تحقیق رایگان با موضوع نکات ادبی و ایمان

دانلود پایان نامه

106- لَو أَجمَعَ النّاسُ عَلَی وِلائِهِ
وَ حُبِّهِ ما خَلَقَ اللهُ (لَظَی)
نکته: این سه بیت موقوف المعانی هستند.
مفردات: سَمَکَ ـــُ سَمکاً : رَفَعَ: بالا برد / إستَوَی عَلَی العرش: إستَولَی علیه: بر آن مسلط شد
البُدن: جِ البَدَنَه مِن الإبل و البقر: شتر و گاو قربانی / ساقَ ــُ سوقاً و سیاقاً الماشیه: حَثَّها عَلَی السّیر مِن خَلْف / الهَدْی: ما أهدَی إلَی الحَرَم مِن النَّعَم: چهارپایی که برای قربانی کردن به مکه می برند. / اللَّظَی: النّار: آتش
104- آری! سوگند به خدایی که هفت آسمان را بدون ستون بر افراشته و بر آن احاطه دارد،
105- و سوگند به خانه‌ی کعبه و سوگند به شتران تنومندی که به قصد قربانی به سوی خانه‌ی کعبه روانه می‌شوند و سوگند به کسی که در منا به رمی جمرات می‌پردازد،
106- اگر همه‌ی مردم بر دوستی و ولایت علی علیهالسلام جمع میشدند (ایمان میآوردند)، خداوند جهنم را نمیآفرید.
نکات ادبی: بین واژه‌های «البیت»، «البدن»، «هدیاً»، «الجمار» و «منی» مراعات النظیر وجود دارد.
شرح: در همین زمینه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم میفرمایند: «لَو اجْتَمَع النّاسُ عَلَی حُبِّ علِیٍّ لَما خَلَقَ اللهُ عَزَّ و جَلَّ النّارَ»: اگرهمهی مردم بر حب و دوستی علی علیه السلام جمع شوند خداوند یقیناً آتش جهنم را نمی‌آفرید»(خوارزمی،بیتا:28).
این بیت از «سید علی خان مشعشعی حویزی» نقل شده:
وَ اُقسِمُ لَو قالَ الأنامُ بِحُبّهِم
لَما خَلَقَ الرّبُّ الکریمُ جهنَّما
(مدرس تبریزی، 1369: 2/ 90)
107- قَد أخَذَ اللهُ مِنَ الخَلقِ لَهُ
عَهدَ الوِلاوالحُبِّ (مُذْ قالُوا بَلَی)
ترجمه: آن‌گاه که خداوند (در آغاز آفرینش) از انسان‌ها پیمان بندگی گرفت، برای دوستی و ولایت علی علیه‌السلام نیز با آنان عهد بست.
نکات ادبی: قسمتی ازمصراع دوم تلمیحی است از آیه‌ی 172 سوره‌ی اعراف که می فرماید : «و إذا أَخَذَ ربُّک مِن بنِی آدمَ مِن ظُهورهِم ذریتَهُم و أشهَدَ لهم علی أنفسهِم أَلَسَتُ بِربِّکُم قالوا بَلَی …».
شرح: امام باقر علیه‌السلام در همین زمینه میفرماید: «خدا از شیعیان ما آن‌گاه که در عالم ذرّ بودند، به ولایت ما پیمان گرفت، همان روزی که از همه در عالم ذرّ پیمان به ربوبیت خود و نبوت محمد صلی الله علیه و آله و سلم پیمان گرفت»(کلینی،1375: 321).
در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
(حافظ، 1388: 101)
108- تَعرِفُ فِی وِلائِهِ وَ بُغضِهِ
مَن دَنَسَت أُصُولُه وَ مَنْ زَکَا
مفردات: دَنِسَ ـــَ دَنساً: تَلطَّخَ بِمکروهٍ أو قَبیحٍ: آلوده شد / زَکا ــــُ زکاءاً: صَلَحَ : صالح و شایسته شد.