دانلود تحقیق در مورد تقدیر و سرنوشت و امثال و حکم

دانلود پایان نامه

عیبم مکن به رندی و بدنامی ای حکیم این بود سرنوشت ز دیوان قسمتم
(همان مأخذ، 671)
اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار طالع بی شفقت بین که در این کار چه کرد
(همان مأخذ، 169)
چه اندیشی از خود که فهم نکوست از آن در نگه کن، که تقدیر اوست
(کلیات سعدی،: 373)
قضا دگر نشود گر هزار ناله و آه به شکر یا به شکایت برآید از دهنی
(همان مأخذ: 184)
اگر به هر سر مویت دو صد خرد باشد خرد به کار نیاید چو بخت بد باشد
(همان مأخذ: 113)
تقدیر و سرنوشت از مباحث محوری زبانی سنّت و عوام را در بر میگیرد، به گونهای که زبان سنّت اجازه دگراندیشی را به آدمی نمیدهد. تغییرات ناگهانی و بهم ریختگی اوضاع اجتماعیدر امور عمومی، منجر به کاهش مقاومت در افراد میگردد و در نتیجه، این امر نابسامانی و اختلال روحی و روانی در شخص ایجاد میکند.
چنانچه این دگرگونیها وتغییرات ناگهانی به صورت مستمرادامه یابد، از کنترل شخصخارج میگردد و بروندادِ این عوامل نوعی تفّکر و بینش خاصی را در میان افراد بوجود میآورد و شخص چارهای جز تن دادن به شرایط سخت امور دنیوی را در خود نمیبیند. انسان به ناچار همه این نابسامانی و ناکامیها را برگردن روزگار دونپرور میاندازد، و واضح و مبرهن است که، آدمی چارهای جز سازش و کنارآمدن و صبر با آن را ندارد.
انسان همواره چشم به روزی دوخته است که، روزگار دست از نامردی برکشد و رسم بد عهدی او از گستره زمان برچیده شود. از دیرباز تقدیر مهمترین عنصر کلیشه کردن زبان بوده است، بهگونهای که تقدیر مساوی میشود با زندگی، بخت، ادبار، اقبال، طالع و جبر مکانیزم اساسی زندگی بشرسنتّی را تشکیل میدهد. بیعهدی، ناعدالتیهای موجود به حساب تقدیر و سرنوشت گذاشته میشود.
– اما آنچه که میتوانیم در مبحث زبانزدهای سرنوشت بیان کنیم این است که بنیان و پایه اصلی این زبانزدها، بدعهدی روزگار و تسلیم محض در برابر تقدیر است. همچنان که در این زبانزدها مشاهده گردید، بخت و شانس در نزد مردمان اولیه و ابتدایی به مثابه جوهری جسمانی و مستقل تلقی میگردید، به گونهای که سخن میگوید، حرکت میکند و به خواب میرود و بیدار میشود.
به اجمال سخن این که سرنوشت و تقدیر، هم دارای اِشکال و هم دارای فواید است، از اِشکالات تقدیر و سرنوشت این است که آدمها به دلیل این که جنبههای منفی را در نظر میگیرند، و به تنبلی و کسالت روی میآورند. و اما فواید تقدیر این است که در آدمی نوعیآرامش و ایجاد رضا و تسلیم بوجود میآورد، و این امیدواری باعث میگردد که، انسان در شرایط سخت و دشوار امید خود را از دست ندهد.
دو روز حذر کردن از مرگ روا نیست روزی که قضا باشد و روزی که قضا نیست
روزی که قضا باشد کوشش ندهد سود روزی که قضا نیست، در آن مرگ روا نیست
(دهخدا، امثال و حکم، 1363: ج1، 84)
از فواید دیگر تقدیر این است که آدمی را از غرور و تکبّر برحذر میدارد، تا آدمی تصّور نکند که همیشه در این سرای سپنج ماندگار است. چرا که دست تقدیر همیشه در کمین است وزندگی را دگرگون خواهد کرد.
سفِله طبع است جهان، برکرمش تکیه مکن ای جهاندیده، ثبات قدم، از سِفله مجوی
(دیوان حافظ؛ 365)
اعتقاد مطلق به تقدیر عیبهای زیادی را در پی دارد، و شایسته است که آدمها درانجام امور، همواره توکل به خداوند را سرلوحه کار خود قرار دهند، و مسئوولیّت کمی و نقصان عملخود را پذیرا باشند و گناه آن را برگردن تقدیر نگذارند.
در این فصل تلاش شده است تا از زوایای مختلف ، نوع طرز تفکر و نوع برداشتی که مردمان این منطقه از تقدیر و سرنوشت دارند، و در زبانزدهایشان نهفته است، بکاویم و نشان دهیم که چگونه این زبانزدها در زندگی روزمّرهشان با آنها عجین هستند. اما آنچه که بیش از همه در این فصل خودنمایی میکند و از کثرت بالایی نیز بکار گرفته شده است، واژههایی چون : شانس، تقدیر، جبر، تدبیر، ناتوانی، بدبختی، مرگ، سرنوشت و … میباشد. تدبّر و تعمّق در هر کدام از زبانزدها، خود بیان کننده نوع نگرش، عقیده و دانش عامه مردم این منطقه است.