تحقیق درمورد معنای اصلی و زبان فارسی

دانلود پایان نامه
من از کجا و تمنای وصل تو ز کجا
اگر چه آب حیاتی هلاک خود جستم
( سعدی، همان: 27 )
در این جا نیز شاعر به همان شیوه ی مذکور با به کار بردن دو حرف اضافه ی «از»، مراتب تفاوت میان دو متباعد – من و تمنای وصل محبوب – را بی نهایت می داند چنان که به وصال خود با معشوق حتی در خیال و آرزو نیز نمی تواند دست یابد.
3-2-1-1-14-بیان منشأ یک امر
« منشأ »، اسم مکان از فعل ( نشأ ) در لغت به معنای « مکان صورت گرفتن و پای گرفتن یک امر» می باشد، اما در اصطلاح این منشأ، تنها شامل مکان نمی شود بلکه می تواند یک شخص و یا غیر از این ها را نیز دربر گیرد و فرق آن با ابتدای غایت در این است که در ابتدای غایت، انتها نیز لحاظ می گردد – اگرچه در تقدیر -، چنان که لفظ “غایت ” خود نیز گویای این مطلب می باشد؛ اما در بیان منشأ، تنها منبع و منشأ صورت یافتن امر، مورد نظر می باشد و انتهای آن لحاظ نمی گردد چه در ظاهر و چه در تقدیر.
در زبان عربی، نماینده ی حروف جر در افاده ی این معنی، حرف جر «من» می باشد و از نمونه های آن می توان به این آیه ی شریفه اشاره کرد:
*فسَلّموا علی انفسکم تحیّهً مِن عند الله مبارکهً * ( نور: 61 )
{به یک دیگر سلام کنید، درودی که نزد خدا، مبارک و خوش است.}
در این آیه ی شریفه، حرف جر «من» بیانگر منشأ سلام و تحیتی است که آن منشأ، جوار حق تعالی می باشد؛ چنان که ملاحظه می گردد در این دلالت، انتها لحاظ نمی گردد و آن چه مورد نظر می باشد همان منشأ و منبع درود و تحیت می باشد.
معادل آن در حرف اضافه ی «از» فارسی:
در زبان فارسی نیز نماینده ی حروف اضافه در افاده ی این معنی، حرف اضافه ی «از» می باشد و نمونه های فراوانی از این دلالت حرف «از» در لابه لای آثار ادبی فارسی به چشم می خورد.
مانند این بیت از نظامی:
ای کار مرا تمامی از تو
نیروی دل نظامی از تو
( نظامی، همان: 24)
شاعر در این گفت وگوی عارفانه اش با معبود خویش می باشد، منشأ سامان یافتن کار و احوال خود را، حق تعالی و الطاف وی می داند؛ چنان که از این بیت نیز برمی آید هدف، غایت و انتها نمی باشد بلکه شاعر، تنها به منشأ اصلی توجه دارد.
3-2-1-1-15-موافقت و مطابقت
« موافقت »، مصدر ثلاثی مزید عربی ( باب مفاعله ) از ریشه ی (و ف ق) در لغت به معنای « سازگاری و تناسب » می باشد؛ از آن جا که این مصدر از یک رابطه ی دوسویه حکایت می کند در اصطلاح به این معنی می باشد که امری، متناسب و مطابق امری دیگر واقع شود و از از شاخصه های آن این است که حرف جر «من» در این دلالت معنای “بر اساس”، “بر طبق” می دهد.
گرچه این دلالت از حرف «من» در کتاب های صرفی و نحوی عربی ثبت نگردیده است اما با دیدن نمونه هایی از این دلالت در میان آثار ادبی موجود در این زبان نمی توان از کنار آن به سادگی گذشت؛ مانند این آیه از قرآن کریم:
*کَلّا إنّا خَلقناهم مِمّا یَعلمون * (معارج: 39 )
{نه چنین نیست، ما آنان را از آن چه می دانند آفریدیم.}
در این آیه ی شریفه هم چنان که از سیاق آیه برمی آید مقصود حق تعالی این می باشد که ” ما آن ها را بر اساس آن چه خودشان می دانند آفریدیم “.
نماینده ی حروف جر در افاده ای این معنی، حرف «علی» می باشد اما دیگر حروف نیز در قالب معنای اصلی خود می توانند مفید این معنی واقع گردند؛ خداوند در این آیه ی شریفه حرف جر «من» را برای القای مقصود خویش اختیار کرده است چرا که «من» در قالب معنای اصلی خود – ابتدای غایت – بر این معنی دلالت می کند تا بر این اساس، اصل، را به همان ابتدای خلقت بشر نسبت دهد.
و معادل آن در حرف اضافه ی «از» فارسی: