تحقیق رایگان با موضوع نکات ادبی و ربا

دانلود پایان نامه

12-مَنْ لِی بمَنْ یُعِیدُ لِی لَیالیاً
بَلَغْتُ فِیهَا مِنهُمُ أَقصَی المُنَی
مفردات: المُنَی: ج المُنیَه: الأمَل : آرزو
ترجمه: آیا کسی یاریم می‌کند که آن شبها را دوباره به من بازگرداند؟ همان شبها که من به دورترین آرزوهایم دست یافتم (به کام خود رسیدم).
13-دَرَی غَداهَ البَینِ حَادِی عِیسِهِم
مَاذا أَقَلَّ ظَعنُهُم أَم مَا دَرَی؟
مفردات: غَداه البَین: صَباح الفِراق: صبح جدایی/ الحادِی: الَّذِی یَسُوقُ إلإِبل و یَتَغَنَّی لَها: کسی که شتران را می‌راند و برای آنان آواز می‌خواند، ساربان / العِیس: جِ الأعیَس و عَیساء: الإبلُ البیض یُخالِط بیاضَها سَوادٌ خَفیفٌ: شتر سفیدی که رنگ آن با تیرگی مختصری آمیخته باشد. / أقَلَّ: حَمَلَ : برد
ترجمه: آیا ساربان شترانشان در صبح جدایی میدانست که چه کسانی را با خود میبرد یا نه؟
نکات ادبی : در این بیت آرایه‌ی «تجاهل العارف» وجود دارد.
14-حَدَا بِظَعنِ أَهلِ وُدِّی لَیتَهُ
لا أَدلَجَ الرَّکبُ وَلا الحَادِی حَدَا
مفردات: حَدا ـــُ الإِبل: ساقَها و غَنَّی لَها: شتر را راند و پشت سر آن آواز خواند. / الوُدّ: المَحَبَّه، الحُبّ: دوستی / أدلَجَ القومُ: ساروا اللیلَ : قوم شب هنگام حرکت کرد.
ترجمه: ساربان برای کوچاندن عزیزان من آواز خواند، ای کاش کاروان حرکت نمیکرد و ساربان حُدِی نمی‌خواند.
ای ساربان آهسته ران کآرام جانم می‌رود
وان دل که با خود داشتم با دل‌ستانم می‌رود
(سعدی، 1388: 635)
15-قالُوا: تَعَلَّلْ بِاللِّقا قُلتُ لَهُم
هَیهَاتَ مَنْ یَبقَی إلَی یَومِ اللِّقَا
مفردات: تَعَلَّلَ بِکذا: تَشَغَّلَ بِه: به آن سرگرم و مشغول شد.
ترجمه: آن‌ها گفتند: خود را به امید روز دیدار سرگرم و دلخوش کن. من به آن‌ها گفتم: چقدر دور است که انسان عاشق تا روز وصل زنده بماند .
نکات ادبی: در بیت «رد العجز علی الصدر» وجود دارد .
از همین شاعر در همین معناآمده:
بَکَیتُ غَداهَ فُرقَتِهِم فَقالَ
عَسانا نَلتقِی بَعدَ الفِراقِ
فَقُلتُ هَبُوا المَواعِدَ صادِقاتٍ