باشند.
– همچنین این زبانزد به نوعی به خلق و خوی نیز توجه دارد.
از آنجا که عناصراخلاقی امری غریزی است، لذا به سادگی امکان تغییر در آن وجود ندارد.
( هر کیخو، دوعایه، گُوما کُنه ، امی ورآیه. هر کسی که دعایش را گم کند پیش ما میآید.
har ki xu duāye gumā konə , āmi var āyə.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مقاله درمورد نهج البلاغه و بهرام گور

دوعا: دعا، یَدعُو، خواندن، صدا زدن، دعا، در این زبانزد در واقع نوعی تعویذ است، در مناطق گیلان به ویژه در منطقه لشت نشاء لفظ دعا، با عناوینی مانند «کتابسر» ، «ران نویس» ، «کیتاب بازکون» و … قابل شناسایی است.
اشخاصیاز قدیم ایام، حرفه و کارشان دعاگری بود که نسل اندرنسل به شخص بعدی منتقل میگردید. مردم برای این که مشکلات روحی و جسمیخود را بهبود بخشند، هیچ دستآویزی بهتر از دعا نمیتوانستند پیدا کنند. به دلیل این که دعانویس یا ملا، همیشه در دسترس بود و پول زیادی نیز دریافت نمیکرد.
بشر آن روز، به دلیل قّلت امکانات و اطلاعات، کمی قشر روشن فکر و آگاه، مخصوصاً در روستاها برای رفع مشکلات خود و ارضای خاطر نفسانی، دست به کارهایی میزد که منجر به باور و اعتقاد در اشخاص میگردید و به مرور زمان تداوم این طرز تفکر به قشر جوان انتقال داده میشد، و این حال و هوای خرافه پرستی و اعتقادات سست و بیمورد تا سالهای سال بشر را به خود مشغول داشت.