تحقیق رایگان با موضوع اهل بیت (ع) و نکات ادبی

دانلود پایان نامه

شرح: رسول خدافرمود: «لِکُلِّ نَبیٍّ وَصیٌّ و وَارثٌ وَ إِنَّ علیّاً وصیّی و وارثِی» (طبری،1428: 1/ 344). هم‌چنین ابوحمزه‌ی ثمالی از امام باقر علیه‌السلام نقل میکند: «چون محمد صلی الله علیه و آله و سلم وظیفهی نبوت خود را انجام داد و عمرش به پایان رسید خدای تعالی به او وحی کرد: «ای محمد! نبوتت را گذرانیدی و عمرت به آخر رسید اکنون آن دانشی که نزد توست و ایمان و اسم اکبر و میراث علم و آثار علم نبوت خاندان خود را به علی بن ابی‌طالب بسپار، زیرا من هرگز ایمان و اسم اکبر و میراث علم را از نسل و ذریهی تو قطع نکنم، چنان‌که از ذریهی پیغمبران قطع نکردم» (کلینی،1375: 2/ 54).
68- لَو أَنَّ فِیها حَظوَهً لِغَیرِه
لَنالَ مِنها عَمُّهُ حِینَ ادَّعَی
مفردات: الحَظوَه: النَّصیب: بهره
ترجمه: اگر در این میراث، بهرهای برای دیگران بود، قطعاً عباس که عموی پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم بود، به آن میرسید.
شرح: این بیت به مخاصمه‌ی «عباس بن عبدالمطلب» با ابوبکر درباره‌ی مسأله‌ی خلافت اشاره می‌کند. در کتاب «سُلیم بن قیس هلالی» آمده: بعد از وفات پیامبر و در جریان توطئه‌ی سقیفه‌ی بنی‌ساعده، ابوبکر و عمر به پیشنهاد «مغیره بن شعبه» نزد عباس بن عبدالمطلب رفتند تا او را با خود همراه کنند [و بدین وسیله محبوبیت خود را نزد مردم بالا ببرند، چون عباس عموی پیامبر (ص) بود و بین مردم از آبرو و وجاهت برخوردار بود] ابوبکر پس از مقدمه‌چینی به عباس گفت: «ما نزد تو آمده‌ایم و می‌خواهیم برای تو در این امر خلافت نصیبی قرار دهیم چراکه تو عموی پیامبر هستی. مردم مرا به عنوان حاکم بر خود انتخاب کردند، من هم آن را بر عهده گرفتم. ولی من طعن زننده‌ای [منظورش علی (ع) بود] دارم که بر خلاف عموم مردم سخن می‌گوید. او شما را پناهگاه خود قرار داده ولی شما باید همراه عموم مردم باشید.» عباس در پاسخ گفت : «اگر تو این امر خلافت را به عنوان پیامبر طلب نموده‌ای که حق ما را گرفته‌ای و اگر به عنوان مؤمنین طلب نموده‌ای پس ما هم از مؤمنین هستیم ولی درباره‌ی خلافت تو نظری نداریم و خلافت را برای تو دوست نمی‌داریم. و اما این سخنت که «در این امر خلافت برای من نصیبی قرار دهی» اگر این امر فقط برای توست، آن را برای خود داشته باش که ما به تو احتیاجی نداریم و اگر حق مؤمنین است، تو حق نداری به تنهایی در حق آنان حکم نمایی و اگر حق ماست، ما برای تو به قسمتی از آن راضی نمی‌شویم.» (هلالی، 1390: 226-228 با تلخیص و تصرف).
69- أَحَبُّ خَلقِ اللهِ للهِ فَسَلْ
عَمّا رَوَاهُ (أَنَسٌ) یَومَ الشِّوا
مفردات: الشِّواء: ما شُوِیَ مِن اللَّحم و نحوه: گوشت بریان شده
ترجمه: او محبوبترین مردم نزد خداست، (اگر میخواهی در این‌باره یقین پیدا کنی)، از أنس بن مالک درباره‌ی ماجرای «مرغ بریان» سؤال کن.
شرح: این بیت درباره‌ی «حدیث طائر» است که در بسیاری از کتب حدیث معتبر اهل سنت و شیعه نقل شده است. از انس بن مالک روایت شده: «روزی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرغ [بریانی] بود، فرمود: “خدایا! محبوبترین بندگانت را نزد من بفرست تا از این مرغ با من بخورد.” اندکی بعد علی (علیه السلام) آمد و همراه پیامبر از آن خورد» (خوارزمی، بیتا: 59).
70- وَ لَیسَ للهِ (العَظیمِ نَبَاٌ)
أَعظَمُ مِنهُ اخْتَلَفَت فِیهِ المَلا
مفردات: المَلَأ: أشراف القوم: بزرگان قوم
ترجمه: در تفسیرآیهی «عَمَّ یَتَساءَلُون، عَن النبأ العظیم، الَّذی هُم فیهِ مُختَلِفُون» نزد خداوندمتعال، مسأله‌‌ای بزرگ‌تر از خلافت علی علیه السلام که بزرگان صحابه در آن اختلاف نظر داشتند، نیست .
نکات ادبی: مصراع اول بیت تلمیح و اشاره‌ای است به آیه‌ی1 تا 3 سوره‌ی «نبأ»: «عَمَّ یَتَساءَلُون، عَنِ النَّبأ العظیم، الَّذی هُم فیهِ مُختَلِفُون».
شرح: از ابان بن تغلب نقل شده: «از اباجعفر [امام محمد باقرعلیه السلام] دربارهی آیه‌ی “عَنِ النَّبأ العظیم” پرسیدم، فرمود: “منظور از النَّبَأ العَظیم علی علیه السلام است که امت درباره‌ی او اختلاف نظر داشتند [اشاره به آیه‌ی بعد: «الَّذی هُم فیه مُختلفون»] و درباره‌ی پیامبر نیست چرا که مردم درباره‌ی ایشان اختلاف‌ نظری نداشتند. «عمرو بن عاص» نیز در قصیدهی معروفش به نام «جلجلیه» خطاب به معاویه سروده:
نَصَرْناکَ مِن جَهلِنا یَابنَ هِند
عَلَی النَّبَأ الأَعظَمِ الأفضَلِ
(سوری خرم آبادی،1428: 523)
ترجمه: ای پسر هند! ما از سر جهل و نادانی تو را علیه علی بن ابی‌طالب، آن نبأ عظیم و برترین افراد یاری دادیم.
از ابوحمزه‌ی ثمالی روایت شده از اباجعفر علیه‌السلام درباره‌ی «عمَّ یَتَساءَلُون، عَنِ النَّبإِ العَظیم، الذی هم فیه مختلفون» سؤال کردم، فرمود: «علی علیه‌السلام به اصحابش میفرمود: “به‌خدا سوگند من آن خبر بزرگی هستم که همهی اقوام درباره‌ی آن اختلاف دارند و به خدا سوگند نزد خداوند خبر و آیهای بزرگ‌تر از من نیست.”» (زین الدین، 1427: 197به نقل از تفسیر فرات، ص22).
71- وَ هْوَ الَّذِی قَد هَلَکَ اثْنانَ بِهِ
ضِدٌّ قَلاهُ وَ مُحِبٌّ قَد غَلا
مفردات: قَلاه: أبغضه: با او دشمنی کرد / الغالِی: مَن یَقولُ بِأهلِ البیتِ (ع) ما لایَقولونَهُ بِأنفسِهِم کَمَن یَدَّعِی فِیهم النّبوَّه و الرُّبوبیَّه: کسی که درباره اهل بیت (ع) چیزهایی میگوید که آنها خود بدان اعتقاد ندارند مانند کسی که به آنها نسبت پیامبری و خدایی میدهد. /دَعْ: أُترُکْ: رهاکن