دانلود تحقیق در مورد استفاده از زور و جامعه روستایی

دانلود پایان نامه

( تَا چوماق ورزا سره نوخوره، خو رَچَه نشه. تا چماق نباشد گاو نر، روی ردیف خود راه نمیرود.
ta čumāq varzā sərə nuxurə xu račə nəšə.
آنچه که از این زبانزد استنباط میگردد، نوعی، اجبار و تحکم در آن مستتر است. از آنجایی که در زمانهای قدیم به دلیل فقدان ماشین آلات کشاورزی، برای شخم زدن مزارع، از حیوان استفاده میکردند، قبل از این که حیوان را برای شخم زدن استفاده کنند، حیوان را برروی زمین خشک تعلیم میدادند، تا در فصل شخم زدن مشکلی برای آماده کردن مراتع نداشته باشند.
از چوب برای تعلیم حیوان استفاده میکردند، از طرفی اراضی منطقه لشت نشاء به صورت ارباب رعیتی اداره میشد و مالک وارباب، حاکمانی بودند که سالها بر مردم حکومت میکردند. به دلیل این که رعیّت، بیشتر و بهتر کار انجام دهد، بهترین وسیله ارباب استفاده از زور و اجبارحتی به چوب بستن کشاورز (چوبِ فلکه) بود.
– واژه چماق، در اذهان عمومی مساوی با خشونت، زور و تحکم است.
– این زبانزد به نوعی بردگی را در ذهن تداعی میکند.
– در زمانهای قدیم برای تعلیم از چماق استفاده میکردند.
– گاهی تحکم مثبت نیز باعث پیشرفت در کار میگردد.
ورزا : گاو نر را گویند این گاو برای مرد روستایی از تقدس ویژه برخوردار است، زیرا که عامل بسیار مهمی در کار تولیدی او محسوب میگردد. گاهی آن را به اندازه تمام زندگیاش دوست میدارد، چرا که اساس زندگی یک روستایی کار کشاورزی و زمین داری، با گاو نر است. گاو ممکن است تأثیر متقابل با جنسیت اعضاء خانواده داشته باشد، چرا که هر نوع جنسیت مذکر برای یک روستایی جلوه بیشتری میکند، لذا از تقدس بیشتری نیز برخوردار است.
( مُوقیه کَاره حَسن یارَه، مُوقیه مُزدَ حسن دُزدَه.
زمان کار کردن و جان کندن حسن یارست، زمانی که مزد میخواهیم دزد هستیم.
moqaye kārə hasan yārə moqaye mozdə hasan dozdə.
این زبانزد از نظر صنایع بدیعی دارای وزن و قافیه، ریتم و موسیقی خاصی است در ادبیات عوام کاربرد خاص خودش را دارد. در جامعه روستایی اساس جامعه بر پایه کار استوار است و در این کار تکتک اعضای خانواده به اندازه تواناییخود در پیشبرد اقتصاد خانگی سهم بزرگی را ایفا میکنند. آنچه که بیش از همه در زبانزدهای اقتصادی خودنمایی میکند واژه کار است. این واژه برتری خاصی نسبت به واژههایی چون ثروت، دخل و خرج، خریدن وغیره دارد.
نیروی کار در منطقه لشت نشاء زمانهای قدیم بدین صورت بوده است که در فصل کشاورزی به عنوان روزمزد در مزرعه کار میکردند، مخصوصاً در فصل نشاء زنان به عنوان نیروی کار اصلی شناخته میشدند و در زمان درو برنج مردان نیروی اصلی بودند. بعد از فراغت از کار کشاورزی نیروی کار برای شخم زدن باغها و نگهداری دام استفاده میگردید، که اصولاً نیروی کار خارج از منطقه لشت نشاء و از اطراف استان گیلان و نقاط دیگر به این منطقه میآمدند و نوع قراردادشان اغلب به صورت روزمزد و یا فصلی ویا سالانه بوده است که پساز اتمام کار مزد خودشان را دریافت میکردند و در بعضی مواقع بین کارگر و کارفرما، نیز اختلاف پیش میآمد و گاه به زد و خورد و خونریزی نیز میانجامید که در نهایت با پا درمیانی کدخدای محل، یا خانه انصاف موضوع حل و فصل میگردید. این زبانزد نشان میدهد که گاهی اوقات کارگر، برای اینکه از حق و حقوق خود دفاع نماید و مزد خود را از کارفرما بگیرد تهمت دزدی بر وی میزدند تا این که مزدش را پرداخت نکنند.
( اسپ هر قَدَر تُوندتَر بشی، خُو جُویَ بیشتر کُونه.
اسب هر قدر تندتر برود احتیاج به جوی بیشتری دارد.
āsp har qadər ton’tər biši xu juye bištər konə.
در این زبانزد اسب نماد قدرت و تلاش و کوشش معرفی شده است. از آنجا که زبانزدها به دنبال سادگی و ملموس بودن هستند لذا برآنند تا آنچه که انسانها همیشه با آن سروکار دارند آن چیز را مورد خطاب قرار دهند تا اثر پذیری بیشتری داشته باشند.
جُو، بعنوان غذای اسب معرفی گردیده است تا به واسط خوردن آن قدرت و نیرو بگیرد و تلاش و کوشش خود را دوچندان نماید. این زبانزد عامه پسند بوده چرا که در ادبیات عوام سریع در ذهن مخاطب جای میگیرد به واسط همان دلایلی که در آغاز بحث بیان گردید. ما حصل کلام این که انسان هر چقدر بیشتر تلاش و کوشش نماید به همان اندازه موفقیت و زندگی بهتر میتواند کسب نماید.
4-6-4 زبانزدهای اقتصادی با رویکرد ستمهای اجتماعی
( به نام عیسا ، بهِ شکمِ موسا . به اسم عیسی ، به شکم موسی.
bənāmə eisā be šekəmə musā .
– گروهی زحمت میکشند و گروهی دیگر از ِقبل آن ارتزاق میکنند، در لایه پنهانی این زبانزد به زورگویان و اربابان و مالکانی که به زور و جور در منطقه حکم فرمایی میکردند اشاره دارد.