تحقیق درمورد معنای اصلی و زبان فارسی

دانلود پایان نامه
(سعدی، همان: 23)
در مصراع دوم این بیت، شاعر ادعا می کند که جان خود را در عوض یک اشاره از محبوب فدا می کند “جان به جواب سلام” و برای افاده ی مقصود خود، حرف اضافه ی «به» را آورده است چون حرف اضافه ی «به» در قالب معنای اصلی خود از نوعی تماس و برخورد حکایت می کند و تماس و برخورد، مستلزم نزدیکی و قرابت است؛ شاعر می خواهد با تلفیق این دو معنی “الصاق و بدل” به این نکته اشاره کند که جان وی متعلق به محبوبش می باشد و شیشه ی عمر وی در دستان یار می باشد.
3-2-2-1-5-تعلیل
درباره ی تعلیل نیز پیش از این در مبحث مقایسه ی حرف جر «من» و حرف اضافه ی «از» سخن به میان آمده است اکنون این دلالت، از منظر تازه ای در حرف جر «باء» و حرف اضافه ی «از» مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
-تعلیل در حرف جر «باء»:
در زبان عربی نمونه های فراوانی از این دلالت حرف جر «باء» به چشم می خورد؛ مانند این آیه از قرآن کریم: * و لَهم عذابٌ ألیم بما یَکذبون *( بقره: 10 )
{و به سزای آن چه دروغ می گفتند، عذابی دردناک خواهند داشت.}
در این آیه ی شریفه، خداوند علت عذاب دردناکی را که برای این گروه از جهنمیان مقدر کرده است، تکذیب کفر خود می داند؛ در این آیه نیز یکی دیگر از تلفیق های زیبای معنای اصلی حرف «به» -الصاق–، با یکی دیگر از دلالت های فرعی اش دیده می شود؛ چنان که از خود این آیه و آیات قبل و بعد این آیه پیداست خداوند از غوطه ور شدن کافران در گمراهی خویش سخن می گوید به گونه ای که حتی خود کافران نیز از این بی ایمانی خود نا آگاهند و آن را تکذیب می کنند؛ در این آیه، حرف جر «باء» در قالب معنای اصلی خود به این نکته اشاره دارد که کافران چنان با کفر و بی ایمانی خود گره خورده اند و عجین شده اند که حتی خودِ آنها، کفر و بی ایمانی اشان را تکذیب می کنند.
-معادل آن در حرف اضافه ی «به»:
در زبان فارسی نیز این دلالت ازحرف اضافه ی «به» فراوان به چشم می خورد و از آن می توان به این بیت از سعدی اشاره کرد:
خرم آن روز که جان می رود اندر طلبت
تا بیایند رفیقان به مبارک بادم
(سعدی، همان: 35)
در این بیت، شاعر از حرف اضافه ی «به » در افاده ی معنای تعلیل استفاده کرده است و منظور وی از حرف «به» در “به مبارک بادم” بیان علت وقوع فعل -آمدن رفیقانش – می باشد؛ از این رو حرف اضافه ی «به » به معنای «برای» می باشد.
شاعر در این بیت به شیوه ی مبالغه از آمدن دوستان برای شادباشش پس از جان باختنش در طریق وصال محبوب، سخن می گوید؛ درحالی که پس از مرگ افراد، دوستان و آشنایان برای عرض تسلیت، حضور می یابند اما شاعر جان باختن در طریق عشق را فرخنده و مبارک می داند و از آن ابراز خرسندی و شادکامی می کندو خود را در خور و شایسته ی این خوشبختی می داند؛ چنان که آشکار است هیچ حرف دیگری نمی توانست این مقصد شاعر را این گونه به مخاطب القا کند.
3-2-2-1-6- مجاوزت
پیش از این درباره ی تعریف لغوی و اصطلاحی مجاوزت سخن به میان آمده است.
-مجاوزت در حرف جر «باء»:
چنان که گفته شد مجاوزت در زبان عربی به دو قسم حقیقی و مجازی تقسیم می شود:
مجاوزت حقیقی در حرف جر«باء»:
خرجتُ بها أمشی تجرُّ وراءَنا
علی أثَرینا ذَیل مِرط مرَحَّل
( امرؤالقیس، بی تا: 14)
{ او را از خیمه اش بیرون بردم و او که دامن پر زیب و نگارش را در پی ما بر زمین می کشید، راه را در پیش گرفت.}
از آن جا که خروج از یک مکان با ترک آن مکان همراه است، در این بیت نیز خارج کردن معشوق از خیمه اش مساوی است با ترک خیمه؛ از این رو حرف جر «باء» در این بیت مفید معنای مجاوزت حسی می باشد چرا که ترک کردن خیمه، قابل ادراک حسی می باشد و در عالم واقع امکان پذیر است.