حضرت آدم (ع) و مذهب شیعه

دانلود پایان نامه

با توجّه به این که موضوع پژوهش بررسی روابط بینامتنی سه تن از شاعران شیعی یعنی کمیت اسدی، عبدی کوفی و دیکالجن الحمصی میباشد، اشعارشان مورد بررسی قرار گرفت و بازگو کنندهی این مطلب است که، هر سه شاعر تأثیر ژرفی از قرآن کریم و احادیث پذیرفتهاند، و با بررسی اشعار آنها به روابط بینامتنی موجود بین اشعار ایشان به عنوان متن حاضر و قرآن کریم و احادیث به عنوان متن غایب پی بردیم.
با بررسی اشعار این شاعران، به این نتیجه رسیدیم که ایشان به طور آگاهانه و مستقیم از قرآن کریم و روایات استفاده کردهاند، و با آشکار ساختن الفاظ و مضامین قرآنی و روایی در اشعارشان، تأثیر عمیقتری بر مخاطب خویش میگذارند. استفاده از واژگان قرآنی و احادیث بسیار دقیق بوده به طوری که نه تنها خوانش متن را متکلّف نساخته بلکه بر زیبایی و هماهنگی ساختار شعر افزوده است.
همچنین به این نتیجه رسیدیم که در بین انواع روابط بینامتنی، از نفی متوازی بیشترین بهره را بردهاند، و در برخی اشعار، این شاعران واژگان قرآنی و روایی را عیناً به کار بردهاند، و متن خود را ادامه دهندهی معنا و مفهوم متن غایب قرار دادهاند که نفی جزئی یا اجترار را پدیدار میسازد. روابط بینامتنی موجود در اشعار کمیت اسدی بیشتر با قرآن کریم و بین انواع روابط بینامتنی از نوع نفی متوازی و نفی جزیی است، و روابط بینامتنی اشعارعبدی کوفی اکثراً با احادیث و کلام گهربار أئمهی أطهار (ع) و از نوع نفی متوازی و بعضاً نفی جزیی است، و روابط بینامتنی اشعار دیکالجن غالباً از نوع نفی متوازی و بعضاً از نوع نفی جزیی است.
این سه شاعر تناصشان فنی و هنرمندانه نیست؛ زیرا از عبارتهای قرآن و احادیث برای معانی آنها استفاده کردهاند؛ تناص زمانی هنری و فنی است که واژگان و آیات قرآنی برای معانی دیگری استفاده شود، برای مثال شاعر عبارتهای قرآنی را برای ممدوح و معشوق خویش به کار میبندد. ارزش شعری این سه شاعر در مضامین والا و مکتبی بودن آنهاست.
هر سه شاعر تلاششان بر این بوده که اندیشههای قرآنی و روایی را در میان اشعارشان برای افراد جامعه و بویژه مخاطبان منعکس کنند. گستردگی واژگان و مضامین قرآنی و روایی خوانندگان اشعار و مخاطبان را به فضایی معنوی میکشاندو تأثیری مثبت و خوشایندی را در خواننده ایجاد میکند، تا همیشه و در همه حال مراقب رفتار و کردار خویش باشد.
این سه شاعر شخصیتهای برجستهی قرآنی را به صورت شخصیت اسطورهای در اشعار خویش گنجاندهاند، که از بین آنها میتوان به پیامبران از قبیل: حضرت محمد (ص)، حضرت آدم (ع)، حضرت نوح (ع)، حضرت موسی (ع)، حضرت عیسی (ع) و . . . اشاره کرد.
در پایان آنچه قابل ذکر است این است که در طول این پژوهش تلاش شده تا غباری که بر مضامین و ویژگیهای اشعار شیعی نشسته را بزداییم، و آنها را از دنیای فراموشی و اهمال به دنیای پژوهش و تحقیق و البته به دور از هر گونه قضاوت ناآگاهانه وارد کنیم.
در ضمن امید است که پژوهشگران گامهای بعدی را در حوزهی ادبیات و علیالخصوص شعر شیعی بردارند، و آثار بجا مانده از بزرگان ادبی مذهب شیعه را به مخاطبان بشناسانند.
الملخّص
التناص هو واحد من المناهج النقدیه الجدیده، التی تدرّس العلاقات بین النصوص المختلفه. هذا المنهج تغیّر الرؤیه إلی النص تماما. علی أساس هذا الرأی، النص غیر قابل للاستمرار؛ و النصوص نتیجه عن الأعمال الأدبیه المسبوقه أو المعاصره، و کان إهتمام النقاد فی العالم الغربی والعالم العربی فهم النصوص. هذه النظریه أی التناص أثارت ردود أفعال مختلفه فی أنحاء العالم.
الشعراء الملتزمون و المدافعون عن أهل البیت (ع)، إشتعلوا من فنهم و أدبهم شعله و جعلوه سلاحا للدفاع عن الحق و الکفاح مع الباطل. إنهم جعلوا أشعارهم فی خدمه عقیدتهم و الدفاع عن الولایه. إنّ القرآن الکریم هذا المعدن الغنی، منذ بدایه النزول حتی الآن کان و یکون أسوه للکثیرین من الشعراء و الأدباء و کبار الدین، بجهه دوره الحیوی و لأنّه یتمتع من جمال لفظی و معنوی عریق. و قد إستفاد الشعراء و الأدباء فی کل فتره من ألفاظه و أسلوبه و معناه الخالد، قدر ذوقهم و استطاعتهم.
الکمیت الأسدی و العبدی الکوفی و دیکالجن الحمصی، هم من الشعراء الشیعه الذین استخدموا آیات القرآن الکریم و ألفاظه و أسلوبه فی بعض قصائدهم بصوره مباشره أو غیر مباشره. سیدرک المخاطب مظاهر التناص القرآنی؛ من خلال النظر فی قصائد هؤلاء الشعراء و کذلک مظاهر التناص مع الأحادیث الشریفه، علاقات التناص التی تکون واضحه و إرادیه و أکثرها من نوع الإجترار و الإمتصاص علی أساس وجهه نظر محمّد بنیس.
الکلمات الدلیلیه: القرآن الکریم، الأحادیث، علاقات التناص، شعراء الشیعه، الکمیت الأسدی، العبدی الکوفی و دیکالجن الحمصی.
موجز الرّساله

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تحلیل محتوای کتاب و برنامه ریزی درسی

مقدمه
تتناول هذه الدراسه «التناص القرآنی و الروایی فی أشعار ثلاثه الشعراء الشیعه البارزه» أی الکمیت الأسدی و العبدی الکوفی و دیکالجن الحمصی. التی تعدّ من خلال الوقوف علی قوانین التناص من منظور «محمد بنیس»: الإجترار و الإمتصاص و الحوار. تناول الباحث فی المقدمه المشروع الکلی لهذه الرساله و یرکز علی النقد الجدید الذی یکون التناص منه، و أیضا تناول الباحث خلفیه الدراسه و مناهج البحث. یشتمل هذا البحث علی مقدّمه و ثلاثه فصول و نتاج.
أما فی الفصل الأوّل یتحدث الباحث عن ظاهره التناص کما فی ما یلی:
لما کانت ظاهره التناص فی الشعر العربی الحدیث تشکّل بعدا فنیا و إجراء أسلوبیا یکشف عن التداخل بین النصوص الحدیثه و القدیمه أو التقاء بین الحضارات إذ یتم استدعاء النصوص بأشکالها المختلفه على أساس وظیفی یُجسد التفاعل بین الماضی والحاضر، و إذا کان الدارسون قد أجمعوا على أنه لا یخلو نص من نصوص أخرى، یتناسل معها فتتکاثر،فإن ما یهم القارىء المُتلقی لهذه النصوص المتناصه هو کیفیه توظیف النص الوافد لیصبح جزء أساسیا من نسیج النص أو لبنه من لبناته، لا أن یکون نشازا أو غریبا عن النص المستقبل.
و قد وردت کلمه التناص(لغه) فی لسان العرب بمعنى الاتصال،کما وردت فی معجم تاج العروس بمعنى الانقباض و الازدحام، و هو معنى یقترب من التناص بمفهومه الحدیث الذی یُشیر إلى تداخل النصوص فیما بینها.
فالتناص هی ترجمه للمصطلح الفرنسی Intertexte و تعود فی أصولها إلى الفعل اللاتینی textere و یعنی نسج أو حبک، و بذلک یصبح معناها التبادل النصی، التناص، تعالق النصوص و التناصیه.(intertextualité)