دانلود تحقیق در مورد ارزشهای اجتماعی و تحولات اجتماعی

دانلود پایان نامه

( خُو پئرَه پَا چَالَه پا دُگُودُو. پایش را در جای پای پدرش گذاشت.
xu pe: rə pā čālə pā dogudo .
– آنچه که در این زبانزد نهفته است اشاره دارد به یکی از اساسیترین الگوی زندگی، یعنی تربیت خانوادگی، خانواده اولین جامعه کوچک است که ما در آن شکل میگیریم و رشد میکنیم و وارد جامعه میشویم، چنانچه شخص از آموزههای والدین به بهترین نحو ممکن استفاده نماید، میتواند برای جامعه فردی مفید و سازنده باشد و بالعکس چنانچه در تعلیم و تربیت قصوری ورزیده شود خود و جامعه را به اضمحلال میکشاند.
– « اگرارکان اصلی خانواده را به صورت یک مثلث متصّور شویم، مرد که دراین محیط ابتدا تحت عنوان همسر ظاهر میشود، دربالای آن قرار میگیرد. به این دلیل که وظیفه نان آوری به طور خاص برعهدۀ اوست، در نظام یک خانواده روستایی، ساماندهی اوضاع به عهدۀ مرد است و با درنظر گرفتن فرهنگ مرد سالاری، این مرد است که زن و فرزندان را در مسیری که گاه خود تعیین کنندۀ آن است سوق داده وهمراهی می کند.
علاوه برنظارت فرزندان، کنترل زن از نظر اخلاقی درخانه و اجتماع نیز بر عهده مرد است وامری الزامی به حساب میآید و در صورت عدم نظارت مداوم مرد، زن در پیآن خانواده درخطر جدی قرارمیگیرد.» (ستاری ،1373: 56)
– پسر کو ندارد نشان پدر تو بیگانه خوانش، نخوانش پسر
( آخَر پَس، پایَه، خُوره ، پلاپچَه سَر. در پایان چوب بر سر کدبانوی خانه میخورد.
āxrpəs pāye xorə plāpəčə sər .
– اشاره به دعوای خانوادگی دارد، در جامعه سنتی مرد به عنوان عضو تصمیم گیرنده محسوب میشد، مرد اختیار زن خود را دارد و حتی زن جزو اموال مرد محسوب میشد، زن علاوه بر فرزندزایی در انجام امور منزل باید دوشادوش مرد کار میکرد.
درجامعه مردسالار، زن برای زادن فرزند و تدبیرمنزل خواسته میشود. دراین جامعه مرد شاخص اصلی فرهنگ آن جامعه شناخته میشود. مرد نه تنها مهمترین قدرتها را در اختیارگرفته و بر خانواده حاکم است، بلکه برای تحکیم قدرت خویش مجموعه به هم پیوسته ارزشهایی را نیز الزام میدارد که عدم تعادل و هماهنگی میان دو جنس زن و شوهر را جلوه میدهد. به دیگر سخن این که مرد برجهان و همسرخودش حاکم است. زیرا که او بهترین نماینده خالق هستی است.
زن تا زمانی شوهرش قید حیات داشت هیچ گونه تملکی ازخود نداشت، در این شرایط چنانچه دعوایی بین زوجین صورت میگرفت، خواه ناخواه این زن بود که مورد ضرب و شتم قرار میگرفت و هیچ گونه دفاعی از خود نمیتوانست بکند، بنابراین در عین گناهکار بودن، بیگناهی بود که مورد مؤاخذه قرار میگرفت.
– نشانه مرد سالاری است. – لفظ پایه : چوب
– بعضی وقتها کسی که گناهی مرتکب نشده نیز گرفتار میشود.
– «کِیا حریف ایسی، کِیا حریف نییی، جاقلانه مَارَه .»
– لفظ پلاپچ : پزنده برنج، در فرهنگ و خانواده سنتی ایران ، زن به مقامی میرسد که حتی بردن نامش نزد دیگران شرمآور تلقی میگردد، و به جای صدا زدن اسم زن، از کلماتی مانند، مادر بچهها، منزل ، اهل بیت، خانه، پلاپچ، زنای، یا اسم پسر بزرگ خانواده، مثلًا ناصر مَار(مادرِ ناصر) … استفاده میکردند، و یا در خانواده سنتی تالشها با چنین فرهنگی روبرو میشویم. مردان حق ندارند نام همسر خود را نزد دیگران به زبان آورند، از کلماتی مانند «که ka» (خانه)، «که آدمِن ka ādamen» (افراد خانواده) ، «ینک yenak» (زنِ) بکار میبرند.
( این پَسر نَبَه ،تا اَمَرَه، بازار شو بی بی . این پسر، پسری نیست که کار بازار را انجام دهد.
in pasər naba ta amarə bāzār šu bibi .
– پسر در جامعه سنتی، نقش کلیدی و مؤثری را ایفاء میکرد. از آنجایی که در منطقه لشت نشاء مَمَرّ درآمد روستائیان از راه کشاورزی تأمین میگردید. لذا نیرو کار به ویژه پسر یا مرد از اهمیت والایی برخوردار بود، هم چنان که پدرانمان نقل میکنند زنان به خاطر این که فرزند پسر داشته باشند به همه چیز متوسّل میشدند، مانند دخیل بستن، پارچه سبزبستن به بقاع متبرکه و جادو و جمّبل ، همه اینها حکایت از این دارد که بودن پسر در یک خانواده موحب مباهات بود.
وقتی که مادری فرزند پسر میآورد سوال میکردند که چه زاییده ؟ در جواب میگفتند پسر، طرف مقابل میگفت ، احسن و آفرین در مقابل چنانچه دختر میشد، میگفتند جوکُول کُوی، جُوکول: برنج نارس است که هنوز شیره آن خشک نشده است زمانی باید سپری شود تا تبدیل به جو شود. کُو: کوبنده، به عبارت دیگر، دختر توانایی کوبیدن جوکول را دارد و کار زیادی از او برنمیآید. «بررسیضربالمثل ها، روشنگر این واقعیت است که در هر جامعهای میل به داشتن کودک در بین انسانها وجود داشته است و بدین جهت بعد از مراسم ازدواج توجه خانواده به آبستنی متمرکز میگردد و اگر زنی باردار میشد افتخاری نصیب خانواده مینمود، اگر نوزاد پسر بود، موقعیت خود را در خانواده تثبیت میکرد.» (پورافکاری، 1354: 161)
فرزنددوستی و انگیزه داشتن فرزند در جامعه روستایی بسیار شدید است، به همین علت در بسیاری از موارد مردانی که زن نازا داشتند، برای این که صاحب فرزند شوند، تن به ازدواج مجدد میدادند.
در مقابل زنان نازا، برای این که فرزند بیآورند، دست به هر کار خرافی میزدند. همه اینها ریشه بسیار کهن دارد که، با وجود همه تحولات اجتماعی و تأثیرات مذاهب و ادیان در جامعه ایران و بیشتر در جوامع روستایی در دوره های مختلف تاریخی هنوز پا برجاست. بنابراین آنچه که از این زبانزد مستفاد میگردد، این است کسی که توان انجام کاری را ندارد، فرجام آن قطع امید کردن از آن شخص است. به نوعی بیاعتمادی نیز معنی میدهد.
4-2-5 زبانزدهای فرهنگی اجتماعی بارویکرد ارزشهای اجتماعی
( اَبرو، میثقالی، هیزار تومن، نِشَأهِئن. آبرو و شرف را با هزار تومان نمیشود خرید.