تحقیق رایگان با موضوع نکات ادبی و ظلم و ستم

دانلود پایان نامه

مفردات: جَنَی ــِ جنایهً: إرتَکَبَ ذَنباً: جنایت کرد.
ترجمه: شما از روی ظلم و ستم قلب مرا به خاطر گناه دیگری بازخواست نمودید. مگر نه اینست که چشم من مرتکب گناه شده است، پس چرا قلب مرا مؤاخذه می‌کنید؟
نکات ادبی: در این بیت تجاهل العارف وجود دارد.
40- تَقتُلُ فِی أَجفانِها أَلْحاظُکُم
وَ السَّیفُ لایَقطَعُ حَتَّی یُنتَضَی
مفردات: الأجفان: جِ الجَفْن: غِمدُ السَّیف: غلاف شمشیر و أیضاً الجَفن: غِطاءُ العین مِن أعلَی إلَی السُّفلی: پلک چشم / الألحاظ: ج اللَّحظ: باطن العین: درون چشم / إنتَضَی السَّیفَ: إستَلَّهُ مِن غِمدِه: شمشیر را از نیام برکشید.
ترجمه: چشمان شما درون پلک‌هایتان (عاشق خود را )میکشد، در حالی که شمشیر، تا از نیام بیرون نیاید، قادر به کشتن نیست.
نکات ادبی: در این بیت تشبیه ضمنی وجود دارد.
41- هَذِی ضُلُوعِی فَاتْرُکُوا وادِی الغَضَا
وَ ذِی دُمُوعِی فَدَعُوا سَفحَ اللِّوَی
مفردات: الضُّلوع: جِ الضِّلع: استخوان دنده ( در اینجا به معنی دل و درون است.)
ترجمه: منطقهی وادی الغضا و سفح اللوی را رها کنید و به داد دل سوخته و اشک ریزان من برسید.
42- لِلّهِ هَاتِیکَ الحُدُوجُ کَم حَوَت
غُصناً وَ لَکِنْ مَالَ عَنِّی وَ انْثَنَی
مفردات: الحُدُوج: جِ الحِدج: الحِمل و الحَداجَه: ما تَرکَبُ فِیهِ النّساءُ علَی البَعیر: آن‌چه که برپشت شتران میگذارند تا زنان در آن بنشینند، کجاوه / حَوَی ــِ حَوایهً و حَیّاً: إِحتَرَزَه و مَلَکَهُ و جَمَعَهُ : آن چیز را گرفت و مالک شد و جمع کرد. / إنثَنَی عَنه: إنصَرَف عَنه: منصرف شد و از او روی گرداند./ مالَ عنه: إِنصرَفَ عنه
ترجمه: به‌خدا سوگند آن کجاوهها، محبوب مرا که در بلندی و خوش‌قامتی هم‌چون شاخساران است در برگرفته‌اند ولی آن محبوب از من روی‌ گرداند و رفت .
نکات ادبی: در واژه‌ی «غُصن» استعاره وجود دارد، یعنی شاعر محبوب خود را در نرمی و بلند قامتی به شاخه‌ی درخت تشبیه کرده است.
43- أَثمَرَ فِی أَعلاهُ بَدراً زاهِراً
یا حَبَّذا لَو یُجتَنَی وَ یُجتَلَی
مفردات: الزّاهِر: المُشرِق، المُضِیء : درخشان / إجتَنَی: قَطَفَ: چید / إجتَلَی: إنکَشَفَ: آشکار شد
ترجمه: در بلندای این شاخسار، ماهی درخشان جلوه‌گری می‌کند، ای کاش میشد میوهی این شاخسار را چید و این ماه را به نظاره نشست.
نکات ادبی: 1ـ واژهی «بدراً زاهراً» استعاره از چهره‌ی محبوب است .2ـ بین «یُجتَنی» و «یُجتَلی» جناس ناقص (لاحق) وجود دارد.
44- لَم‌ أَتَزَوَّدْ مِنهُ غَیرَ نَظرَهٍ
سَرِقتُها مِن بَینِ أطرافِ القَنَا
مفردات: َزَوَّدَ: إتَّخَذَ زاداً: توشه برگرفت / القَنا جِ القَناه : الرُّمح: نیزه (در این‌جا به معنی نیزار است.)