دانلود تحقیق در مورد تقدیر و سرنوشت و ایمان مذهبی

دانلود پایان نامه

šaāl agə šuə oyə bukoni frdā āfto ba.
– این زبانزدها به دلیل این که هیچ گونه از جنبههای علمی، دینی، منطقی ندارند و صرفاً برای این که شخص فقط بخواهد چیزی را گفته باشد، در جامعه ظهور پیدا کرده است و جزو باورهای خرافی محسوب میگردد.
« بسامد باورهای خرافی نشان میدهد که انسانهای گذشته به علت عدم توانایی در تجزیه و تحلیل مطالب علمی، اجتماعی، و … موجد مجموعهای از عقاید باطل و بی اساس شدهاند که به کلی خلاف منطق و واقعیات است. پندارهای نادرستی که پهنه زندگی انسانهای گذشته را در بر گرفته است و میتواند جلوهگاه زندگی مردم آن سامان را در آن دوره به خصوص نشان دهد. بعضی معتقدند که خرافه پرستی از خواص روحی بشر است حتی با پیشرفت علم هم از بین نمیرود و جای خرافات کهنه را خرافات تازهتر میگیرند. یا دورانهای جدید خرافاتی جدید به همراه دارد. در هر صورت ظهور خرافات نتیجه عدم گسترش فرهنگ است.»(پورافکاری،1354: 106)
4-4-7 نتیجهگیری
انسانها از دیرباز با باورها، و ایمان مذهبی و غیر مذهبی و خرافی به زندگیخود معنا میبخشیدهاند. برای آنان تفاوتی ندارد که این باورها درست یا نادرست و منطقی یا غیرمنطقی و مفید یا نامفید باشد. آنها تنها به باورها گرایش دارند، اما این گرایشها معمولًا بی فایدهاند حتی آنهایی که دارای نشانههای دینی است، فایدهای را ارائه نمیدهند. این که حضرت فاطمه(س) به خانه مادرش میرود چه نتیجهای دارد؟ اما برخیاز این باورها جنبههای مفید و عملی و علمی دارد. برای مثال، شبها درخت گردو اکسید کربن پس میدهد، و زیر آن خوابیدن مناسب نیست، و یا خوردن آب استفاده شده دیگران ممکن است بیماری کسی را به کسی دیگر سرایت دهد.
4-5 زبانزدهایتقدیروسرنوشت
4-5-1مقدمه
در فصل حاضر تقدیر و سرنوشت را به ترتیب به سه بخش تقدیر سنتی، شانس، وجبرناتورالیستی بخش بندی میکنیم. منظور از تقدیر سنتی همان اندیشه کلامیون اسلامی است، که بیش وکم همه هستی و افعال آدمی را خواست ومشیّت الهی میدانند و انسان تنها آنچه را که درلوح محفوظ نوشته شدهاست، عملی میکند.
اما برخی از زبانزدها خبر ازخواست خداوند نمیدهد و بیشتر بهیک اتّفاق اشاره میکند ومردم بسیار به این امر یعنی شانس توجه دارند. شانس و تقدیر بینا نیست، بلکه تقدیری کوراست که لزوماً عمدی و از جانب شخصآگاه نیست. جبرناتورالیستی نیز زمینههای مادی و علت ومعلولی دارد واشارهای به علتهای غیرمادی ندارد.
4-5-2 بررسی و ارزیابی زبانزدهای تقدیر و سرنوشت
واژه تقدیر از ماده قَدَر و مصدر «قدرت» گرفته شده است. تقدیر در لغت به معنی اندازه گرفتن «قَدر به سکون و دال و حرکت آن، اندازه کرده خدا بر بنده از حکم و در نزد متکلمان محدود ساختن هر مخلوق به حد خود میباشد و آن را قدر هم نامند.» (دهخدا)
در قرآن کریم نیز آیاتی با این مضمون آمده است.
«اِنَّ اللهَ لاَ یُغیّرُ ما بِقومٍ حتی یُغَیّروا ما بانفسهم » (الرعد/11)
«واَن لَیس لِلانسان اِلّا ماسَعی » (نجم/39)
در بحث تقدیر و سرنوشت به نظرمیرسد که این دو واژه در زبان و ادبیات ما از مهجوریت خاصی برخوردارند، و هر شخص یا جامعهای گناه ناتوانیهای خود را به گردن آنها میاندازند، تا بدین واسطه خود را مبّرا جلوه دهند.
اصولاً انسانها به مقدّرات به ظاهر منفی گرایش دارند، تا مقدرّات مثبت، و این امر در ادبیات ما اعم از منثور و منظوم ریشه دوانیده است، و از همین طریق نیز به عنوان یک عنصر تأثیرگذار بر روح جوامع تأثیرات خود را بجا گذاشته است. اما برای این که بتوانیم آثار منفی این تأثیرگذاری را از بین ببریم، چارهای جز کمک گرفتن از همین ادبیات و سایر ابزارهای جدید فرهنگی را نداریم.
یکی از مهمترین عوامل اصلی گسترش اندیشه تقدیرگرایی در طول تاریخ بشری میتوانیم حکّام و صاحبان قدرت و زر زور را نام ببریم، این حاکمان برای این که حاکمیتشان تداوم داشته باشد و عامه مردم حکومت آنان را زیرسوال نبرند، در رواج چنین اندیشههایی بسیار کوشیدند و در این راستا، تنها عاملِ رسیدن به قدرت را تقدیر و سرنوشت ایزدتعالی شمردهاند.
همچنین عامل اساسی دیگری که همواره انسانها به دنبال آن بودند تا کاستیهای خودشان را بدو نسبت دهند، هیچ عاملی بهتر از تقدیر و جبر نیافتند، و این طور بود که بشر به دلیل عدم آگاهی و شناخت کافی بدنبال بهانهای بود تا تقصیر و کوتاهی خویش را به گردن آن بیندازد.
در ادبیات و متون و نظم نثر لفظ تقدیر در مفهوم سرنوشت زیاد بکار برده شده است، از قبیل قضا و قدر، بخت و اقبال و شانس ، طالع، روزگار، بد و نیک، به ابیاتی چند از این مقوله از شعرای بنام ایران زمین بسنده میکنیم.
جام می و خون دل، هریک به کسی دادند در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
(دیوان حافظ، 182)
برآن سرم که ننوشم می و گنه نکنم اگر موافق تدبیر من شود تقدیر
(همان مأخذ، 229)