تحلیل اطلاعات

انقلاب اسلامیمان، سینما منقلب شده اما اسلامی نه!!
شهید آوینی یک متفکر اسلامی در وادی سینماست. باید او را جدی گرفت، باید بر نظریاتش ارج نهاد و آن را به وادی عمل کشاند. بهترین دلیل بر عملی شدن سینمای مورد نظر شهید آوینی، همان راهی است که خود و شاگردانش در زمان حیاتش پیموده اند. هر چند سینمای مورد نظر او به بلوغ نرسید، که عمرش کفاف نداد؛ و هر چند که شاگردانش آن راه را با قدرت او به پیش نبردند، که شاید از ضعف تکنیک یا ضعف ایمان قلبی آن ها به این راه بوده است؛ با این همه، حداقل خود او این معبر را گشوده و راه برای سلوک ما در این راه هموار تر شده است.

۲-۲-۲-۲-۷ جمع بندی دیدگاه شهید آوینی
نکات کلیدی در تحلیل مقالات و نظرات شهید آوینی در رابطه با خلق هنر و سینمای دینی را می توان اینچنین جمعبندی کرد:
۱- درست است سینما تا کنون در خدمت فرهنگ تهی غرب بوده و مخاطبان خود را به تربیتی درست مقابل تربیت مورد نظر ادیان الهی کشانده، اما باید توجه داشت که سینما ذاتا هالیوودی نیست و قابل تغییر است. “سینما ذاتا هالیوودی نیست و تجربیات سالم سینمای غرب نیز خود حکایت از همین حقیقت دارد.” (آوینی، ۱۳۷۷: ۱۷)
۲- راهی که سینما در صد سال اخیر گذرانده ذائقه مخاطبان را تغییر داده است؛ اما ما برگ برنده ای داریم و آن هم فطرت الهی انسان هاست که در این راه به یاری ما خواهد آمد. “انسان در عمق وجود خویش دارای فطرتی الهی است ژرف و دیرپا و جذبه ای بسیار قدرتمند از درون او را به جانب حقیقت یگانه عالم می کشاند…” (آوینی، ۱۳۷۷: ۱۸)
۳- مهمترین رکن در ایجاد سینمای دینی، سینماگر دینیست. بدون وجود هنرمندِ دیندار، اثر هنری دینی خلق نخواهد شد و این امریست گریز ناپذیر؛ و این اشاره به همان جمله شهید آوینیست که: “روح هنرمند لزوما در آثارش بروز و ظهور می یابد و با هیچ حیله ای نیز نمی توان مانع از این ظهور شد.” (آوینی، ۱۳۷۷: ۲۰)
۴- به عقیده شهید آوینی هنرمند دیندار، خود هرآنچه در فرمِ اثر هنری با محتوایش سازگاری نداشته باشد را باید کنار بزند. “فیلمساز متعهدِ مسلمان پیش از هر چیز باید به تکنیک متناسب با پیام خویش دست پیدا کند و آنگاه رفته‌رفته ذائق? تماشاگران سینما را در جهت قبول حق تغییر دهد.” (آوینی، ۱۳۷۷: ۲۱)

فصل سوم
روش تحقیق

شامل:
– روش تحقیق
– ابزار گردآوری اطلاعات
– روش تجزیه-تحلیل اطلاعات

۳-۱ روش تحقیق
روش تحقیق به کار گرفته شده در این پژوهش توصیفی – تحلیلی می باشد.
“روش کتابخانه ای در تمام تحقیقات علمی مورد استفاده قرار می گیرد.” (حافظ نیا، ۱۳۸۷: ۱۶۴) این پژوهش هم مستثنی از این قضیه نیست و در آن از روش کتابخانه ای استفاده شده است. کتابخانه مخزن ارزشمند و متمرکزی از مجموعه معارف بشری است که تجارب‌، دانش‌، معلومات و آگاهی‌های نوع بشر را که حاصل کاوش‌های علمی انجام شده در طول تاریخ است، در معرض استفاده جویندگان و پویندگان علم و دانش قرار می‌دهد. البته در روش کتابخانه ای یا همان اسنادی بجز کتاب از مقاله، سایت ها، مطبوعات، آمارنامه ها، فایل های صوتی و تصویری و.. استفاده می شود. “در واقع قلمرو این نوع تحقیق را متنهای مکتوب، شفاهی و تصویری درباره موضوعی خاص تشکیل می دهد؛ نظیر کتاب ها، مقاله ها، روزنامه ها، مجله ها، مطالب نوار و فیلم، سخنرانی ها، اوراق امتحانی، تصاویر، تابلو ها، عکس های معمولی، تصاویر ماهواره ای، نقشه ها، پرسشنامه ها، فرم ها.” (حافظ نیا، ۱۳۸۷: ۶۴)
دربعضی از تحقیقات موضوع تحقیق از نظر روش‌، از آغاز تا انتها متکی بر یافته‌های تحقیق کتابخانه ای است. در تحقیقاتی که ماهیت کتابخانه‌ای ندارند نیز محققان ناگزیر از کاربرد روش کتابخانه‌ای در تحقیق خود هستند. در این گروه تحقیقات، محقق باید ادبیات و سوابق مساله و موضوع تحقیق را مطالعه کند. درنتیجه‌، باید از روش کتابخانه ای استفاده کند و نتایج مطالعات خود را در ابزار مناسب شامل فیش‌، جدول‌ و فرم ثبت و نگهداری و درپایان به طبقه بندی و بهره برداری از آن‌ها اقدام کند‌. با توجه به نقش روش کتابخانه ای درتحقیقات علمی، لازم است محققان از این روش مطلع باشند. نخستین گام در مهارت تحقیق کتابخانه‌ای‌، آشنایی با نحوه استفاده از کتابخانه است‌، یعنی محققان باید از روش‌های کتابداری‌، نحوه استفاده از برگه دان و ثبت مشخصات منابع، نحوه جستجو و سفارش کتاب آگاهی یابند.
تحقیقات علمی را می توان بر اساس هدف یا ماهیت و روش تقسیم بندی نمود. از منظر هدف سه نوع تحقیق علمی داریم که عبارتند از: تحقیقات بنیادی، کاربردی و عملی. می توان این تحقیقات را به جهت ماهیت روش نیز به پنج یا شش نوع تقسیم نمود. (حافظ نیا، ۱۳۸۷: ۶۰-۶۱)
۱- تحقیقات تاریخی
۲- تحقیقات توصیفی
۳- تحقیقات همبستگی یا همخوانی
۴- تحقیقات علّی (پس رویدادی)
۵- تحقیقات تجربی (آزمایشی)
تحقیقات توصیفی از منظر شیوه نگری و پرداختن به موضوع تحقیق به دو دسته تقسیم می شود. (حافظ نیا، ۱۳۸۷: ۶۰-۶۱)
۱- تحقیقات توصیفی محض: محقق صرفا به کشف و تصویر سازی ماهیت، ویژگی ها و وضعیت موجود موضوع و مسئله تحقیق می پردازد.
۲- تحقیقات توصیفی تحلیلی: محقق علاوه بر تصویر سازی آنچه هست به تشریح و تبیین دلایل چگونگی بودن و چرایی وضعیت مسئله و ابعاد آن می پردازد. محقق برای تبیین
و
توجیه دلایل، نیاز به تکیه گاه استدلالی ممکن دارد. این تکیه گاه از طریق جستجو در ادبیات و مباحث نظری و تدوین گزاره ها و فضای کلی موجود درباره آن فراهم می شود که معمولا در فصل مربوط به سوابق و مباحث نظری تحقیق تدوین می گردند. محقق از نظر منطقی جزئهای مربوط به مسئله تحقیق خود را با گزاره های کلی مربوطه ارتباط می دهد و به نتیجه گیری می پردازد.
به طور کلی تحقیقات توصیفی – تحلیلی را می توان به سه یا چهار گروه تقسیم کرد که عبارتند از: زمینه یابی، موردی، تحلیل محتوا، قوم نگاری (اگر قوم نگاری را نوعی مطالعه موردی تلقی نکنیم سه گروه خواهیم داشت) (حافظ نیا، ۱۳۸۷: ۶۱)
برای این تحقیق از روش تحلیل محتوا (توصیفی – تحلیلی) استفاده خواهد شد؛ در اینجا به تشریح و توصیف عینی و واقعی موضوع با استفاده از روش توصیفی، و تجزیه و تحلیل نظری موضوعات مورد نظر با استفاده از روش تحلیلی پرداخته خواهد شد.

۳-۲ ابزار گردآوری اطلاعات
پژوهشگر در روش تحقیق توصیفی – تحلیلی به گردآوری آثار و ردپای وقایع می پردازد. بنابراین منابعی را جستجو می کند که به وسیله آنها شواهدی از وقایع گذشته بیابد. این منابع تاریخی را می توان به چهار دسته اسناد و نوشته های مربوط به فعالیت های گذشته، مدارک منتشر شده که حاوی داده ها در مورد گذشته اند، اطلاعات شفاهی و آثار تاریخی تقسیم کرد. (سرمد، ۱۳۸۶: ۱۲۴).
در روش کتابخانه ای ابزار گردآوری اطلاعات عبارتند از: متن خوانی و استفاده از فیش، آمار خوانی و استفاده از جدول، تصویر خوانی و استفاده از نقشه و کروکی و سند خوانی که در تحقیق حاضر از ابزار متن خوانی و استفاده از فیش استفاده شده است.

منابع داده های مورد نیاز تحقیق توصیفی – تحلیلی را می توان به دو گروه عمده منابع دست اول و منابع دست دوم تقسیم کرد. در منابع دست اول نویسنده خود ناظر بر وقوع رویداد مورد گزارش بوده است. (سرمد، ۱۳۸۶: ۱۲۵).

۳-۳ روش تجزیه-تحلیل اطلاعات
تحلیل داده های کیفی فرایندی پیوسته است که از همان مرحله آغاز گردآوری داده ها شروع شده (تحلیل توأم استقرائی و قیاسی) و در آن به طور مکرر به داده ها رجوع می گردد. در فرایند تجزیه و تحلیل داده های این پژوهش ابتدا با پالایش و زدودن اضافات موجود در داده ها، محقق دست به تلخیص آن ها خواهد زد. در مرحله بعد با نظم و سازمان دادن داده ها در یک هیأت کلی و ساختار قابل درک، به عرضه داده ها پرداخته می شود به گونه ای که می توان با سهولت بیشتر به واقعیت حاصل از داده ها پی برد و در نهایت نتیجه گیری های مستندی از آن ها به عمل آورد. تنظیم و تحلیل داده های کیفی مستلزم انجام سه فعالیت است: تلخیص داده ها، عرضه داده ها و نتیجه گیری ؟ تأیید. (سرمد، ۱۳۸۶: ۲۰۷)
در روش توصیفی – تحلیلی ابتدا باید با شناخت و تعریف مسأله و در ادامه با تدوین فرضیه، نمونه گیری، گردآوری اطلاعات، تنظیم و طبقه بندی اطلاعات و در نهایت با تجزیه و تحلیل آنها نتیجه گیری کرد. “برای اینکه تحقیق از روانی و پایانی لازم برخوردار باشد، علاوه بر نقد برونی و درونی منابع، سعی شده به طور غالب از منابع دسته اول استفاده گردد. از ویژگی های تحقیق توصیفی این است که محقق دخالتی در موقعیت، وضعیت و نقش متغیر ها ندارد و آن ها را دستکاری با کنترل نمی کند و صرفا آنچه را وجود دارد مطالعه کرده، به توصیف و تشریح آن می پردازد. همچنین تحقیقات توصیفی ممکن است به کشف قوانین و ارائه نظریه منتهی شود. این سخن بدان معناست که از طریق اینگونه تحقیقات شناخت های کلی حاصل می شود. بطور کلی اینگونه تحقیقات ارزش علمی بالایی دارد می تواند به کشف حقایق و ایجاد شناخت کلی و تدوین قضایای کلی در تمامی علوم و معارف بشری منجر شود.” (حافظ نیا، ۱۳۸۷: ۶۱)
و اما در این تحقیق با توجه به نبود اصولی محکم در باب مساله مورد بحث، که همان “پیش فرض ها برای رسیدن به فیلمنامه دینی”ست، با بررسی نظریات پراکنده در این باب سعی می شود در پایان به ارائه نظریه و راهکار پرداخت.

فصل چهارم
یافته های تحقیق

شامل:
– تعریف سینمای دینی
– سینمای دینی ممکن یا غیرممکن
– بایدها و نبایدهای سینمای دینی
– رسیدن به داستان دینی
– امکان ایجاد فیلمنامه دینی
– مقایسه و بررسی پیش فرض های مطرح
– تعیین پیش فرض مختار و بیان دلائل

۴-۱ تعریف سینمای دینی
سینمای دینی چیست؟ آیا محصول سینمای دینی از اساس با فیلم های مرسومِ سینما فرق دارد؟ چه چیز یک فیلم را دینی می کند؟ این ها بخش کوچکی از سوالاتی است که در باب سینمای دینی، ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده است. در جواب باید گفت که سینمای دینی، یک نوع جهان بینی است. جهان بینی که نگاه مخاطب خویش را معطوف به الهیات و کرامت انسانی می کند.
سینمای دینی، مخاطب خود را به سمت معنویات و درست زندگی کردن سوق می دهد. مخاطبش دین را حس می کند و برای دستیابی به آن بی تاب می شود. سینمایی که بتواند واجد این ظرفیت باشد، مورد تایید دین است. “سینمای دینی، سینمایی است که فرد در مواجهه با آن تجربه معنوی کسب کند.” (مهرداد فرید، ۱۳۸۰: ۱۵۷) اگر فیلمی همه وجوه را داشته باشد و ضمنا در جهت اهداف اصلی دین، که سامان دادن به آخرت و ساختن انسان سلیم النفس با مکارم اخلاقی کامل باشد، آن سینما، سینمای دینی است، اما اگر ظواهر
دینی است ولی به هیچ وجه در خدمت هدف اصلی دین نبود، آن سینما، سینمای دینی نیست. (مهرداد فرید، ۱۳۸۰: ۱۵۹)
اینجا، یعنی در مبحث تعریف سینمای دینی، در پی چگونه رسیدن به این نوع سینما نیستیم، بلکه می خواهیم یک تعریف کلی از آن ارائه دهیم. معیار مشخص است؛ در واقع احکام، فلسفه و اخلاق اسلامی که سه ضلع مثلث دین را تشکیل می دهند، معیار مشخصی است که در همه وجوه از جمله سینما باید به آن رجوع کرد. پس مقصودمان از سینمای دینی در پژوهش حاضر همان سینمای مورد تایید دین است.
معیار کلی، که همان مجموعه فرامین شارع مقدس برای زیستن آدمی بر زمین است، در همه ی عرصه ها باید عملی گردد. سینما هم مستثنی از این قضیه نیست. تنها راه دینی شدن سینما همین است، رعایت کامل شریعت الهی. “ما آموخته‌ایم که در تمامی مسائل مستحدثه، همواره دین و احکام آن را به مثابه مطلق حق بگیریم و شرایط جدید و مقتضیات زمان را حول این محور لایتبدل معنا کنیم و بنابراین، هرگز در برابر این سوال که چرا اخلاق را از بحث‌های ماهوی مربوط به سینما جدا نمی کنید؟دچار تردید نمی شویم. […] تکلیف ما به زبان ساده آن است که هر چه را با حیات طیبه انسانی و اخلاق کریمه منافات دارد، به دور بریزیم.” (آوینی، ۱۳۷۹: ۱۵-۱۶)
آیا سینمای دینی همان سینمایی است که در غرب و هالیوود رشد و نمو یافته؟ باید گفت که نه عینا همان است و نه تفاوت فرمی فاحشی با آن دارد. البته حتماً سینمای موجود با سینمای مورد تایید دین فاصله دارد. سینمایی که ما در پی آن هستیم باید محتوایش از مبانی و اصول اسلامی نشأت گرفته باشد؛ باید از قرآن مجید و سیره اهل بیت(علیهم السلام) استخراج شود. در محتوا، اساسا سینمای هالیوود با آرمان مورد نظر ما فاصله فاحشی دارد. اما در بُعد فرم نمی توان چنین گفت. با اندک تغیرات فرمی، در همین ساختار سینمای موجود می توان به این مهم دست یافت.
در واقع ساختار سینما، بالقوه هم قابلیت تبدیل شدن به سینمای دینی را دارد و هم می تواند در پی اغراض نازل بشری باشد. هالیوود، این قوه را در اغراض شیطانی بالفعل کرده، اما این بدین معنی نیست که دیگر راه بر ما بسته است و نمی توانیم سینمای مورد تایید دین را ارائه کنیم.
در مقابل باید از دو کج راهه ی پیش روی سینمای دینی پرده برداشت. یکی “هنر برای هنر” و دیگری “هنر برای مردم”. هنر برای هنر سینماگر را به وادی می کشاند که هیچ سودی از أثر، برای پیرامونش نمی رساند و هنر برای مردم او را وادار به شنیع ترین کردار برای خوش آمدگویی مخاطب می کند. در مقابل تنها هنر تعهدمحور است که ارزش می یابد. “در رمان نویسی نیز، همان گونه که در سایر مظاهر هنر جدید رخ داده است، حرکتی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *