تحقیق درمورد معنای اصلی و شمس تبریزی

دانلود پایان نامه
(به نقل از خطیب رهبر، همان: 81)
در این عبارت، واژه ی ” زمین “، عام و مبهم به نظر می رسد و ممکن است در ذهن مخاطب این سؤال نقش ببندد که ” سخن گفتن درباره ی کدام ویژگی از زمین می باشد؟ ” اما حرف اضافه ی «از» این امکان را برای توضیح آن فراهم می سازد و مقصود متکلم را روشن تر می سازد.
3-2-1-1-12- تفضیل
« تفضیل »، مصدر ثلاثی مزید عربی، (باب تفعیل) از ریشه ی (ف ض ل) در لغت به معنای « برتری یافتن بر کسی یا چیزی» می باشد و در اصطلاح نحویان نیز به معنای برتری داشتن بر چیزی یا کسی –در کمیت و یا کیفیت– است.
از این رو یکی دیگر از معانی فرعی حرف جر «من »، تفضیل می باشد که عمدتا حرف جر «من » در این دلالت پس از اسم تفضیل “أفعل” یا “فُعلَی” می آید، و غالبا حرف جر «من» بر سر مفضل منه داخل می شود و نماینده ی حروف جر مفید این معنی، حرف «من » می باشد و از این رو که معنای اصلی حرف «من» چیز دیگریست، این حرف در افاده ی این معنی نیز در قالب معنای اصلی اش می آید؛ مانند این آیه از قرآن کریم:
« قُل ما عندالله خیرٌ من اللهو و من التجاره و الله خیرٌ من الرازقین » (جمعه: 11)
{بگو آن چه نزد خداست از سرگرمی و از داد و ستد بهتر است و خدا بهترین روزی دهندگان است.}
در این آیه ی شریفه نیز، حرف جر «من» پس از اسم تفضیل “خیر” آمده است و بر سر مفضل منه –اللهو– داخل شده است و آن را مجرور ساخته است؛ اگر این ساختار بدون حرف «من» و مجرورش در نظر گرفته شود، کلمه ی “خیر” عام می شود و به دنبال آن در ذهن مخاطب این سؤال را برمی انگیزد که “از چه چیزی بهتر است؟”؛ اینجاست که نقش تعیین کننده ی «من» و خاصیت ابهام زدایی آن برجسته تر می شود.
و معادل آن در حرف اضافه ی «از» فارسی:
در زبان فارسی نیز در لغت و در اصطلاح به مثابه آن چه در زبان عربی است، می باشد و نماینده ی حروف اضافه در افاده ی این معنی، حرف اضافه ی «از» می باشد و عمدتا، حرف اضافه ی «از» از پس یک صفت برتری می آید و گاه “تر” یا “ترین” در کلمه ظاهر می گردند و گاه نیز از آن حذف می شوند و در تقدیر لحاظ می گردد؛ مانند این بیت از حافظ:
وصال او زعمر جاودان به
خداوندا مرا آن ده که آن به
( حافظ، همان: 279)
در این بیت، حرف اضافه ی «از» پس از صفت «بِه» آمده است که در حقیقت مخفف صفت برتری «بهتر» می باشد و کلمه ی «تر» از آن حذف شده است اما در تقدیر لحاظ می گردد ( بهتر از عمر جاودان ).
3-2-1-1-13- تباعُد
«تباعد»، مصدر ثلاثی مزید عربی (باب تَفاعُل) از ریشه ی (ب ع د) در لغت به معنای «دور شدن چیزی یا کسی از دیگری» و در اصطلاح به معنای «دور بودن دو چیز یا دو شخص در یک ویژگی» می باشد.
گرچه این دلالت چه در زبان فارسی و چه در زبان عربی در کتب صرفی و نحوی قدیم و جدید و در تحقیقات و پژوهش های امروز، نامی از آن به میان نیامده است اما با دیدن نمونه های نه چندان فراوانی از این دلالت حرف جر «من» و حرف اضافه ی «از» در میان متون فارسی و عربی نمی توان از ذکر آن چشم پوشی کرد؛ از آن جا که وزن تفاعل در زبان عربی یک رابطه ی دو سویه را به تصویر می کشد، در این پژوهش، نام «تباعد» بر آن نهادیم تا مراتب تفاوت دو ویژگی یا دو خصوصیت را بیان دارد.
در زبان عربی مانند این که گفته شود: “أین البخیل من الکریم؟” حرف جر «من» بین دو اسم «البخیل و الکریم» آمده است تا مراتب تفاوت این دو را بیان کند که تا چه اندازه این دو از هم دورند و با یک دیگر تفاوت دارند.
معادل آن در حرف اضافه ی «از» فارسی:
در زبان فارسی نیز نمونه هایی از این دلالت می توان یافت که غالبا با تکرار حرف اضافه ی «از» همراه می باشد و متباعدین هرکدام قبل از یک حرف اضافه «از» می آیند؛ مانند این بیت از شمس تبریزی:
من از کجا و مباهات سلطنت ز کجا
فقیر فقرم و افتاده ی فقیرانم
(مولانا، همان: 888)
در این بیت چنان که ملاحظه می شود حرف «از» دو بار آمده است و هر کدام بعد از یک متباعد آمده است؛ شاعر خود را در خور مباهات سلطنت نمی بیند و خود را از آن بسیار دور می بیند؛ شاعر در این راستا از حرف اضافه ی «من» استفاده کرده است چرا که علاوه بر بیان مراتب تفاوت خود با مباهات سلطنت هدف دیگری نیز دنبال نموده است و آن را از مجرور دو حرف اضافه ی «از» و مصراع دوم همین بیت می توان دریافت و آن، اشاره به اصالت شاعر است که فقیر و فقیر زاده است و او را به سلطنت راهی نیست -با توجه به این که فقر و سلطنت در این بیت هر کدام یک نماد هستند-.
مثابه این ساختار را در میان آثار دیگر شاعران نیز می توان یافت مانند این بیت از سعدی: