خرید حکمرانی خوب و پاسخگویی

براساس شاخص پاسخگویی در نظام حکمرانی، هر اندازه نظارت مردم بر دولت تقویت شه و اندازه پاسخگویی دولت در ابعاد سه گانه حقوقی، سیاسی و مالی بیشتر شه، میشه به همون اندازه انتظار قرار گرفتن حکمرانی خوب داشت و هر اندازه نظارت مردم ضعیف کردن شه و پاسخگویی دولت در ابعاد سه گانه کمتر شه به همون اندازه حکمرانی بد در جامعه مسلط می شه(یعقوبی،۱۳۸۹، ۲۷).

 

۲-۳-۷- حکمرانی خوب و شفاف سازی

با این که اصطلاح «شفافیت» ً امروزه همه جا گیر شده، با احتمال خیلی کم با دقت و موشکافی تعریف می شه. اطلاعات رو از کی مطالبه کنین؟ چه اطلاعاتی واسه چه اهدافی بیشترین فایده رو داره و چه اندازه اطلاعات لازمه؟ یکی از دلایل ابهام این اصطلاح این واقعیته که در بخش های مختلفی به کار رفته. در علم سیاست، شفافیت به معنی اینه که با اطلاعاتی که دولت در اختیار شهروندان قرار می­دهد به اونا امکان بدیم تا از چیزی که دولتا انجام میدن خبردار شن. این اصطلاح مخصوصا در بحث­های جامعه اروپا کاربرد زیادی داره. در واقع فرهنگ علوم سیاسی بریور این اصطلاح رو این جور تعریف می­ کنه: «واژه ای که به علنی بودن عملیات جامعه اروپا در برابر نگاه بیشتر مردم اشاره داره ». در اقتصاد و امور مالی، گروه کاری شفافیت و پاسخگویی گروه۲۲، شفافیت رو به صورت کلی اینجور تعریف می کنه: «فرایندی که اطلاعات مربوط به شرایط موجود، تصمیمات و اقدامات رو قابل دسترسی، رویت و فهم می کنه. » در بخش کنترل تسلیحات و امنیت ملی، تعریف تقریباً محدودی از شفافیت بکار میره که ارائه منظم اطلاعات درباره جنبه های خاص فعالیتای نظامی تحت ترتیبات بین المللی رسمی یا غیر رسمیه.

اقتصاد

این تعاریف جور واجور که از بخش­های جور واجور می­آید، روشن می­سازه که شفافیت همیشه رابطه نزدیکی با پاسخگویی داره. هدف از درخواست شفافیت اجازه دادن به شهروندان، بازارها یا دولت­ها هستش تا بقیه رو در قبال سیاست­ها و عملکردهایشان جوابگو نگه دارن. پس شفافیت رو میشه به معنی اطلاعاتی دونست که به وسیله نه هاده ها منتشر می­شن و مربوط به آزمایش این نه هاده ها هستش.

از اونجا که شفافیت ابزاری واسه ارزیابیه، ارزش اون در نقش خود واسه شکست دادن مسأله کارفرما – کارگزار یا عامل- نماینده س. اگه دنیا رو مثل شرکت فرض کنیم مدیران شرکت، کارگزارانِ صاحبانی به حساب می­روند که صاحب سهام هستن، ولی بدون شفافیت، صاحبان نمی تونن بدونن شرکت خوب اداره می شه یا خیر و سرمایه گذاران به درستی نمی دونن که باید سهام اون شرکت رو بخرن یا خیر(و اگه مدیران شرکت­های سرمایه گذاری واسه قضاوتای خود بجزاقدامات بقیه سرمایه گذاران نشونه های دیگری نداشته باشن، نبود شفافیت به رفتار گله وار اونا منجر می شه). در قلمرو سیاست، دولتا کارگزاران شهروندان هستن، اما موج رسواییای مالی در دهه ۱۹۹۰ حکایت از اون داره که خیلی از مقام های دولتی هر زمان که کسی مراقب اعمالشون نبوده، به جای اهداف عمومی در خدمت اهداف خصوصی بودن.
سرمایه گذاری

اگه نبود شفافیت اینجور آثار منفی داره، افزایش شفافیت ً در خدمت منافع عمومی میشه و واسه حکمرانی خوب و کارکرد مناسب بازارها لازمه. این اصلی کلی در حکمرانی خوبه که تصمیم گیران باید در قبال تصمیمات خود جوابگو باشن، وگرنه تصمیمات نادرست به تصمیمات نادرست بیشتر انجامیده و فساد بدون هیچ نظارتی ریشه دوانده و گسترش پیدا میکنه(میدری و خیرخواهان،۱۳۸۳، ۱۴).

 

۲-۳-۸- معماری حکمرانی خوب

اجرا حاکمیت خوب لازمه معماری حاکمیتی در سطح جامعه س. معماری حاکمیت شامل ایجاد و مدیریت دائمی چارچوبی واسه حاکمیت آینده س. این چارچوب تغییر بنیادی و دائمی در وسعت دولت رو هدایت می کنه و توجه توأمان بر تغییر محتوا(چرایی) و روند(چگونگی) در اندازه وسیع رو امکانپذیر می سازه. تغییر الگوی حاکمیت با وسعت وسیع یه تغییر پایدار در ابعاد سازمان دولته که به طور معنی داری کارکرد اون رو تغییر می­دهد. مدل معماری حاکمیت خوب مبنایی واسه اعمال قدرت اداری، سیاسی و اقتصادی در مدیریت یه کشوراست.

اقتصادی

 عناصرهشت گانه این چارچوب با اقتباس از نظریه معماری دولت(شورای CIO، ۱۹۹۹)عبارتند از:

  • محرک­های معماری: انگیزه­های معماری در سطح حاکمیت می تونه تسریع پیشرفت، ابتکارات مدیریتی جدید و چیزای مهم بین المللی باشه.
  • جهت هدف دار: راهنماییه واسه طراحی حاکمیت خوب و شامل چشم انداز، اصول و اهداف کیفی و کمیه.
  • معماری فعلی: به تعریف حاکمیت موجود می پردازه و نمایشیه از چگونگی اعمال قدرت اداری، سیاسی و اقتصادی در وضع موجود و شامل دو بخش اعمال قدرت در سطح ملی و بین المللیه.
  • معماری مطلوب: به تعریف حاکمیت مورد انتظار می ­پردازه و شامل دو بخش معماری ملی و بین­المللیه. این معماری نمایشیه از چگونگی اعمال قدرت آینده در مدیریت کشور که باید در نقش آسون کننده و پاسخگویی به نیازای مردم ظاهر شه.
  • فرایندهای انتقالی: که چگونگی گذر از حاکمیت موجود به حاکمیت خوب رو نشون میده. فرایندهای کلیدی انتقال شامل برنامه ریزی واسه تحقق ویژگیای حاکمیت خوبه.
  • برنامه ریزی

  • بخش­های معماری: شامل تلاش هاییه که بر زمینه ­های کاری کلی مثل سیستم­های اداری، سیاسی و اقتصادی متمرکز می شه.
  • مدل­های معماری: به تعریف مدل­های حاکمیت خوب می ­پردازه که در معماری به کارگرفته می­شن.
  • استانداردها: به کلیه استانداردها، دستورالعملا و بخشنامه های مربوط به معماری حاکمیت خوب در سطح جامعه اشاره میکنه.

حرکت به طرف حاکمیت خوب وقتی اتفاق میفته که انگیزه های ملی و بین المللی کافی در این مورد وجود داشته باشه. در اینجور صورتی نیاز به تجدید نظر در الگوی حاکمیتی احساس می شه. مطمئنا حاکمیت سنتی درجاتی از پاسخگویی، شفاف سازی، مشارکت جویی، قانون گرایی و عدالت جویی رو دنبال می کنه، اما با انتظارات مردم و محیطای متلاطم جوابگو نیس. لازمه با عنوان مدل حاکمیت خوب نظامای مطلوب پاسخگویی، مشارکتی و مانند اینا طراحی شن. اون وقت می­توان توقع داشت تا برنامه ­های گذر از معماری موجود حاکمیتی به معماری خوب(مطلوب) اون تدوین و به اجرا گذاشته شن. اینجور برنامه­هایی در بخش­های کلان سیاسی، اقتصادی، حقوقی و اداری کشور به طور متوازن تدوین و به اجرا گذاشته می شن(رهنورد و عباسپور،۱۳۸۶).

۲-۳-۹- نهضت حکومت داری خوب

ظهور مفاهیمی از جمله حکومت داری خوب، نشون دهنده نقش در حال تغییر حکومتا در اداره جوامع و تغییر نگاه نسبت به کارکرد حکومت در جهان امروزه. الان حتی در اقتصادای بر اساس بازار هم از حکومتا انتظار میره که چند وظیفه کلی رو خوب بکنن؛حفظ ثبات اقتصاد کلان، تأمین جنسا و خدمات عمومی، پیشرفت زیرساختای اقتصادی و فنی، جلوگیری از رکود بازار، پیشرفت برابری و عدالت اجتماعی و کنترل فساد اداری و اقتصادی. اگه به این فهرست مراقبت از حقوق بشر، پیشرفت پایدار منابع انسانی و محیط زیست رو اضافه کنیم، یقیناً هم جهت با موج جهانی غنی سازی وظایف دولت حرکت می کنیم. با در نظر گرفتن چیزی که با عنوان حکومت داری خوب عنوان شد میشه سختی مدیریت پیشرفت لازم امروز رو خوب احساس کرد. اگه در گذشته پیشرفت به معنی محدود، بالا بودن اندازه رشد اقتصادی بود، امروزه متغیرهای کیفی پیچیده ای در آزمایش کارکرد دولتای در راه پیشرفت، ملاک عمل قرار گرفتن. مثلا کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، عواملی از جمله دموکراسی، مشارکت، برابری، مدیریت زیست محیطی و حفاظت از محیط زیست، مراقبت از حقوق بشر، قانون اساسی، سرویس دهی مطلوب به مردم، شفافیت و پاسخگویی، امنیت، صلح، مدیریت اختلاف، ارتقای سطح آگاهی شهروندان و دولت الکترونیک رو معیارهای آزمایش حکومتا معرفی کرده. از سویی انگار تحقق یه حکومت داری خوب، تا حدی به اندازه تحقق این در سطوح بین المللی بستگی داره. اگه با دیدگاهی نظام گرایانه به این بحث نگاه کنیم، در پیدا می کنیم که متغیرهای کلان محیط بین الملل، شفافیت فرایندهای مالی، سلامت نظام پولی جهان و درجه سلامت سازمانای بین المللی در بخش سیاسی و قضایی می تونه در روند تحقق حکومت داری خوب در کشورای جهان اثرات قابل توجه ای داشته باشه. با این ملاحظات به بعضی از کارایی که می تواندجوامع رو در راه حکومت داری خوب بذاره، اشاره می شه:

    • جانشین کردن فرایندهای اداری ساده، شفاف و موثر با روش های کنه و به درد نخور فعلی
    • تعریف روشن­تر وظایف و ماموریت­های موسسات دولتی به خاطر دوری از انجام کارای موازی و کاهش هزینه­ها
    • مناسب­ تر ساختن ساختار فعلی سازمان­های دولتی
    • اصلاح سازمانای محلی و منطقه ای و تعریف دوباره روابط اونا با سازمان­های مرکزی هم جهت با مرکز زدایی
    • کاهش کاغذبازی و مقابله جدی با فساد اداری
    • ارتقای کیفیت خدمات بخش دولتی
    • اصلاح قوانین و مقررات و نظام حقوق و دستمزد در بخش خصوصی
    • تحقق دولت الکترونیک از راه به کار گیری فناوری اطلاعات در دستگاه های دولتی
    • اصلاح نظامای مدیریتی، مخصوصا توجه به لیاقت در انتخاب، انتصاب و ارتقای مأموران دولتی
    • اصلاح نظام بودجه ریزی و نظام مالیاتی
    • دقیق شدن و فوکوس کردن بر یافته های حاصل از هدف­های پیشرفت اقتصادی هم جهت با پیشرفت پایدار منابع انسانی، گسترش عدالت اجتماعی و به فعلیت درآوردن ظرفیت­های اقتصادی واستفاده بهینه ازمنابع موجود(فرهادی نژاد،۱۳۸۵).