تحقیق درمورد معنای اصلی و قرآن کریم

دانلود پایان نامه
«استعانت» در حرف جر «باء»:
در زبان عربی، دلالت حرف جر «باء» بر معنای استعانت در متون قدیم و جدید و در گفتگوهای روزمره کاربرد فراوانی دارد و از آن شواهد به این آیه از قرآن کریم می توان اشاره کرد:
*و أن تستقیموا بالأزلام ذلکم فِسقٌ * ( مائده: 3 )
{و –نیز- قسمت کردن شما –چیزی را- به وسیله ی تیرهای قرعه، این –کارها همه- نافرمانی –خدا- است.}
در این آیه ی شریفه، خداوند برای افاده ی معنای استعانت، حرف جر «باء» را به کار برده است که نماینده ی اصلی افاده ی این معنی می باشد؛ عمدتا مجرور حرف «باء» یک وسیله ست چنان که در این آیه نیز مجرور حرف جر «باء» -ازلام– همان ابزار و وسیله ایست که خداوند، استفاده از آن را برای بریدن گوشت حیوانات، فسق و گناه می داند.
خداوند برای افاده ی معنای استعانت از حرف جر «باء» استفاده کرده است چرا که این حرف در قالب معنای اصلی خود –الصاق– علت حرام شدن گوشت حیوان که با چوبه های تیر مخصوص قمار تکه تکه می شود را به مخاطب القاء کند؛ از آن جا که در بریدن گوشت حیوانات بوسیله ی این چوبه ها، تماس و برخوردی میان گوشت و این چوبه ها به وجود می آید، خداوند خوردن این گوشت را حرام می داند.
و معادل آن در حرف اضافه ی «به»:
نماینده ی اصلی حروف اضافه ی فارسی در افاده ی معنای استعانت حرف اضافه ی «با» می باشد اما حروف دیگر نیز می توانند به نوبه ی خود مفید این معنی واقع گردند؛ حرف اضافه ی «به» از این دست حروف می باشد؛ مانند این بیت از حافظ:
به صفای دل زندان صبوحی زدگان
بس درِ بسته به مفتاح دعا بگشایند
( حافظ، همان: 79 )
در مصراع دوم این بیت، حرف اضافه ی «به » مفید معنای استعانت می باشد و مجرور آن – مفتاح –، ابزار و وسیله ای می باشد برای گشودن درهای بسته.
شاعر از به کار بردن حرف اضافه ی «به» در افاده ی معنای استعانت، هدف خاصی را دنبال نموده است؛ وی، قبل از آن به درِ بسته ی زندان دل اشاره دارد و گشودن درهای بسیاری را با کلید دعا میسر می داند اما با آوردن حرف اضافه ی «به»، گشودن در را مشروط به خلوص نیت می داند؛ اما چگونه این هدف شاعر دریافت می شود؟ در این بیت منظور از مفتاح، دعا و منظوراز گشودن درِ بسته ی زندان دل، آرام یافتن دل ها می باشد، از آن جا که گشودن در بسته به وسیله ی یک کلید، بدون تماس کلید با در امکان پذیر نمی باشد، به یقین، آرامش دل ها نیز جز با دعایی که از عمق دل برخاسته باشد امکان پذیر نیست.
3-2-2-1-3-استعلا
پیش از این معنای لغوی و اصطلاحی «استعلا» در مبحث مقایسه ی حرف «من» و «از» آمده است؛ اما چنان که گفته شد استعلا در حرف جر «باء» به گونه ای متفاوت از حرف جر «من» ظاهر می گردد.
در زبان عربی نمونه های فراوانی از این دلالت حرف جر «باء» وجود دارد که مجرور «باء» عمدتا همان شی ء و یا مکانیست که چیز دیگری بر روی آن قرار گرفته است؛ همان طور که گفته شد، استعلا به دو قسم حقیقی و مجازی تقسیم می شود.
-استعلای حقیقی در «باء»:
و آن زمانیست که قرارگرفتن چیزی بر روی دیگری به معنای واقعی آن صورت گرفته باشد؛ مانند این آیه از قرآن کریم:
* و کلبُهم باسطٌ ذراعیه بِالوَصید * ( کهف: 18 )
{و سگشان بر آستانه ی –غار- دو دست خود را دراز کرده بود.}
در این آیه ی شریفه، حرف جر «باء» مفید معنای استعلا می باشد و مجرور «باء» آن مکانیست که آن سگ، دست های خود را برروی آن گشوده است؛ از آن جا که این نوع قرار گرفتن دستهای سگ بر روی دهانه ی غار، قابل ادراک حسی می باشد، استعلای حقیقی به شمار می آید.
خداوند در این آیه از حرف جر «باء» برای افاده ی معنای استعلا استفاده کرده است درحالی که نماینده ی اصلی حروف جر در افاده ی این معنی، حرف جر «علی » می باشد اما خداوند از انتخاب این حرف، هدف خاصی را دنبال نموده است؛ چرا که با آوردن حرف جر «باء» در قالب معنای اصلی اش که الصاق می باشد، حالتی از قرار گرفتن دست های سگ بر روی دهانه ی غار را به تصویر می کشد که دستانش را به حالت نگهبان به دو طرف دهانه ی غار چسبانده و از اصحاب کهف که درون غار خفته اند، پاسبانی می کند و با توجه به ماقبل آیه، خداوند از اسباب حفاظت ایشان در غار در طی این چند سال طولانی، حکایت می کند.
استعلای مجازی در حرف «باء»:
و این زمانیست که حرف جر «باء» از نوعی قرار گرفتن، حکایت می کند که به معنای واقعی آن نمی باشد و در عالم خارج، چنین قرار گرفتنی وجود ندارد؛ سید محمد رادمنش در کتاب خود، تحت عنوان “معانی حروف”، این آیه از قرآن را برای این دلالت از حرف «باء» آورده است:
*ومنهم مَن إن تأمنه بدینار لا یَؤُدّه إلیک *(آل عمران: 75 )