تحقیق رایگان با موضوع نکات ادبی و نوجوانی

دانلود پایان نامه

صَبٌّ إِذَا مَا هَبَّتِ الرِّیحُ صَبا


مفردات: صَبا ـــُ إلیه و لَه: حَنَّ إلیه: به او آرزومند و مشتاق شد. / الصَّبّ : العاشق و ذوولعٍ شدید: عاشق و شیدا / الصِّبا: الشوق: میل، آرزو- : الصِغَر: کودکی، نوجوانی / صَبا-ُ إلیه: به‌سوی او گرایش یافت. / نَُعمان: در معجم البلدان به فتح نون آمده و به ضم نون نیز خوانده میشود و نام سرزمینی است که در آن درخت اراک میروید و به ودان منتهی میشود و ودان نام روستایی است بین مکه و مدینه که پیامبر(ص) در آن‌جا جنگ نمود. هم‌چنین گفته شده وادی‌ای است نزدیک فرات که مشرف به سرزمین شام میباشد. (حموی، 1410: 5/ 339).
ترجمه: آن‌گاه که نسیم صبا وزیدن گرفت، عاشق دلباخته، دلش به سوی منطقهی نعمان و روزگار شورانگیز عشق و جوانی پر کشید (هوای آن‌جا را کرد).
نکات ادبی: 1- شعر با صنعت تجرید شروع شده یعنی شاعر شخصی را از وجود خویش انتزاع کرده است و درباره‌ی او سخن می‌گوید. 2-بین دو واژهی «صَبا» و «صِبا» جناس محّرف وجود دارد.
2-یَزِیدُهُ البَرقُ اللَّمُوعُ وَامِضاً
شَوقاً إلَی عَهدٍ بِنُعمانَ مَضَی
مفردات: اللَّموع: المُضِیء: درخشان / الوامِض: اللّامِع: درخشان
ترجمه: آن‌گاه که آذرخش (در آسمان) میدرخشد، شور و اشتیاق او را به روزگاری که در نعمان گذشت، دوچندان میکند.
3-یَحِنُّ لِلعَیشِ الَّذِی فِیهِ حَلا
بِقُربِ مَنْ یَهْواهُمُ ثُمَّ خَلا
مفردات: حَنَّ ــــِ : إِشتاقَ : مشتاق و آرزومند شد / حلا ـــُ: کان حُلواً: شیرین شد / خَلا ــُ المکان: رَحَلَ ساکنوهُ : آن‌جا خالی شد و ساکنان آن کوچ کردند / خلا ــُ الزمان أو الشیء: مَضََََی : گذشت، سپری شد.
ترجمه: عاشق سرگشته به زندگی‌ای که در کنار دوستانش به شیرینی گذشت و به پایان رسید، عشق می‌ورزد (مشتاق آن روزها است).
نکات ادبی: بین دو واژهی «حَلا» و «خَلا» جناس ناقص (مضارع) وجود دارد.
4-ذُوزَفَراتٍ صَوَّحَ الرَّوضُ بِها
وَ أَدمُعٍ قَد رُوِّضَتْ مِنهَا الرُّبا
مفردات: صَوَّحَ: یَبِسَ: خشک شد / أَدمُع: ج الدَّمع : اشک / رَوَّضَ المَطرُ الأرضَ: صَیَّرَها کَالرَّوض: باران زمین را مانند بوستان کرد. / الرُّبا: ج الرَّبوه: تلّ، تپه
ترجمه: او (به خاطر این عشق و فراق) چنان آه میکشد که باغ و بوستان از سوز آهش خشک می‌شود و چنان می‌گرید که با سیل اشک‌‌هایش دشتها و تپهها به بوستان و گلستان تبدیل می‌شود.
نکات ادبی: بین «الروض» و «روَّضَ» جناس اشتقاق وجود دارد.
5-وَیْلاهُ مِنْ یَومِ الفِراقِ إِنَّهُ
قد رَنَّقَ العَیشَ الَّذِی فِیهِم صَفا
مفردات: رَنَّقَ الماءَ : کَدَّرَهُ: آب را تیره کرد / صَفا-ُ صَفواً: پاک و درخشان شد (نقیض کَدِرَ)
ترجمه: وای از روز جدایی که زندگی مرا که با حضور دوستان، سرشار از شادی و صفا بود، تیره و غم‌انگیز کرد.
6-حَمَلتُ أَعباءَ الهَوَی فَلَمْ‌ أَجِدْ
اَثقَلَ مِنْ عِبْءِ الفِراقِ و النَّوَی
مفردات: اعباء: ج عبء: الثقل، الحمل: بار سنگین / النوی: الفراق: دوری، جدایی