تحقیق درمورد معنای اصلی و زبان فارسی

دانلود پایان نامه
«موافقت »، در لغت نامه ی دهخدا به معنای “سازش و توافق و هماهنگی” آمده است. ( دهخدا، 191303: 1377. ج13) و در اصطلاح نیز به معنای «مطابقت دو چیز در یک ویژگی» می باشد؛ نماینده ی حروف اضافه در افاده ی این معنی، حرف اضافه ی «بر» می باشد.
گرچه این دلالت از حرف اضافه ی «از» در کتاب های دستوری فارسی ثبت نگردیده است اما دکتر محمدرضایی در مقاله ی خود تحت عنوان ” معانی «ب، به» فی اللغه الفارسیه و ما یعادلها فی العربیه”، یکی از دلالت های حرف اضافه ی «به» را، موافقت و مطابقت نامیده است ( محمدرضایی، 1385: 89 ) و آن جا که نمونه های فراوانی از این دلالت حرف «از» در لابه لای متون فارسی می توان یافت، پس این دلالت نیز می تواند در لیست دلالت های حرف اضافه ی «از» قرار گیرد؛ از آن نمونه ها می توان به این بیت از عراقی اشاره کرد:
تا کی از هجران جانان ناله و زاری کنم
از حیات خود به جانم، چند از این سان زیستن
(عراقی، 1338: 256 )
با اندکی تأمل در این قسمت از بیت، – چند از این سان – می توان دریافت که حرف اضافه ی «از» دلالت بر مطابقت و موافقت دارد؛ یعنی “تا کی مطابق با این شرایط می توان زندگی کرد؟”
شاعر از میان تمام حروف مفید این معنی، حرف اضافه ی «از» را به کار برده است تا با استفاده از این حرف که در قالب معنای اصلی اش می آید اشاره ای داشته باشد به این نکته که این وضع و شرایط زندگی –در فراق یار سوختن– همیشگی بوده و از ابتدا نیز این گونه بوده است.
3-2-1-1-16- تعاقب
« تعاقب »، مصدر ثلاثی مزید عربی ( باب تفاعل )از ریشه ی (ع ق ب) در لغت به معنای « از پس یک دیگر آمدن » است و از آن جا که این باب از یک رابطه ی دوسویه حکایت می کند، در اصطلاح علم نحو به معنای « رخ دادن و صورت گرفتن یک امر پس از دیگری » است.
در زبان عربی مانند زمانی که گفته می شود “قرأت الکتاب من جدیدٍ”؛ در این جا عمل خواندن کتاب، یک بار پس از دیگری تکرار شده است و این را از ترکیب حرف جر «من» و مجرورش – جدید – می توان دریافت.
معادل آن در حرف اضافه ی «از» فارسی:
« تعاقب » در لغت نامه ی دهخدا به معنای “از پس یکدیگر آمدن” ( دهخدا، 1377: 6795. ج5) و در فرهنگ معین به معنای “کسی را دنبال کردن” آمده است. (معین، 1353: 1097. ج1)
در زبان فارسی نیز این دلالت از حرف اضافه ی «از» را در ترکیبی این چنینی –به مثابه آنچه در عربی دیده شد– می توان دید که دو رخداد را یکی پس از دیگری به تصویر می کشد؛ مانند:
آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت و ز نو آدمی
(حافظ، همان: 313)
در این بیت شاعر از پدید آوردن عالم و آدمی پس از این آدم و عالم خاکی سخن می گوید، از این رو حرف جر «من» مفید معنای تعاقب می باشد که با آمدن در قالب معنای اصلی خود، به آغاز و شروع یک آدم و عالم دیگر اشاره دارد؛ اگر در گفتارهای روزمره هم دقت شود ترکیب این دو کلمه « از نو »را به وفور می توان دید.
3-2-1-1-17- ظرفیت
در این دلالت که مقصود از« ظرف »، مقتضیات زمانی و مکانی می باشد، حرف اضافه ی « من » به جای حرف « فی» می نشیند و مجرور آن، اسمی می باشد که قابلیت گنجایش مکانی یا زمانی را داشته باشد و به عبارت دیگر بر زمان و یا مکان دلالت کند؛ نماینده ی حروف جر در افاده ی این معنی، حرف جر «فی» می باشد اما حروف دیگری نیز می توانند در کنار آن مفید این معنا واقع گردند؛ در زبان عربی در کتاب های تفسیر قرآن کریم، نمونه هایی از حرف جر «من» آورده شده است که به جای حرف جر « فی» آمده است و افاده ی معنای ظرفیت می کند؛ مانند این آیه از قرآن کریم:
*ماذا خلقوا من الأرض * ( فاطر: 40 )
{که چه چیزی از زمین را آفریدید.}
بین مفسرین و علما بر سر معنای این حرف جر «من» اختلاف است و بسیاری آن را «مِن تبعیضیه» می دانند و این جمله این گونه ترجمه می شود “کدام یک از مخلوقات زمین را شما آفریدید” و بر اساس این دیدگاه، مجرور «من» – الأرض – مضافی در تقدیر دارد وآن “مخلوقات” می باشد (من مخلوقات الأرض)؛ و برخی دیگر حرف جر «من» را مترادف حرف «فی» می دانند؛ همه ی این تفاسیر به نوبه ی خود می تواند صحیح باشد اما در همه ی این موارد، حرف جر «من» در قالب معنای اصلی خود –ابتدای غایت– مفید این معنا واقع می شود و آن هدف خاص خداوند، در همه ی این دلالت ها اعمال می گردد و آن، پیدایش وآفرینش اولیه ی زمین و مخلوقات روی آن بوده است و از ابتدا هیچ کس جز خداوند یکتا در آن نقش نداشته است.
معادل آن در حرف اضافه ی «از» فارسی:
در زبان فارسی، نماینده ی حروف اضافه در افاده ی این معنی، حرف «در» می باشد؛ گاهی نیز دیده می شود که حرف اضافه ی «از» معنای «در» می دهد در این صورت متمم آن، اسمی است که بر زمان و یا مکان دلالت دارد؛ مانند این بیت از عطار:
هر که سرگردان این سودا بود