تحقیق درمورد معنای اصلی و زبان فارسی

دانلود پایان نامه
به جام خاص سلطانی مُدام آورد مستان را
( مولانا، 1374: 73)
در این بیت، حرف اضافه ی «به» در مصراع دوم معنای ظرفیت می دهد و از آن جا که مجرور آن – جام- بر مکان دلالت دارد، حرف «به» مفید معنای ظرفیت مکانی ست؛ دلیل این که شاعر از حرف اضافه ی «به» در افاده ی این معنی استفاده کرده است از سیاق این بیت پیداست؛ شاعر برای دادن نسبت بزرگی و کبریایی به شمس الدین، در قالب این بیت از مواردی چند استفاده کرده است که یکی از آن ها، دادن صفت ” خاص سلطانی ” به مجرور «به» می باشد تا یکی از نشانه های اکرام و ارج نهادن به وی را ملموس تر جلوه دهد –ساقی دولت از جانب شمس الدین شرابی در جام خاص سلطانی آورده است-؛ و در همین راستا از حرف اضافه ی «به» استفاده کرده است، از آن جا که حرف «به» در قالب معنای الصاق، مفید این معنا می باشد در این بیت به این منظور آمده است تا به مخاطب القا کند که چگونه این شراب که از جانب شمس الدین در این جام سلطانی آمده است –که نمایان گر عظمت و کبریایی است– جا گرفته است و برازنده ی آن می باشد و در حقیقت بیان گر این می باشد که شمس الدین تبریزی شایسته و درخور این اکرام و بزرگ داشت می باشد.
3-2-2-1-10- ظرفیت زمانی
ظرفیت زمانی در حرف جر «باء»:
نماینده ی حروف جر در افاده ی این معنی، حرف جر «فی» می باشد؛ در کنار آن برخی دیگر از حروف، نظیر «باء» می تواند مفید این معنا واقع گردد؛ در عربی نمونه های فراوانی از این دلالت حرف جر «باء» بر معنای ظرفیت به چشم می خورد؛ مانند این آیه از قرآن کریم:
*ولا تَطرُد الذین یَدعون ربّهم بالغَداوه و العَشیّ* ( انعام: 52 )
{و کسانی را که پروردگار خود را بامدادان و شامگاهان می خوانند مران.}
در این آیه ی شریفه، خداوند خطاب به پیامبر خویش از وی می خواهد که آن دسته از بندگان خویش که در صبح و شب وی را می خوانند و او را نیایش می کنند را از خود نراند؛ در این آیه حرف جر «باء»، در “بالغداوه و العشیّ” مفید معنای ظرفیت می باشد و از آن جا که مجرور آن –الغداوه– بر زمان دلالت دارد گفته می شود که حرف «باء» مفید معنای ظرفیت زمانی است؛ اما چرا حق تعالی از میان حروف مفید معنای ظرفیت از حرف «باء» استفاده کرده است؟ برای پاسخ به این سؤال، ابتدا از مجرور این حرف –الغداوه- و معطوفش -العشیّ– شروع می کنیم؛ لفظ “غداوه” که بر صبح زود یا بین فجر و طلوع اطلاق می شود و لفظ “العشیّ” که از غروب خورشید تا تاریکی یا آخر روز را در برمی گیرد؛ و از این که خداوند این دو لفظ را انتخاب کرده است این می باشد که مقصود وی از غداه و عشیّ، صلاه الغداه و صلاه العشی می باشد به همین دلیل به جای لفظ «غداه» از «بکره» استفاده نکرده است چرا که معمولا صلاه الغداه و صلاه الظهر و صلاه العصر گفته می شود، نه صلاه البکره.
«ال» بر سر این دو اسم نیز “ال استغراق” می باشد یعنی “فی کل عشیّ و کل غداه”؛ و با توجه به آن چه گفته شد و با توجه به حرف جر «باء» که در قالب معنای اصلی خود مفید این معنا واقع می شود، همگی حاکی از این می باشند که این افراد کاملا با عبادت مأنوس گشته اند و با آن عجین شده اند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود پایان نامه درمورد کتابخانه های ملی و کارشناسی ارشد

و معادل آن در زبان فارسی:
در زبان فارسی، نماینده ی حروف در افاده ی این معنی، حرف اضافه ی «در» می باشد که معمولا حرف اضافه ی «در» از جمله حذف می شود اما در تقدیر گرفته می شود؛ حرف «به» از آن دست حروفی است که می توانند در قالب معنای اصلی خود مفید این معنا واقع گردد؛ مانند این بیت از مولانا:
به صف ها رایت نصرت به شب ها حارث امت
نهاده بر کف وحدت در سبع المثانی را
(مولانا، 1374: 71 )
در این بیت حرف اضافه ی «به» به معنای «در» می باشد و افاده ی ظرفیت می کند و از آن جا که متمم آن – شبها– بر زمان دلالت دارد، گفته می شود که حرف اضافه ی «به» مفید معنای ظرفیت زمانی می باشد.
بر اساس آنچه که حرف «به» از تلفیق معنای اصلی اش –الصاق– و معنای فرعی اش در این جمله پیاده می کند، پیداست که شاعر، ممدوح خود را قرین و رفیق شب ها می داند؛ این را از دیگر قرائن موجود در جمله نیز می توان فهمید _ موصوف کردن وی به ” حارث امت ” – چرا که پاسبان شب، معمولا شب زنده دار است و رفیق و مونس شب هاست.
3-2-2-1-11- مصاحبت
«مصاحبت»، مصدر ثلاثی مزید عربی ( باب مفاعله) از ریشه ی (ص ح ب)، در لغت به معنای « همراه و ملازم و معاشر کسی یا چیزی شدن » می باشد؛ و از آن جا که این باب، بیانگر یک رابطه ی دوسویه می باشد در اصطلاح نحویان به معنای « مرافقت و همراهی دو چیز با هم » می باشد.
مصاحبت در حرف جر «باء»:
در زبان عربی نماد اصلی افاده ی این معنا در میان حروف جر، حرف جر «مع» می باشد؛ از این رو برخی نام دیگری بر آن اطلاق نموده اند و آن « معیّت » می باشد؛ در کنار آن، حروف دیگری نیز هستند که می توانند مفید این معنی واقع شوند، حرف جر «باء» از این دست حروف می باشد؛ مانند این بیت از ابوالعتاهیه:
مَن حسدَ الناس علی مالهم
تحمَّلَ الهَمَّ باعبائه
( أبوالعتاهیه، همان: 23 )