تحقیق رایگان با موضوع ویژگیهای شخصیتی و دسترسی به منابع

دانلود پایان نامه

بدون تردید هر کار با مشکلات و موانعی مواجه است. در زمینهی نگارش این رساله، یکی از مشکلات عمده، عدم دسترسی به منابع مستقل و مبسوط دربارهی شاعر، زندگی و آثار و فعالیتهای وی بود. به ویژه به دلیل این‌که یعقوبی شاعر معاصر میباشد، در کتب تاریخ ادبیات، بسیار کم به شرح حال وی پرداخته شده است. در این‌جا لازم است از راهنماییها و مساعدتهای جناب آقای دکتر فسنقری و جناب آقای دکتر نوری جهت معرفی کتاب و مقالات مربوطه کمال تشکر را داشته باشم.


فصل اول:
شـرح حـال
شیخ محمدعلی یعقوبی
1-1 معرفی شاعر
«شیخ محمدعلی بن یعقوب بن جعفر بن حسین، ملقب به عجم تبریزی نجفی و ملقب به یعقوبی به خاطر انتساب به پدرش، خطیبی مشهور، ادیبی معروف و شاعری با احساس است» (الخاقانی، 1408: 9/ 505).
او در نجف اشرف در رمضان 1313 ه.ق. متولد شد و تحت سرپرستی پدرش که سخنوری پرهیزگار و واعظی مشهور بود، بزرگ شد. همراه پدرش به حلهی فیحاء مهاجرت کرد و در آغاز بلوغ و در ابتدای جوانی در شهر شعر و ادب پرورش یافت. وقتی پدرش به هوش و زیرکی او پی برد، قصاید و اشعاری را برای او انتخاب نمود. محمدعلی نیز آنها را حفظ میکرد و در مسجد جامعی که امام جماعت آن «سیدمحمد قزوینی» بود، در حضور نمازگزاران و بعد از اقامهی نماز می‌سرود.(شبر، 1400: 10/194).
سید محمد قزوینی به ادب و ادیبان بسیار اهمیت میداد و همواره شاعر را به حفظ و فهم شعر تشویق می‌کرد. محمدعلی پس از مدتی به مرثیه‌خوانی و روضه‌خوانی در مجالس اهل بیت پرداخت، تا این که پدرش در سال 1329 ه.ق. وفات یافت و او ناگزیر به محضر خاندان قزوینی رفت و به عنوان نویسنده و کمک‌کار در منزل آنها اقامت گزید. یعقوبی در این مدت با بسیاری از ادیبان و افراد سرشناس که به آن‌جا رفت و آمد داشتند، آشنا شد و از محضر آنها بهرهها برد. (الخاقانی، 1408: 9/ 505 با تلخیص). بعد از حملهی ترکها به شهر حله به رهبری عاکف بیگ ارناؤوطی در سال 1917، به نجف اشرف بازگشت و به عنوان سخنران منبر امام حسین (ع) و مبلغ دینی شروع به فعالیت کرد. (میر بصری، 1415: 1/ 227).
پس از مدتی به حیره نقل مکان کرد و در آن‌جا و در ابتدای استقرار حکومت ملی، در اداره‌ی عدلیهی ابوصخیر مشغول به کار شد و در آنجا وظیفهی خوش‌آمدگویی، عرض تبریک و مدح و ستایش امیران، وزیران و سران دولتی را به عهده گرفت، تا این‌که آوازهاش به نجف رسید و در مناسبتهای مختلف به آن‌جا میرفت. سرانجام در نجف ساکن شد و در آن‌جا به خاطر این‌که زبان گفتگو و برقراری تفاهم بین مسؤولین قسمتهای مختلف اداری را به‌خوبی میدانست، مورد توجه قرار گرفت. (الخاقانی، 1408: 9/ 506 با تلخیص).
یعقوبی در طول زندگی خود سفرهای زیارتی مختلفی داشت از جمله «در سال 1362 ه.ق. به قصد ادای فریضهی حج به مکه سفر کرد و در سال 1372 ه.ق. از طریق بصره – خوزستان به ایران آمد و به زیارت مرقد مطهر امام علی بن موسی الرضا مشرف شد» (الصالحی، 1341: 259).
یعقوبی به دلیل اخلاق و مرام نیکویش، حضوری طولانی و برجسته در نجف داشت و در بسیاری از فعالیتهای سیاسی مانند حرکت انقلابی «رشید عالی الکیلانی» و قبل از آن حرکت «بکر صدقی» شرکت کرد. اینها فرصتهایی بود که وی در جهت کسب محبوبیت و شهرت و خوش‌نامی از آن سود برد. به همین دلیل پس از مدتی به عنوان رئیس انجمن «الرابطه الأدبیه» انتخاب شد. (الخاقانی، 1408: 9/ 508 با تلخیص).
«سرانجام در سپیده دم روز یکشنبه 21 جمادی الثانی 1385 ه.ق. برابر 17/10/1965 م. شمع زندگیش رو به خاموشی گرایید و در سن 73 سالگی وفات یافت» (شبر، 1400 ج 10: 197).
1-2 ویژگیهای شخصیتی شاعر
شیخ محمدعلی یعقوبی فردی پرهیزگار و مؤمن بود که ارادت خالصانهای به خاندان عصمت و طهارت داشت. به همین خاطر سالهای زیادی از عمر خود را صرف تبلیغ دین و سخنرانی و موعظه در مجالس حسینی نمود. بدون شک همین تقوا و خلوص او یکی از عوامل شهرت و محبوبیت وی در میان مردم بود. در کتاب «ادب الطف» آمده: «او ید طولایی در موعظه و ارشاد مردم داشت. سخنان او همواره بدیع و دلنشین و جذاب بود و هیچ‌گاه کسی از هم نشینی با او احساس خستگی و کسالت نمیکرد. در هر مجلسی که حاضر میشد، ادیبان و اهل ذوق در اطرافش حلقه میزدند…» (شبر، 1400: 10/194).
یعقوبی فردی اجتماعی، خون‌گرم و خوش‌اخلاق بود. نویسندهی کتاب «شعراء الغری» دربارهی وی می‌گوید: «یعقوبی انسانی شاد، خوش‌مشرب، خوش‌سخن، بذله‌گو، قصهگویی ماهر و انسانی بسیار متواضع بود …» (الخاقانی، 1408: 9/ 506).
به نظر میرسد، تواضع، فروتنی و نرم‌خویی ذاتی وی یکی دیگر از رازهای خوش‌نامی آن مرحوم بود. در کتاب «اعلام الادب فی العراق الحدیث» آمده: «‌هنگامی که یعقوبی در سال 1929 به نجف نقل مکان کرد و به عنوان یک سخنور برجسته در مجالس امام حسین (ع) مشهور شد، در همان ایام با یکی دیگر از سخنوران بزرگ و با سابقهی آن زمان «سید صالح حلی» رقابت میکرد. «جعفر خلیلی» در کتابش به نام «هکذا عرفتهم» رقابت بین خطیب با سابقه و خطیب جوان را مطرح میکند. او معتقد است که ستارهی سید صالح رو به افول و ستارهی یعقوبی رو به صعود و پیشرفت است و با وجود انتقادهای تند و افشاگریها و گوشه و کنایههای گستاخانهای که از طرف سید صالح متوجه یعقوبی بود، به گفتهی خلیلی، یعقوبی که فردی نرم‌خو، اهل مدارا و خوش زبان و متواضع بود، هیچ‌گاه سخن ناپسندی دربارهی سید صالح بر زبان نیاورد، بلکه اطلاعات وسیع، احاطه بر تاریخ اسلام و ادبیات و استعداد ذاتی و خدادادیاش باعث برتری او بر سید صالح بود.(میر بصری، 1415 : 1 / 230 با تلخیص).
بررسی زندگی و اشعار یعقوبی نشان می‌دهد که شخصیت مذهبی و دینی وی در سروده‌هایش کاملاً منعکس شده است و از آن‌جا که در خانوادهای مذهبی و متوسط زندگی میکرد از دردها و رنجهای مردم غافل نبود و به انعکاس آن در اشعارش میپرداخت. از سوی دیگر، به خاطر علاقه به میهنش نمیتوانست نسبت به سرنوشت آن بیتفاوت باشد.از اینرو، میتوان گرایشهای شعری‌ او را در اشعار سیاسی و ملی، اشعار اجتماعی و اشعار دینی خلاصه کرد.
1-3 ویژگی‌های شعری
از ویژگی‌های اصلی و بارز شعر یعقوبی سادگی، روانی و انسجام آن است. موضوعات شعری او نیز عام و متعلق به توده‌ی مردم است. در کتاب «أعلام الأدب» آمده: «یعقوبی به خاطر اطلاعات گسترده، علم و ادب، ظرافت و نکته‌پردازی، سرعت حافظه، بداهه‌سرایی و سرودن تاریخ منظوم مشهور شده است. شعر او سرشار از آرایه‌های بدیعی مانند جناس، ایهام، ضرب المثل و تضمین و به‌طور کلی شعری مطبوع و به‌دور از تکلف و پیچیدگی است» (میر بصری، 1415: 1/ 230).
شیخ محمدعلی یعقوبی از پیشگامان تفکر نوین است. او فردی خوش فکر و فهیم بود و تفکری درخشان داشت. آثار ارزشمند او نشانه‌ی علم سرشار و جایگاه برجسته‌ی وی در تاریخ ادبیات است. آگاهی او نسبت به سرچشمه‌های زبان، عروض، درک مفردات و استفاده از محاسن و آرایه‌های کلامی عمیق و قوی است. پویایی، سادگی، روانی، فصاحت و تصویرپردازی‌های زیبا از ویژگی‌های اصلی شعر او است. در شعر او لفظ و معنا، و شکل و محتوا با یکدیگر هماهنگ است. معانی نادر و کمیاب در شعر او غلبه دارد. به طور کلی شعر او تقلیدی نیکو از پیشگامان شعر کلاسیک است. او در قصیده‌ی خود به‌نام «الشعر» می‌سراید:
1- مَا الشِّعرُ ما رَقَمَ الیرا
عُ مُنَمِّقاً فِیهِ الصَّحائِفْ
2- الشِّعرُ ما تَرتاحُ عِندَ
نَشیدِهِ کُلُّ العَواطِفْ
3- تُصغِی لَهُ الأسماعُ مِن