تحقیق درمورد معنای اصلی و زبان فارسی

دانلود پایان نامه
افاده ی این معنی عمدتا با حرف اضافه ی«تا» می باشد اما گاهی این دو حرف – به و تا – در ترکیب با هم مفید این معنا واقع می گردند؛ مانند این بیت از حافظ:
از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی
از ازل تا به ابد فرصت درویشان است
( حافظ، همان: 18 )
در این بیت، ترکیبی از دو حرف اضافه ی «تا و به» برای افاده ی معنای انتهای غایت زمانی آمده اند و عمدتا این ترکیب، زمانی به کار می رود که متکلم بخواهد از یک زمان بسیار طولانی صحبت کند، گاه به قصد اغراق گاه نیز به اغراض دیگر؛ شاید دلیل این که دو حرف مفید معنای غایت در کنار هم می آیند این باشد که هر کدام از این ها به تنهایی قادر به القای این مدت زمان طولانی نباشند.
3-2-2-1-8-موافقت و مطابقت
یکی دیگر از دلالت های فرعی حرف جر «باء» و حرف اضافه ی «به»، موافقت و مطابقت می باشد که پیش از این معنای لغوی و اصطلاحی آن آمده است.
موافقت در حرف جر «باء»:
نماینده ی اصلی حروف جر در افاده ی این معنا حرف جر «علی» می باشد؛ اما دلالت حرف جر «باء» بر این معنی مانند:
* و مَن لم یَحکُم بما أنزلَ اللهُ فَاولئک هم الظالمون * ( مائده: 8 )
در این آیه ی شریفه، حرف جر «باء» در “بما أنزل” معنای موافقت و مطابقت می دهد – هر کس بر اساس آنچه خداوند نازل کرده است حُکم نکند ستمکار است -؛ از این رو حرف جر «با» معنای ” مطابق با، بر اساس ” می دهد؛ حق تعالی از حرف جر «باء» در افاده ی این معنی استفاده کرده است و در این راستا، هدف خاصی را دنبال نموده است؛ حرف جر «باء» در قالب معنای اصلی خود – الصاق – مفید این معنی می باشد و الصاق، خوداز نوعی قرابت و نزدیکی حکایت می کند؛ چرا که اساسا تماس و برخورد با چیزی بدون نزدیک شدن به آن امکان پذیر نمی باشد؛ مقصود خداوند از آن چه که نازل کرده است، کتابش می باشد و با آوردن حرف «باء» بر سر آن، به این نکته اشاره دارد که که وی بایدها و نبایدها را در کتاب خود – که در دسترس و در اختیار همگان می باشد– آورده است و جای هیچ چون و چرایی باقی نگذاشته است، بنابراین هر کسی که بر خلاف آن، حکم کند، به یقین ستمکار است.
و معادل آن در زبان فارسی:
در زبان فارسی نماینده ی اصلی حروف اضافه در افاده ی این معنی، حرف «بر» می باشد؛ دلالت حرف اضافه ی «به » بر این معنی مانند:
برآمد بر آن تخت فرخ پدر
برسم کیان بر سرش تاج زر
( فردوسی، همان: 12 )
در این بیت، حرف اضافه ی «به» معنای “مطابق با” می دهد، یعنی “آن شاهزاده مطابق با رسم و آیین شاهان، بر سرش تاج زر نهاد”؛ دلیل این که شاعر از حرف اضافه ی «به» در افاده ی این معنی استفاده کرده است به وضوح پیداست چرا که این حرف با توجه به معنای اصلی خود –الصاق- که از نوعی تماس و قرابت حکایت می کند، آیین و رسم پادشاهی را در خون آن شاهزاده می بیند و این گونه بیان می دارد که آن شاهزاده با این رسوم و آیین ها بیگانه نیست.
3-2-2-1-9-ظرفیت مکانی
نماینده ی حروف جر در افاده ی معنای ظرفیت، حرف «فی» می باشد؛ اما در کنار آن، برخی دیگر از حروف جر نیز می توانند مفید این معنا واقع گردند؛ حرف جر «باء» از این دست حروف می باشد؛ مانند این آیه از قرآن کریم:
*فاخلَع نعلَیک إنّک بالواد المقدس طُوَی * ( طه: 12 )
{پای پوش خویش بیرون آور که تو در وادی مقدس طوی هستی.}
در این جمله از این آیه ی شریفه –إنک بالواد المقدس طوی- ، هم چنان که از دیگر ارکان جمله نیز پیداست، خداوند به تقدس سرزمین طوی اشاره نموده است و از پیامبر خویش می خواهد که با احترام در این سرزمین مقدس قدم بردارد و کفشهای خود را از پای بیرون آورد؛ از این رو از حرف جر «باء» در افاده ی این معنا استفاده کرده است تا در خطاب به موسی (ع)، تاکید بیشتری داشته باشد به این که وی دقیقا در محدوده ی سرزمین طوی قرار گرفته است نه در حوالی آن، از این رو بر او لازم می داند تا کفش های خود را از پای بیرون آورد.
معادل آن در زبان فارسی:
در زبان فارسی نیز در کنار نماد اصلی مفید معنای ظرفیت – حرف اضافه ی «در» -، حروف دیگری نیز هستند که می توانند مفید این معنا واقع گردند؛ حرف اضافه ی «به» از این قبیل می باشد؛ مانند این بیت از مولانا:
ز شمس الدین تبریزی به ناگه ساقی دولت