تحقیق رایگان با موضوع نکات ادبی و رفتار

دانلود پایان نامه

ترجمه: من بار سنگین عشق را به دوش کشیدم (بجان خریدم)، ولی باری سنگینتر از درد دوری و جدایی نیافتم.
نکات ادبی: بین «الهَوی» و «النَوی» جناس ناقص (لاحق) وجود دارد.
7-أُفْدِی بِنَفسِی الظَّاعِنینَ سَحَراً
وَ قَلَّ لَوْ کَانَت لَهُم نَفسِی الفِدَا
مفردات: الظّاعِن: الرّاحل: کوچ کننده
ترجمه: جانم فدای آنان که سحرگاهان کوچیدند و رفتند که فدا کردن جان برای آنان کمترین پیشکش است.
نکات ادبی: بین «أُفدی» و «الفداء» جناس اشتقاق وجود دارد .
8-سَارَت بِهِم أَنضَاؤُهُم و غادَرُوا
جِسمِی رَهِینَ الوَجدِ فِیهِم وَ الضَّنَا
مفردات: الأنضاء : ج النِّضْو: المَهزول مِن الأبِل: شتر لاغر / غادَرَ: تَرَکَ: ترک کرد / الضَّنا: المَرَض و الهُزال : بیماری، لاغری و بد حالی / الوَجْد: (از اضداد است ولی در این‌جا): الحُزن الشَّدید: اندوه شدید
ترجمه: مرکبهایشان آن‌ها را با خود بردند و مرا رنجور، ناتوان و اندوهگین به حال خود رها کردند.
9-کانَ حَمُولاً فِی الدَّواهِی جَلَداً
فَعادَ مِنْ بَعدِهِمُ واهِی القُوَی
÷
مفردات: الحَمول: الصَّبور: بردبار، شکیبا /الدَّواهِی: ج الدّاهِیَه: المُصیبه: بلا، سختی / الجَلَد: القُوَّه، الصَّلابه، الصبر: نیرومندی، شکیبایی / واهِی القُوَی: ضعیف القُوَی: سست نیرو، ضعیف
ترجمه: جسم من در بلاها و سختی‌ها بسیار نیرومند و آسیب‌ناپذیر بود، ولی بعد از (رفتن) آن‌ها سست و ناتوان گشت.
نکات ادبی: بین«جَلَد» و «واهِی القُوی» طباق وجود دارد.
10-و إِنَّ قَلباً فِی هَواهُم مَوثِقٌ
قَد أَطلَقَتْهُ العَینُ دَمعاً فَجَرَی
مفردات: المَوثِق: العَهد، المیثاق: عهد و پیمان / أطلَقَ (الأسیرَ): خَلَّی سبیلَهُ: راه اسیر را باز گذاشت، او را آزاد کرد.
ترجمه: اشک چشمانم قلبم را که دربند و گرفتار عشق آنان بود، آزاد کرد ودلم به دنبال آنان رفت (یاد آن‌ها همواره با من است و من دل در گرو عشق آنان سپرده‌ام).
11-لَو بَعضَ ما بِی فِی الرَّواسِی هَدَّها
أَوْ أَنَّ وَجدِی فِی الحَصَا ذابَ الحَصَا
مفردات: الرَّواسِی: ج الرّاسِیه: الجبَل الثّابت الرّاسِخ : کوه محکم و استوار / هدَّ ــُ البناء: هَدَّمَهُ شدیداً : سخت ویران کرد. / الحصا: واحده «الحَصاه»: صغار الحِجاره: سنگریزه
ترجمه: اگر ذره‌ای از(مصیبتهایی) که بر من وارد شده بر کوهها وارد میشد، آنها را به شدت ویران می‌کرد و اگر این اندوه شدید من در دل صخرهها بود، آن‌ها را ذوب میکرد.