دانلود تحقیق در مورد تقدیر و سرنوشت و جوامع روستایی

دانلود پایان نامه

زیر تلمبار بخواب ولی در خانه مادر زن نخواب .
kondoj men buxos , zan māra xunə nuxos.!
– اصولاً در جوامع روستایی و حتی در شهرستانهای کوچک، مادر شوهر نقش اساسی در خانه دارد و در واقع قهرمان و نقش اصلی را بازی میکند.
هر اندازه از روستا فاصله میگیریم و به طرف شهرهای بزرگ و جوامع مدرن نزدیک میشویم، نقش مادرزن و حضور او به صورت گستردهتری قابل لمس است، تا جایی که برای داماد، چهره مادرزن به صورت کابوسی در ذهن وی نقش میبندد، حتی کار به جایی میرسد که داماد حاضر میشود، در بدترین مکان ممکن(کُندوج) بخوابد، ولی در خانه مادرزن بیتوته نکند.
( مِمبَرا مَانه ، نه شا تودَن ، نه شَا سُو جا نئن
به مانند منبر است نه می شود آن را دور انداخت و نه سوزاند.
məmbara māna , naša tudan naša sojāne:n.
– آنچه که در این زبانزد نهفته است اشاره به جگر گوشه و پاره تن آدمی دارد و انسان قادر نیست تصمیم عجولانه و بد درباره فرزند خودش بگیرد، بعضی از موضوعات به دلخواه شخص نیست و نمیتوان به راحتی از آن گذشت در واقع نوعی تقدیر و سرنوشت نیز در خود دارد.
منبر: صندلی است که از چوب مخصوص سازند و به شکل خاصی نیز حجّاری و کنده کاری شده است و سه تا هفت پله نیز دارد در مسجد برای واعظان و روحانیون در جایگاه مخصوص قرار داده شده است و بسیار نمادین و مقدساست و مردم اعتقاد و باورخاصی نسبت به روا کردن حاجتها دراذهانشان دارند، به نخستین جایی که مراجعه میکنند و آنجا را آماح بوسهها و صلوات خود قرار میدهند همین منبراست.
«انسان کرامات فراوانی به گیاهان نسبت میدهد. در اکثر کشورها درخت پرستی سابقه کهن دارد. به نظر ایرانیان قدیم، زرتشت درخت سرو را از بهشت به زمین آورد مردم ایران و بسیاری از کشورهای متمدن برخی از درختان را صاحب قدرت میشمارند و زنان برای آنکه بارور گردند به آنها متوسل میشوند.» (آریانپور، 1354: 99)
4-2-4 زبانزدهای فرهنگیاجتماعی با رویکرد مرد سالاری و سنّت
( آدم بی پول بیبی، بی پیله تر نینی. آدم بی پول باشد ، بدون بزرگتر نباشد.
ādəm bi pol bi-bi bi peletər ni-bi.
– آنچه که این زبانزد در خود نهفته دارد، بازگویی این مطلب است اولین جامعه انسانی که متشکل از چند نفر(مرد، زن، فرزند) و با هم در زیر یک سقف زندگی میکنند خانواده است.
ساختار خانواده در قدیم (جامعه سنتی) بر پایه مرد استوار بود. نوعی مرد سالاری و پدر سالاری حاکم بود، پدر خانواده هم نقش کارفرما، هم مربی آموزش کار به فرزندان را داشت. بنابراین فقدان پدر در خانواده ، مساوی با فرو ریختن خانواده و از هم گسیختگی و یتیم شدن فرزندان بود.
– این زبانزد بیانگراین است فقر را میتوان تحملکرد ولی نبود والدین به ویژه پدر، تحملناپذیر است.
– پول را در هر شرایطی میتوان به دست آورد، ولی بزرگتر خانواده غیرممکن است. بزرگتر شامل پدر و مادر میشود.
( حکیم وَاوِهِ دَس ، تاوان نَدارَه. دستی که حکیم ببرد دیه ندارد.
hakima vāvə dəs tāvān nədarə.
– این زبانزد در خود نوعی مصلحت اندیشی نهفته دارد، گاهی آدمی دچار سردرگمی میشود که خودش نمیتواند برای خود خط و مشی را تعیین نماید، به ناچار برای این که خودش را از این مخمصه برهاند، به کسی که متخصص آن کار است، مراجعه میکند. دستور و تجویز متخصص ضامن رهایی وی از آن مشکل است.
– دستی که حاکم ببرد خون نمیآید.
– همیشه باید به اهل فن مراجعه کرد.
– کاردانی و اعتقاد داشتن به خبرگان.